تبليغاتX
عشق یعنی رهبرم سید علی
صفحه نخست | ليست مطالب | آرشيو مطالب | ارتباط با ما
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی  پنجشنبه شب  با حضور در منزل شهیدان مصطفی احمدی روشن و داریوش رضایی‌نژاد، دو تن از شهدای نخبه كشور، در فضایی معنوی با خانواده‌های آنان دیدار و گفتگو كردند.   

http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود سایز اصلی پوستر

ایشان در جمع خانواده شهید احمدی روشن با اشاره به اینكه این شهدای نخبه‌ی جوان مایه‌ی افتخار كشور هستند، خاطر نشان كردند: ارزش وجودی این شهدا از دو بعد قابل توجه است: جنبه اول، فعالیتهای علمی و تحقیقی و تسلط آنان به كارهای مهم و حساس است كه نشان از استعداد برتر و نخبگی آنان دارد و جنبه دوم، ابعاد الهی و معنوی این جوانان است كه همین عامل زمینه را برای شهادت آنان آماده می‌كند.   

             

                                                      http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود فیلم 

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای شهادت این جوانان را، در راه خدا و زمینه‌ساز پیشرفت اسلام دانستند و تأكید كردند: با پیروزی انقلاب اسلامی از تهمت‌های بزرگی كه دشمنان علیه این انقلاب مطرح می‌كردند این بود كه راه علم در این كشور بسته شد، اما جوانان كشور با مجاهدت و تصرف عرصه‌های علمی و به میدان آوردن حرفِ نو و ظرفیت‌های بالای خود، این تهمت دشمن را باطل كردند.

                    

رهبر انقلاب همچنین با حضور در منزل شهید داریوش رضایی‌نژاد با تأكید بر اینكه تلاش دشمنان برای ترور جوانان نخبه‌ی كشور، نشان‌دهنده‌ی عظمتِ كاری است كه آنان انجام می‌دهند، خاطر نشان كردند: امروز پیشرفت جمهوری اسلامی مایه‌ی دلگرمی ملتهای مسلمان و جوانان كشورهای اسلامی است.

            


شهید مصطفی احمدی روشن از دانشمندان و نخبگان برجسته‌ی كشور هفته گذشته در اقدام تروریستی عناصر وابسته به استكبار به فیض شهادت نائل شد؛ شهید داریوش رضایی‌‌نژاد نیز مرداد ماه امسال (1390) در اقدام تروریستی دیگری به شهادت رسیده بود.



گزارشی از متن و حاشیه دیدار رهبر معظم انقلاب با خانواده iهای شهید مصطفی احمدی روشن و شهید داریوش رضایی‌نژاد

در ادامه مطلب

 

منبع : http://farsi.khamenei.ir



ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :
نوشته : عاشق    نظرات :

نسخه جدید اجوبه الاستفتائات (سال 1390) 

http://www.leader.ir/tree/index.php?catid=11



دانلود نرم افزار جامع الاحکام(جدید)

حضرت آیت الله خامنه ای

 مخصوص موبایل(به صورت جاوا) شامل کتابهای

 رساله الاستفتائات 


و کتاب راهنمای فتوا که در آن اختلاف فتاوای

بین حضرت امام خمینی(ره)


ومقام معظم رهبری توسط حجت الاسلام فلاح زاده

 گردآوری شده است میباشد.

تقدیم به تمام کسانی که رهبر معظم انقلاب

را به عنوان مرجع تقلید انتخاب کرده اند.

 

  برای دانلود روی لینک زیر کلیک کنید

 

 

 

دانلود رهبری

 
نوشته : عاشق    نظرات :
 

شايد بسياري از آنان كه حداقل چهار دهه از زندگي خود را پشت سر گذارده‌اند،‌ به ياد بياورند كلام حضرت روح‌الله‌رحمت‌الله‌علیه را كه فرمود: «ما به آقاي مهدوي‌ ارادت داشته‌ايم و خواهيم داشت!» نقش ارزشمند اين عالم بزرگوار در ساليان اخير و عبور دادن نظام از گردنه‌هاي صعب، مؤيدي است بر ارادتي كه امام انقلاب از آن دم مي‌زد. آنچه در پي مي‌آيد پاره‌اي از تحليل‌هاي ايشان از منش حكومتي رهبر انقلاب و نيز حاشيه‌ها و چالش‌هاي انتخابات پيش روست كه در گفت و شنود با مجله پاسدار اسلام بيان داشته‌اند.


اگر موافق باشيد، مقداري درباره روش حكومتي مقام معظم رهبري صحبت بفرماييد.
مقام معظم رهبري روش حكومتي امام برايشان درس بود. البته اول همه به ذهنشان مي‌آمد كه اعمال ولايت بايد در چارچوب احكام منصوص باشد. نظر امام اين بود كه ولي‌فقيه نبايد فقط آنچه را كه منصوص است عمل كند و اين ولايت نيست، بلكه فتواست. امام مي‌فرمود همان مقامي كه پيامبر
صلوات‌الله‌علیه‌وآله و ائمه اطهارعلیهم‌السلام داشتند، يعني حكومت و نه فقط بيان احكام، به عهده فقيه هم هست. مقام معظم رهبري هم همين نظريه را تعقيب كردند و واقعاً هم خوب از پس اين كار برآمدند و خط امام را دنبال كردند.

الان به تصديق دوست و دشمن و حتي كساني كه مخالف هم هستند، در اين بيست و چند سال كسي بهتر از ايشان نمي‌توانسته خط امام را دنبال كند. اعمال ولايت مسئله مهمي است. و اين خصوصيت مهمي است كه ايشان دارا بودند، در پاسداري جايگاه امامت و ولايت ثابت‌قدم بودند.

خبرگان اين جايگاه را به حسب ظاهر به آقا واگذار كردند و در حقيقت كشف كردند، ولي نگهداري اين جايگاه، از امتيازات آقاست. هر كسي قدرت اين كار را ندارد. خيلي‌ها نه درست مي‌توانند كار كنند، نه قدرت ابقا و اداره دارند. آقا در حفظ اين جايگاه مسامحه نكردند، زيرا مسامحه در اين كار مساوي است با از بين بردن نظام. امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است و حفظ نظام به حفظ اين جايگاه بستگي دارد.ولايت فقيه ستون اين خيمه است و نبايد گذاشت متزلزل شود. من معتقدم اين صلابت در رهبري از خصوصيات ايشان است.

از كي با ايشان آشنا شديد؟
آشنايي كه از قم بود و از وقتي كه درس امام مي‌رفتيم. البته آشنايي بود و نه دوستي.

قاعدتاً دهه ۳۰ بوده...
بله، سال ۳۵، ۳۶؛ چون ايشان مشهد بودند و ما از اول در قم بوديم و بعد خودشان و اخوي شان -آسيد محمد- تشريف آوردند قم. در مدرسه حجتيه بوديم. آشيخ علي‌ آقا تهراني هم از همان وقت قوم و خويش آقايان شد. بين ما آشنايي بود، اما در آن زمان هم‌مباحثه‌اي نبوديم و جامعه روحانيت تهران هم تشكيل نشده بود.

ايشان ۸ سال از شما كوچك‌ترند.
بله، آن موقع كه ايشان رئيس‌جمهور و بنده نخست‌وزير بودم، ايشان مي‌گفتند آقاي مهدوي برادر بزرگ‌تر ما هستند. بعد كه در دوران مبارزات، بحث جامعه روحانيت شد و زندان و... آشنايي‌مان محكم‌تر شد.

در دهه ۵۰؟
بله.
به‌رغم اينكه ايشان در مشهد بودند و شما در تهران جامعه روحانيت را تشكيل داديد، ايشان به جلسات آن مي‌آمدند؟
بله، بيشتر به وسيله آقاي مطهري و مخصوصاً آقاي هاشمي. آقاي هاشمي بيش از ديگران با ايشان مأنوس بودند. گاهي كه تهران تشريف مي‌آوردند، در جلسات جامعه روحانيت شركت مي‌كردند.
از نظر علمي و فقهي، ارزيابي شما درباره ايشان چيست؟
‌بعد از فوت امام و دو مرجع ديگر مرحوم آيت‌الله اراكي و آيت‌الله گلپايگاني‌، مي‌دانيد كه در جامعه مدرسين بحث شد كه مرجع يا مراجع چه كساني باشند. آقايان در قم ۷ نفر را گفتند و ما در تهران به عنوان جامعه روحانيت ۳ نفر را معرفي كرديم. با تفاوت‌هايي كه افراد از نظر علمي داشتند، ما ديديم يكي از كساني كه مي‌تواند در جايگاه مرجعيت قرار بگيرد، ايشان هستند. بعضي از دوستان ما در جامعه مدرسين كمي روي اين موضوع تشكيك كردند، ولي بعد كه به‌تدريج پيش رفتيم و مخصوصاً
در جلسات شب‌هاي پنج‌شنبه كه در محضر ايشان بحث‌هاي فقهي مي‌شد، اين موضوع آشكارتر شد. شايد آقاي مؤمن و چند نفر ديگر، اوايل شك مي‌كردند، ولي بعد كه در آن شب‌ها نظرات فقهي ايشان مطرح شد، آقايان كاملاً ايمان پيدا كردند كه ايشان فقيه بسيار خوبي است.
ايشان هم حافظه فوق‌العاده‌اي دارد و هم نظرات خيلي خوبي. بسيار خوش‌فكر و خوش‌تحليل هستند. با اينكه از نظر سني از بسياري از فقها كوچك‌تر بودند، اما نظرات خوب، محكم و با مبنا و با توجه به تمام مباني‌اي كه در فقه داريم، از اصول و فقه و رجال ارائه مي‌كردند. ايشان از حيث رجال هم خيلي قوي هستند. يادم هست آقاي ناطق يك بار به من گفتند:«مي‌خواهيم از سوي جامعه روحانيت اعلام كنيم كه ايشان مرجع هستند و ايشان گفته‌اند از آقاي مهدوي هم بپرسيد كه آيا موافق هستند يا نه؟» گفتم:«بله. من نظرم اين است كه ايشان جزء مراجع هستند. » بحث اعلميت را نمي‌خواستيم مطرح كنيم، بلكه مي‌خواستيم كساني را كه صلاحيت مرجعيت و فتوا، آن هم در سطح بالا و نه اجتهاد در سطح پايين را داشتند، اعلام كنيم و با توجه به خصوصيات ايشان، در آن موقع واقعاً پذيرفتيم و بعد هم در مراحل مختلف، اين نظر تأييد شد.
هر چه زمان پيش رفت، نظرات فقهي و نظرات سياسي ايشان آشكارتر شد، چون در مسئله رهبري، تنها نظرات فقهي صِرف براي اداره كشور كافي نيست، بلكه فقه حكومتي مهم است و يك رهبر با توجه به مسائلي كه براي اداره يك حكومت مطرح است، بايد بتواند تصميم‌گيري كند، والا مسائل روزه و نماز و مسائل فردي به‌جاي خودش محفوظ است. جمع موجودين به يك معنا از اختصاصات ايشان است.
در يكي از پيام‌هاي امام اين مسئله تصريح شده كه اجتهاد فقط مسئله فقه و اصول نيست، بلكه شناخت موضوعات و شرايط و زمان و دوست و دشمن هم هست. اگر بخواهيم اين بخش از آگاهي‌ها را هم جزء شرايط مرجعيت حساب كنيم، تصور ما اين است كه از لحاظ مجموعه اطلاعاتي كه مقام معظم رهبري از همه ابعاد اجتماعي و فرهنگي و هنري و بين‌المللي دارند، اعلم مراجع هستند.

حرف ما هم همين بود. ما هم نمي‌خواستيم بگوييم فلان مسئله فقهيِ صرف كه در عبادات و... است، اين اعلم است يا آن، ولي در جايگاه رهبري بهتر از ايشان نداريم.

در جايگاه مرجعيت...
در جايگاه مرجعيت توأم با رهبري. اين جايگاه خاصي بود كه اختصاص به ايشان داشت. آقايان ديگر حتي ادعاي اين را هم نداشتند.

شرايط زمان امام از جهاتي بسيار متفاوت با شرايط بعد از امام است؛ يعني دشواري‌ها و سختي‌ها بيشتر شده‌اند. دشمن در دهه اول انقلاب گيج بود و مخصوصاً بعد از اشغال سفارت امريكا، نيروها و سازماندهي خود را از دست داده بود و حركاتش در برخورد با انقلاب، كاملاً انفعالي بود. نيروهايش هم لو رفته بودند و شرايط سختي براي آنها به وجود آمده و طبعاً فرصتي براي انقلاب در دهه اول فراهم شده بود. تفاوت ديگر شايد اين باشد كه امام مرجعيت عامه داشت كه بعد از رحلت ايشان اين بُعد تقسيم به ۱۰ و بين تعداد زيادي از مراجع توزيع شد. افرادي كه آن زمان در مجموعه نظام بودند، همه خود را شاگرد امام مي‌دانستند، اما بسياري خود را هم‌عرض‌ آقا و حتي گاهي بالاتر از ايشان مي‌دانستند و آن انقيادي را كه نسبت به امام داشتند، نسبت به ايشان نداشتند. دشمن در اين دوره كاملاً خود را بازسازي كرد و به شكلي عميق وارد عرصه شد. در آن زمان ماهواره و اينترنت و... هم نبود و دشمن مثل امروز مجهز به انواع ابزارها نبود. به نظر مي‌رسد شرايط بعد از رحلت امام و در دهه دوم و سوم انقلاب بسيار پيچيده‌تر و سخت‌تر شده باشد. با توجه به اين تفاوت‌ها، نظر حضرت‌عالي در باره نقش ايشان در جايگاه رهبري و هدايت كشتي انقلاب در توفان بسيار سخت پس از رحلت امام چيست؟
البته من خيلي اهل تحليل نيستم و بيشتر مي‌توانم متن مسائل را بگويم و خيلي نمي‌توانم تحليل كنم كه اين چطور است و آن چطور. به اجمال عرض مي‌كنم كه بالاخره بعد از امام، مِن حيث ‌المجموع، چه از نظر اجتهادي كه توأم با رهبري است -و نه اجتهاد مطلق- و چه از نظر اداره كشور در بحران‌هاي مختلف،
ما مثل ايشان سراغ نداريم. خداوند ايشان را تا ۱۲۰ سال نگه دارد. من خودم اين‌جور باور دارم و از روي عقيده‌ حرف مي‌زنم، نه از روي مصلحت‌انديشي. چه در زماني كه بنا شد ايشان رئيس‌جمهور باشند و بنده نخست‌وزير، چه بعد از رحلت امام كه ايشان رهبر شدند، در اين ۲۰ و چند سال، من واقعاً به عقيده خودم عمل كرده‌ و روي عقيده‌ام ايستاده‌ام و در تمام اين نوساناتي كه واقع شد و با تمام مشكلاتي كه بود، اعتقادم اين بود كه رهبري ايشان منحصر به فرد است و ايشان خوب مي‌توانند مملكت را اداره كنند و بايد ايشان را تأييد كرد؛ لذا در همه اين بحران‌ها و بالا و پايين رفتن‌ها و با همه نوسانات، اعتقاد من اين بوده است كه بايد ايشان را تأييد كرد. اصلح ايشان است و ما صالحش را هم پيدا نكرديم چه رسد به اصلح. من معتقدم ايشان هم از نظر مديريت و هم از نظر تقوا در جايگاه رفيعي است، چون ما به عنوان نايب امام زمان‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف درباره رهبر بحث مي‌كنيم.
رهبري در محدوده قانون اساسي است يا نايب امام زمان؟
آقاي آقازاده قبل از انتخابات ۸۸ پيش من آمد و گفت:«شما با آقاي ميرحسين موسوي مخالفت نكن و سكوت كن.» من دو تا ايراد گرفتم و گفتم: «من آقاي ميرحسين را از نظر اقتصادي يك آدم سوسياليست مي‌دانم. ايشان نه فقط در دوران جنگ كه اصولاً سبك تفكرش اين بود. روي بدي و خوبي اين عقيده بحث ندارم، ولي به هر حال ايشان عقيده‌اش اين بود. مسئله بعدي هم اينكه ايشان به آقاي خامنه‌اي اعتقاد ولايي ندارد. ولايت آقاي خامنه‌اي مثل ولايت بوش و مائوتسه تونگ نيست. مردم آنجا هم آنها را رهبر مي‌دانند، ولي ما آقاي خامنه‌اي را به معناي عام و آنچه كه در دنيا مرسوم است، رهبر نمي‌دانيم، بلكه مي‌گوييم ايشان نايب امام زمان است و نوعي تقدس براي اين جايگاه قائليم. اين تقدس، در نظام ما كارساز است و ما بر اساس اين اعتقاد دنبال كسي مي‌رويم. مردم هم با همين اعتقاد در زمان امام بچه‌هايشان را به جبهه‌ها مي‌فرستادند و شهيد مي‌دادند. آقاي ميرحسين به اين اعتقاد ندارد. ممكن است بگويد رهبري را در قانون اساسي قبول دارد، ولي اين براي ما كافي نيست.»
آقاي آقازاده گفت: «در زمان امام ايشان را قبول نداشت، چون امام رهبر بود، ولي الان كه ايشان رهبر شده‌اند، قبولشان دارد.» گفتم:«خير، اين نوع رهبري را كه ما مي‌گوييم، ايشان قبول ندارد.» گفت: «دارد.» گفتم: «ندارد و خواهي ديد.» انتخابات كه تمام شد و آن اوضاع كه پيش آمد، به ايشان گفتم: «ديدي آقا را قبول ندارد. رهبري ما يك نوع تقدس دارد. ايشان اگر مقام ولايت و مقام رهبري را قبول داشت، نتيجه انتخابات را مي‌پذيرفت و مي‌رفت تا در دوره‌هاي بعد شركت كند، ولي اين كار را نكرد.»

مي‌خواهم بگويم رهبري و ولايت در نظام ما تقدسي دارد كه افرادي كه مي‌خواهند به ميدان بيايند، بايد آن را قبول داشته باشند و ما با اين تقدس، اين رهبري را پذيرفته‌ايم. اگر كساني اين را بپذيرند، مي‌توانيم بگوييم نظام را قبول دارند و اگر نپذيرند، نمي‌شود. من معتقدم اين تقدس را بايد حفظ كرد و صرف اينكه ايشان حاكم هستند و رئيس و رهبر، كافي نيست. آنچه در نظام ولايي و اسلامي ما مي‌تواند كارساز باشد، اين اعتقاد است كه ولايت فقيه، نيابت از جانب ولي‌عصر است.

از اين بُعد معنويت، قداست و تقوا، ويژگي‌ برجسته‌اي در ذهن شما هست؟
من در ايشان تقوا و عدالت و مردمداري و زهد را مي‌بينم. ايشان تمام خصوصياتي را كه يك فقيه نايب امام زمان بايد داشته باشد، دارند.

مصاديقي از تقوا و ساده‌زيستي و آنچه ‌شاخص‌هاي نيابت امام زمان است بفرماييد.
بعضي چيزها را نمي‌شود گفت. بعضي‌ها خيال مي‌كنند اينكه امام ساده‌زيست بوده‌اند، اين است كه مثلاً ايشان آب كه مي‌خوردند، بقيه‌اش را دور نمي‌ريختند. خيلي‌ها اين تقيد را دارند. من به اينها نمي‌گويم ساده‌زيستي. فردي در جايگاهي هست كه همه امكانات در اختيار اوست و مي‌تواند از اين امكانات استفاده كند، لو لا التقوي. خودش و خانواده‌اش و بچه‌هايش يك كارهايي بكنند. من نمي‌گويم آقا بايد مثل مرحوم "آشيخ محمدحسين زاهد" توي يك اتاق زندگي كند. اينكه كار رهبري نيست. بنده زهد رهبري را به اين نمي‌بينم كه برود و در يك اتاق كوچك زندگي كند، چون خود اميرالمؤمنين هم در دارالعماره كار مي‌كرد كه مقر حكومتي بزرگي بود. گاهي هم در مسجد كوفه حكم مي‌كرد، ولي هميشه كه اين‌ طور نبود. هميشه كه نمي‌شود مملكت را از روي سكو اداره كرد. اينها نتيجه درست درك نكردن تاريخ است.
دارالعماره در زمان اميرالمؤمنين بوده و مقر حكومت هم در آنجا بوده. بودنِ علي در دارالعماره كه مخالف با زهد نيست، بايد ديد در مسائل شخصي چه مي‌كرده؟ آيا از امكانات عمومي استفاده شخصي مي‌كرده يا نه؟ گذشتش در اين جايگاهي كه مي‌تواند اعمال قدرت كند، چقدر بوده؟ اگر انسان به كساني كه مخالفت مي‌كنند و حتي فحش مي‌دهند، برود و سلام كند، بزرگواري است و من اينها را در آقا مي‌بينم.ايشان نه دنبال مال است، نه به دنبال اعمال قدرت به معناي غلط آن، نه خانواده‌شان را مي‌خواهند وارد اين مسائل و از اين جايگاه سوء استفاده كنند. بنده به اين چيزها مي‌گويم زهد و اين چيزي است كه براي همه معلوم است و حتي دشمن هم مي‌داند و به آن معترف است. زهد اين نيست كه آقا در خانه نان و ماست يا نان و پنير بخورند. ايشان بايد غذاي خوب بخورد. چرا نخورد؟ اگر غذاي سالمي بخورد كه تناقضي با زهد ندارد. اميرالمؤمنين مي‌فرمايد كسي نمي‌تواند مثل من زندگي كند. نان جو و اين چيزها مال حضرت علي‌علیه‌السلام بوده. "الا و انكم لا تقدرون علي ذلك و لكن اعينوني بورع و اجتهاد و عفه و سداد" يك رهبر بايد اين چهار ويژگي را داشته باشد كه ايشان دارند. اين معناي رهبري است. خيلي‌ها اول كار، به معناي غلط ساده‌زيستي، زندگيشان خيلي ساده است، ولي بعد كه دستشان مي‌رسد، نمي‌توانند خود يا فرزندان و خانواده‌شان را نگه دارند. قدرت اداره خانواده امر بسيار مهمي است.

ما انتخاباتي را در پيش داريم؛ دشمن در كمين است و جريان نفاق در كنار ما. توصيه جنابعالي براي اينكه جامعه ما از گردنه انتخابات‌هاي آينده ان‌شاءالله به سلامت عبور كند و تجربه تلخ دوران اصلاحات را در پيش نداشته باشيم، چيست؟
من توصيه ندارم. بنده كاري را كه به ذهنم آمد اين بود كه رفتم و در جامعه مدرسين گفتم در اين مقطع از انقلاب بايد چه كار كنيم؟ چه اصول و شاخص‌هايي را بايد در نظر بگيريم و بر آن مدار حركت كنيم؟ و رسيديم به ۱۲ شاخصي كه شاخص‌هاي اصول‌گرايي بودند. اين اصول هم در كلمات امام بودند، هم در قانون اساسي، هم در بيانات مقام معظم رهبري و هم تجربه ۳۰ سال انقلاب نشان داده بود كه اين اصول بايد مورد توجه باشند تا اشتباهات و افراط و تفريط‌ها واقع نشوند. ما؛ يعني جامعه مدرسين و جامعه روحانيت مبارز، اين كار را كرديم. بعد هم بعد اصول‌گرايان را دعوت كرديم و گفتيم مي‌خواهيم اين مسائل را مطرح كنيم. به‌طور اجمال آقا را هم در جريان امر قرار داديم، ولي ايشان در اين كارها وارد نمي‌شوند و دخالت نمي‌كنند، منتها در بيانات خود به اين اصول اشاره كردند.

ما اين اصول را آورديم و بعد از همه كساني كه اين اصول و امام و رهبري را واقعاً قبول دارند، دعوت كرديم كه بيايند. اين گروه‌هاي ۸+۷ دور هم نشستيم. من مي‌گويم اگر رهبر را قبول داريد،ايشان مي‌گويند هر كس آمد و گفت من اين اصول و قانون اساسي و انقلاب و اسلام و رهبري را قبول دارم، حتي اگر اختلاف سليقه با من هم دارد، نبايد از انقلاب طرد شود. پرسيديم اصلاح‌طلب‌ها چطور؟ گفتند اگر آمدند و اقرار به اشتباه كردند، مسئله‌اي نيست، ولي نه اينكه بگويند ما مي‌خواهيم بياييم در انتخابات و از نان پخته شده استفاده كنيم. بيايند و بگويند ما در برهه‌اي اشتباه كرديم و حالا هم فهميده‌ايم و ديگر نمي‌خواهيم آن اشتباهات را تكرار كنيم.

من تا اين حد پيش آمدم؛ لذا ما در اين ۸+۷ گفتيم بعضي از افراد ممكن است در اين ميان اشتباهاتي كرده باشند يا به قول آنها سكوتي و دوپهلو حرف زدني، ولي اينها كساني هستند كه واقعاً گذشته‌ها را جبران كرده‌اند. من مي‌گويم بياييد با هم باشيم. اين دوستان مي‌گويند ما بايد حزب‌اللهي‌‌ها را حفظ كنيم. ما هم مي‌گوييم بله، بايد اين كار را بكنيم، ولي حزب‌اللهي‌‌ها را چه كساني بايد حفظ كنند؟ وقتي همه با هم شديم، مي‌توانيم حزب‌اللهي‌‌ها را حفظ كنيم، ولي اگر جدا شديم، نمي‌‌توانيم. بنده به دوستان جبهه پايداري كه خدا حفظشان كند، مي‌گويم شما مي‌گوييد گفتمان ما غير از گفتمان ديگران است، ما عدالت‌خواهيم، ساده‌زيستي را مي‌‌خواهيم، دشمن‌ستيزي را مي‌خواهيم، ولايت را مي‌‌خواهيم. به آقاي حسينيان گفتم:«مگر ما ظلم را مي‌خواهيم كه شما عدالت را مي‌خواهيد؟ مگر ما تجمل را مي‌خواهيم؟ مگر ما مي‌خواهيم با امريكا بسازيم؟ يا مگر ما رهبري را قبول نداريم؟ چرا به شكل اختصاصي مي‌گوييد اين گفتمان ماست؟» گفتند:«ما جنبه‌هاي مثبت خودمان را مي‌گوييم.» گفتم:«جنبه مثبت شما معنا دارد. اگر چيزي اختصاصي نيست، بگوييد اين گفتمان اصول‌گراهاست و ما هم داريم. جلسات داشته باشيد، ولي جلساتي كه مفهومش جدايي و افتراق است، نداشته باشيد»، ولي آقايان كم‌لطفي كردند. الان هم هر وقت از من مي‌پرسند، مي‌گويم آقايان خوب هستند. در حرم امام ‌رضاعلیه‌السلام يكي از من پرسيد:«آقاي مهدوي! اين پايداري‌ها چطورند؟» گفتم:«خيلي خوبند.» گفت:«پس چرا حرف‌هايشان را قبول نمي‌كنيد؟» گفتم:«مگر چه مي‌گويند؟» گفت:«مي‌گويند گفتمان ما عدالت است.» گفتم:«مگر ما مي‌گوييم ظلم است؟ ما هم كه همين را مي‌گوييم.» به آقاي حسينيان گفتم:«شما يك‌جوري صحبت كرده‌ايد كه بنده شده‌ام طرفدار ظلم! مثل آقايان مجمع روحانيون كه آمدند گفتند ما مخالف آمريكا هستيم و ما را امريكايي كردند!»

به هر حال در دل حزب‌اللهي‌‌ها و مردمي كه به انقلاب علاقه‌مندند و زير فشار رواني فتنه دو سال گذشته هم بوده‌اند، نوعي نگراني ناشي از اين دوگانگي وجود دارد. تصور مي‌فرماييد در عمل، اين دوگانگي به كجا خواهد رسيد؟
دوگانگي مضر است، ولي اينكه به كجا برسد، نمي‌دانم. من به آقايان گفته‌ام شما مي‌گوييد يك عده در انقلابي‌گري قوي‌تر و باگذشت‌تر هستند. شكي نيست كه ما افراد مختلفي را داريم، ولي همه اينها در اصول كلي با هم مساوي و مشترك هستند.
ما بايد تفاوت‌ها را ناديده بگيريم. نمي‌گويم آنهايي را كه مخالف انقلابند، بياوريم، ولي كساني را كه اين اصول مشترك را دارند، بايد جمع كنيم. جناب آيت‌الله مصباح گفته بودند:«وحدت نمي‌شود.» ايشان وحدت را برده بود به وحدت فلسفي. گفتم:«ما كه وحدت فلسفي نمي‌خواهيم. نه فلسفي مي‌خواهيم، نه شيميايي. ما يك وحدت اجتماعي ‌ـ ‌سياسي مي‌خواهيم كه در آن مشتركات را مي‌گيرند و همكاري مي‌كنند. مگر در يك مجلس همه يك‌ جورند؟ از نظر فلسفي حتي دو نفر نمي‌توانند با هم يكي شوند، چون از نظر فلسفي، حدود متشخص به ذات است. هيچ فردي مثل فرد ديگر نمي‌تواند بشود. آنچه كه ما مي‌خواهيم جنبه‌هاي مشتركمان است. مگر ما نمي‌گوييم با برادران اهل سنت بايد ائتلاف كنيم؟ ائتلاف با آنها يعني اينكه نه آنها شيعه مي‌شوند و نه ما سني، ولي مشتركات داريم.

در اين انقلاب كساني كه امام، رهبري و قانون اساسي را قبول دارند، در بعضي از جنبه‌ها ممكن است تفاوت‌هايي داشته باشند. بياييم با هم باشيم، چون در اين صورت است كه هيچ نگراني‌اي وجود ندارد و انقلابيون، در انتخابات، اكثريت را به دست خواهند آورد، ولي اين جدايي‌اي كه الان درست كرده‌اند، خطرناك است. ممكن است نيتشان هم خير باشد، من نمي‌دانم، ولي كار خوبي نمي‌كنند. من از اول هم گفته‌ و دو بار هم با آنها ملاقات كرده‌ام كه اين كار را نكنيد، به ضرر كشور است. اين همان چيزي است كه دشمن مي‌خواهد و بين ما را هم دائماً شكرآب خواهد كرد. وقتي دوگانگي پيش آمد، از آن حرف‌هايي در مي‌آيد. بسياري از حرف‌هايي كه در اين سايت‌هاست، ممكن است دروغ باشد، ولي مي‌گويند. ما اگر با هم باشيم و بگوييم هيچ اختلافي نداريم، مي‌توانيم به اينها بگوييم حرف بيخود نزنيد و هيچ دعوايي هم نمي‌شود. گفتند ما حزب‌اللهي‌‌ها را نمي‌توانيم بياوريم، چون آقاي باهنر هست و آقاي لاريجاني و آقاي قاليباف و اينها نبايد باشند. بنده گفتم حذف اينها از انقلاب، صحيح نيست. من حذف را نمي‌پسندم و دلم مي‌خواهد آنها باشند. اخيراً هم كه آمدند، گفتم شما تشريف بياوريد. ما به جبهه پايداري نگفتيم نيايند، خودشان نمي‌آيند.

يكي از آنها گفت: «ما شما را خيلي قبول داريم.» گفتم: «شما مي‌خواهيد مرا مثل بودا كنيد.» بودا يك مجسمه است و بودائي‌ها مي‌روند و پايش را مي‌بوسند و از اين كارها، ولي حرفش را گوش نمي‌كنند. شما هم مي‌گوييد آيت‌الله مهدوي‌كني را قبول داريم، آدم خوبي است، ولي به حرفش گوش نمي‌دهيم. آيت‌الله مهدوي بودايي به درد نمي‌خورد. اگر قبول داريد كه مهدوي آيت‌الله است و آدم خوبي هم هست، حرفش را بپذيريد. من هم حرف تحميلي و زوري كه نمي‌زنم. حرفي است كه همه جا مي‌پسندند. مي‌گويم آقا بياييد همه با هم باشيم، همديگر را حذف نكنيم. من مطمئنم مقام معظم رهبري هم اين را مي‌پسندند كه همه با هم باشيم. خيلي از سختگيري‌ها را بايد كنار بگذاريم.

البته يك نكته مهم هم هست كه هر كدام از اينها يك وزني دارند كه بايد وزنشان ديده شود. ما گفتيم يك نفر بيايد و معنايش اين است كه وزن، پايين‌تر است. كاري كه ما كرديم، اين‌جوري بوده. امام مي‌فرمودند اگر همه انبيا يك جا جمع بشوند، هيچ دعوايي ندارند. واقعاً همين‌ طور است. بالاخره توي ماها يك چيزهايي هست كه مانع اخلاص مي‌شود. اين مهم است. گذشت لازم است.
الان اختلاف واقعاً آرزوي دشمن و جريان نفاق است و وحدت قطعاً خلاف ميل دشمن است.

من مي‌گويم ائتلاف و نمي‌گويم وحدت. قرآن نگفته فَوَحَدَهُ بَيْنَ قُلُوبِكُم، بلكه گفته "فاَلّف بَيْنَ قُلُوبِكُم"، "وَ اذْكروا نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْكمْ إِذْ كنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكمِْ" ائتلاف معنايش همين است كه اختلافاتي را كه با هم داريم، روي مصلحت اصلي ناديده مي‌گيريم و روي يك جهت كلي مشترك حركت ‌كنيم. در اين صورت مي‌شود كار كرد.

به عنوان حسن ختام يك جمله هم ما را نصيحت كنيد.
من نصيحت بلد نيستم. بالاخره برادر! آن چيزي كه در پيشگاه خدا به درد مي‌خورد، اخلاص و صفا و صميميت است، بقيه حرف‌ها، حرف است. همه اين دعواهايي كه داريم، براي رسيدن به خواست خداست. يك بار سر درس مي‌گفتم خيلي از دعواهايي كه مي‌كنيم روي نداشتن اخلاص است و خودمان هم نمي‌دانيم.
منبع: پاسدار اسلام

 

نوشته : عاشق    نظرات :

 

میانگین امتیار کاربران: / 6
ضعیفعالی 

امام حسين (عليه السلام) در بيانات امام خامنه ای :

- اگر عشق به امام حسين و ذكر مصائب اين بزرگوار نبود، معلوم نبود كه نهضت ما با اين كيفيت به پيروزى برسد.

-
امام حسين (عليه‏السّلام) عظيم‏ترين مبارز و مجاهد تاريخ اسلام است.

- ماجراى امام حسين، نجاتبخشى يك ملت نبود، نجاتبخشى يك امت نبود، نجاتبخشى يك تاريخ بود.

 

 - محبت مردم به حسين‏بن‏على (عليه‏السّلام) ضامن حيات و بقاى اسلام است.

-
حسين ‏بن ‏على (عليه‏السّلام) مظهر عزت راستين و نمودار كامل افتخار حقيقى است؛ هم در چشم ما مردمِ اسير در دستگاه مادى عالم، و هم براى رستگاران عالم ملكوت.

-
حركت امام حسين، حركت عزت بود؛ يعنى عزت حق، عزت دين، عزت امامت و عزت آن راهى كه پيغمبر ارائه كرده بود.

- نوجوان ها و جوانها هم دخترها هم پسرها و بقيه‏ ى اشخاص در دوره‏هاى مختلف، طهارت و صداقت و سلامت و نشاط حسين‏بن‏على را الگوى خود قرار دهند.

 


 
محرم ، عاشورا و اربعين از ديدگاه امام خامنه ای :


- امام بزرگوار ما به بركت محرم و با همين تحليل و منطق، خون را بر شمشير پيروز كرد. اين يك نمونه است كه شما ديديد.

-
اهميت اربعين در آن است كه با تدبير الهى در اين روز خاندان پيغمبر و ياد نهضت حسينى براى هميشه جاودانه شد.

-
حادثه‏ى كربلا بايد زنده بماند.

-
حكومت و حاكميت و اعلاى كلمه‏ى اسلام و ايجاد اميد به بركت اسلامى در دل مستضعفان عالم، آثار محرم است.

-
اين‏جانب همه‏ى مردم - بخصوص جوانان - را به ... گرم نگهداشتن مراسم عزادارى سالار شهيدان حسين‏بن‏على توصيه مى‏كنم.

-
درسى كه اربعين به ما مى‏دهد، زنده نگهداشتن ياد حقيقت و خاطره‏ى شهادت در مقابل طوفان تبليغات دشمن است.

-
روح نهضت ما و جهتگيرى كلى و پشتوانه‏ى پيروزى آن، همين توجه به حضرت ابى‏عبداللَّه(عليه الصّلاةوالسّلام) و مسايل مربوط به عاشورا بود.

-
عاشورا اسلام را نگه داشت.

-
قمه‏زدن هم از آن كارهاى خلاف است. ... كار غلطى است كه عده‏يى قمه‏ها را بگيرند و به سرهاى خودشان بزنند. ... كجاى اين، عزادارى است؟! اين جعلى است. اينها چيزهايى است كه از دين نيست. بلاشك خدا راضى نيست. ... اين قطعاً خلاف است. امام حسين به اين معنا راضى نيست.

-
كسانى كه از خاندان وحى و نبوت اسير شدند، عزيزترين و شريفترين انسانهاى تاريخ اسلام بودند.

-
واقعه‏ى كربلا در روز عاشورا يك فصل عظيم از تاريخ ماست.

-
يكى از بزرگترين نعمتها براى جامعه‏ى شيعى ما، نعمت خاطره و ياد حسين‏بن‏على، محرم و عاشورا است.

-
ماه محرم، ماه تعليم مجاهدت فى‏سبيل‏اللَّه به وسيله‏ى برترين خلايق، حضرت اباعبداللَّه (عليه‏السّلام) است.

- احترام عاشوراى حسينى و محرم براى مردم ما يك فريضه و امر بزرگ و مهم به‏شمار مى‏رود.

 


محرم - عاشورامحرم و عاشورا از ديد گاه امام خمينی :


- محرم ماهى است كه عدالت در مقابل ظلم و حق در مقابل باطل قيام كرده ، و به‏اثبات رسانده است كه در طول تاريخ ، هميشه حق بر باطل پيروز شده است . محرم ماهى است كه به وسيله سيد مجاهدان و مظلومان اسلام زنده شده ، و از توطئه عناصر فاسد و رژيم بنی امیه ، كه اسلام را تا لب پرتگاه برده بودند ، رهایی بخشيد . اين خون سيد الشهدا است كه خون های همه ملت های اسلامی را به جوش می آورد .

- ماه محرم براى مذهب تشيع ماهى است كه پيروزى ، در متن فداكارى و خون به‏دست آمده است . محرم ماه نصضت بزرگ سيد شهيدان و سرور اولياى خداست ، كه با قيام خود درمقابل طاغوت ، تعليم سازندگى و كوبندگى به بشر داد ، و راه فناى ظالم و شكستن‏ستمكار را به فدايى دادن و فدايى شدن دانست . و اين خود سرلوحة تعلميمات اسلام‏است براى ملتها تا آخر دهر . با حلول ماه محرم ، ماه حماسه و شجاعت و فداكارى آغاز شد .

- ماهى كه خون بر شمشير پيروز شد . ماهى كه قدرت حق، باطل را تا ابد محكوم و داغ باطله ؛برجبهه ستمكاران و حكومتهاى شيطانى زد . ماهى كه به نسلها در طول تاريخ ، راه‏پيروزى بر سرنيزه را آموخت. ماهى كه شكست ابر قدرتها را در مقابل كلمه حق ، به ثبت رساند . ماهى كه امام مسلمين ، راه مبارزه با ستمكاران تاريخ را به ماآموخت . سيد الشهدا را كشتند ، اسلام ترقى‏اش بيشتر شد . سيد الشهدا - سلام الله عليه- با همه اصحاب و عشيره‏اش قتل عام شدند ، لكن‏مكتبشان را جلو بردند . شهادت حضرت سيدالشهدا مكتب را زنده كرد . زنده نگه داشتن عاشورا ، يك مساله بسيار مهم سياسى - عبادى است .

- انقلاب اسلامى ايران ، پرتويى از عاشورا و انقلاب عظيم الهى آن است . كربلا كاخ ستمگرى را با خون درهم كوبيد ، و كربلاى ما كاخ سلطنت‏شيطانى را فروريخت . كربلا را زنده نگه داريد و نام مبارك حضرت سيدالشهدا را زنده نگه داريد ، كه‏با زنده بودن او اسلام زنده نگه داشته مى‏شود . مساله كربلا ، كه خودش در راس مسائل سياسى هست ، بايد زنده بماند . ملت بزرگ ما بايد خاطره عاشورا را ، با موازين اسلامى ، هر چه شكوهمندتر حفظنمايد .

- اين محرم را زنده نگه داريد ، ما هر چه داريم از اين محرم است . محرم و صفر است كه اسلام را زنده نگه داشته است . تمام اين وحدت كلمه‏اى كه مبدا پيروزى ما شد ، براى خاطر اين مجالس عزا وتبليغ و ترويج اسلام شد . اين مجالس سوگوارى و اين مجالس‏مجالس زرگداشت‏سيد مظلومان و سرور آزادگان ، كه مجالس غلبه سپاه عقل برجهل ، و عدل بر ظلم ،و امانت بر خيانت ، و حكومت اسلامى بر حكومت طاغوت‏است ، هر چه با شكوهتر و فشرده‏تر برپا شود ، و بيرقهاى خونين عاشورا به علامت‏حلول روز انتقام مظلوم از ظالم ، هر چه بيشتر افراشته شود. ماه محرم ماهى است كه مردم آماده‏اند براى شنيدن مطلب حق.

- گريه كردن بر عزاى امام حسين، زنده نگه‏داشتن نهضت ، و زنده نگه‏داشتن همين‏معنا كه يك جمعيت كمى در مقابل يك امپراطورى بزرگ ايستاد ، دستور است . بايد سينه زدن هم محتوا داشته باشد . عاشورا روز عزاى عمومى ملت مظلوم است ، روز حماسه و تولد جديد اسلام ومسلمانان است .

نوشته : عاشق    نظرات :
«پروردگارا! دل‌های ما، جان‌های ما، رفتار ما، اعمال ما را متاثر از یاد

شهدای كربلا و سالار شهیدان قرار بده!»


دعای   رهبر انقلاب در شب آخر مراسم عزاداری محرم
1432





باز محرم شدو دلها شکست              از غم زینب دل زهرا شکست


باز محرم شد و لب تشنه شد            از عطش خاک کمرها شکست


آب در این تشنگی از خود گذشت       دجله به خون شد دل صحرا شکست


قاسم ولیلا همه در خون شدند          این چه غمی بود که دنیا شکست

 

 كلیپ زیبای : روضه حضرت علی‌اكبر علیه‌السلام



  کیفیت پايين و فرمت Flv و با حجم 5.3 MB

 

نوشته : عاشق    نظرات :

عید غدیر در کلام رهبری

غدیر در کلام رهبری

 

مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای درباره عید غدیر فرموده است: «روز عید غدیر که به نام عید ولایت نامیده می‌شود،... روزی است که مفهوم ولایت اسلامی، به وسیله پیامبر اکرم یک مصداق روشن و عینی پیدا کرد. برای کسانی که می‌خواهند از... اسلام نمونه ای ذکر بکنند، بهترین نمونه، همان کسی است که نبی مکرم اسلام صلی الله علیه و آله او را به الهام الهی و به دستور پروردگار عالم، برای منصب عظیم ولایت آن روز معیّن فرمود. ولایت که عنوان حکومت در اسلام و شاخصه نظام اجتماعی وسیاسی برای اسلام است، یک معنای دقیق و ظریفی دارد که معنای اصل ولایت هم همان است و آن عبارت است از پیوستگی، پیوند، در هم پیچیدن و در هم تنیدگی؛ این معنای ولایت است».

 

عید غدیر، عید بسیار بزرگ و خاطره عظیم تاریخی است.

ولایت معنای ظریفی دارد که عبارت است از پیوستگی، پیوند، در هم پیچیدن و در هم تنیدگی؛ این معنای ولایت است

در کار غدیر باید هدف را مشخص کرد. بنشینید و واقعا روی مسائل فکر کنید. برای این کار وقت بگذارید.

در کار فرهنگی غدیر، باید مانند علامه امینی و مرحوم سیدشرف الدین کار کرد که الغدیر و المراجعات را تحویل دادند.

کسانی به درد کار غدیر می خورند که اهل این کار باشند؛ کار در مورد غدیر باید عمیق و گسترده باشد.

کار در مورد غدیر، کاری بزرگ و پر جاذبه است.

کار در موضوع غدیر باید پیوسته و دائم باشد و در مورد غدیر باید متخصص تربیت کرد.

عید غدیر، عید ولایت است، عید سیاست است، عید دخالت مردم در امر

حکومت است، عید آحاد ملت و امت اسلامی است.

[عید غدیر]، حقیقتا روز بزرگ و عید تعیین کننده و عظیم القدری است.

 

 

نوشته : عاشق    نظرات :
نظر همسر مقام معظم رهبری درباره حجاب، خانه داری و تجملات

»به نظر من «بهترین پوشش برای خارج از منزل،چادر،میباشد» البته شرعا پوشیدن انواع دیگر پوشش در صورتی که بدن را کامل بپوشاند و جذب و تنگ نباشد اشکالی ندارد.اما به طور کلی چادر ترجیح دارد. .

»اگرچه معمولا خسته از کار روزانه می باشند اما سعی دارند تا جو خانه را از مشکلات محیط کارشان به دور نگهدارند. .

»سالهاست که ما اشیای تجملاتی را به خانه مان راه نداده ایم.زیبایی خوب است اما نباید خودمان را درگیرزندگی تجملاتی بکنیم.ما در خانه مان دکوراسیون به معنای متداول آن،فرشها و پرده های قیمتی،مبلمان و غیره نداریم.

 

 

سرویس فرهنگی پایگاه 598، متنی که در ادامه می آید مصاحبه با همسر مکرمه مقام معظم رهبری حضرت آیت الله خامنه ای می باشد. که برگرفته از مجله محجوبه که نشریه ای خانوادگی، فرهنگی و اجتماعی ویژه بانوان به زبان انگلیسی برای خارج از کشور می باشد. این مصاحبه در سال 1372 چاپ و منتشر شده و به وسیله خانم شیلا مالکی دیزجی به فارسی برگردانده شده است. این مجله که توسط بنیاد اندیشه اسلامی وابسته به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی منتشر می شود در پی آن است که الگویی جامع از شخصیت و جایگاه زن ارائه دهد و با کجروی ها و برداشت های نادرست از مقام و منزلت زن مقابله کند و حقوق و تکالیف زنان در سالم سازی جامعه بشری و نظام حقوق اسلام در زمینه حقوق زن و خانواده معرفی و بیان نماید.

لطفا کمی از دوران مدرسه تان برای ما بگوئید:

من خاطرات روشنی از دوران مدرسه ام از جمله معلم فرزانه قرآنم،خانم پور رنجبر دارم که گویا اخیراً به رحمت ایزدی پیوسته اند این خانم محترم و متین معلم قرآن ما بود.آن روزها لباس او منحصر به فرد بود.گرچه چادر سرش نمیکرد اما حجاب کامل اسلامی داشت.مقنعه بلند او تا کمرش می رسید این خانم شیوه ابداعی ویژه ای در تدریس قرآن داشت.چهره اش که مملو از متانت و وقار بود هنوز جلوی چشمانم هست و هرگز نمیتوانم فراموشش کنم.

شما چطور با همسرتان آشنا شدید؟

من در سال 1343با ایشان ازدواج کردم، البته این ازواج همانطور که در خانواده مذهبی آن زمان مرسوم بود، صورت گرفت به این ترتیب که مادر ایشان برای خواستگاری به منزل ما آمدند و بعد از مباحثات معمول مراسم ازدواج انجام شد.

شما چند فرزند دارید؟

ما چهار پسر و دو دختر داریم.همه پسرانمان قبل از انقلاب و دختران مان بعد از انقلاب(انقلاب اسلامی ایران) به دنیا آمدند.

لطفا کمی در مورد زندگیتان، طی دوران قیام اسلامی علیه شاه صحبت بفرمایید:

آن زمان دوران مشقت باری بود و امتحان الهی بود و من خودم را برای تمام مشکلات ممکن آماده کرده بودم و هرگز درباره هیچ چیز لب به شکوه نگشودم. یادم می آید که طی اولین ماههای بعد از ازدواجمان،یک روز همسرم از من پرسید:اگر من دستگیر شوم تو چه احساسی خواهی داشت؟این سوال غیر منتظره ای بود و من ابتدا خیلی ناراحت و آزرده خاطر شدم،اما ایشان آنقدر درباره درگیری،خطرات و مشکلاتش و وظیفه همه افراد در این رابطه صحبت فرمودند که کاملا مرا قانع کردند.

ایشان این مطلب را درست همان روزی که امام خمینی(ره) دوباره بازداشت شدند و ایشان را از قم به تهران آورده و سپس به ترکیه تبعید کردند،مطرح نمود.درآن روز آقای خامنه ای و دیگران در مشهد برای نشان دادن مخالفتشان با این امر آماده شده بودند و در همین زمان بود که از من دربرخورد با مساله دستگیریشان سوال کردند.از همان روز من خودم را از لحاظ فکری آماده رویارویی با خطراتی که در راه مبارزات همسرم پیش خواهد آمد،نمودم.بنابراین،هر وقت ایشان زندانی یا تبعید میشدند یا هنگامی که مجبور بودند پنهانی و مخفی فعالیت نمایند،تمامی مشکلات را با راحتی تحمل میکردم.بعد ها که ما فرزندان بیشتری داشتیم و زندگی گاهی اوقات مشکل تر می شد که البته خداوند همیشه ما را یاری می نمود و هرگز نا امید نشدم.

شما چگونه همسرتان را در مبارزاتشان یاری نمودید؟

فکر می کنم بزرگترین نقش من حفظ جو آرامش خانه بود.طوری که ایشان بتوانند با خیال راحت به کارشان ادامه دهند.من سعی داشتم تا ایشان را از نگرانی در مورد خو و فرزندانم دور نگهدارم.گاهی اوقات که برای ملاقات ایشان به زندان می رفتم از مشکلاتی که داشتیم چیزی به ایشان نمی گفتم و در پاسخ به سوالاتشان درباره وضعیت خودم و فرزندان صرفا خبرهای خوب می دادم.برای مثال،طی ملاقاتهایی که با ایشان در زندان داشتم یا در نامه هایی که در دوران تبعید برای ایشان می نوشتم هرگز چیزی در مورد بیماری فرزندان نمی گفتم و نمی نوشتم.

البته من نیز در زمینه های مختلف نظیر پخش اعلامیه ها،حمل پیام ها،اختفای اسناد و نظیر آن فعالیت داشتم.ولی فکر میکنم اصلا قابل ذکر نیستند.در آخرین ماههای مبارزه در رابطه با پیام های تلفنی امام خمینی(ره) از پاریس کار میکرد من آنها را برای تکثیر و توزیع به مراکزی در مشهد و دیگر شهر ها ارسال می نمودم و اخبار را از مشهد و دیگر شهرهای خراسان جمع آوری نموده و به پاریس مخابره می کردم.اما فکر می کنم مهمترین کار زنان مبارز و آزاده آن زمان ،پشتیبانی معنوی،همدردی و راز داری و تحمل مشقات بود.

آیا همسرتان در خانه به شما کمک میکنند؟

در حال حاظر نه ایشان چنین فرصتی دارند و نه از ایشان چنین انتظاری داریم.اما یک خصیصه بسیار پسندیده ای که ایشان دارند و می تواند نمونه و سر مشقی برای دیگران باشد این است که زمانی که ایشان در منزل هستند، اگرچه معمولا خسته از کار روزانه می باشند اما سعی دارند تا جو خانه را از مشکلات محیط کارشان به دور نگهدارند.

آیا شما کارمند دولت هستید؟

به عنوان یک زن مسلمان در جمهوری اسلامی ایران، نظیر تمامی خواهران مسلمان دیگر، وظایفی بر عهده دارم و با تمام توانم آنها را انجام می دهم، اما هیچ مسوولیت رسمی بخصوصی ندارم.

همسر شما چه انتظاری از شما دارند؟

ایشان بیش  از هر چیزی دیگری انتظار دارند که محیط خانوادگی آرام و شاد و سالم باشد.

لطفا نظراتتان را در مورد حجاب اسلامی برای خوانندگان ما بفرمایید:

به نظر من ((بهترین پوشش برای خارج از منزل،چادر،میباشد)). البته شرعا پوشیدن انواع دیگر پوشش در صورتی که بدن را کامل بپوشاند و جذب و تنگ نباشد اشکالی ندارد.اما به طور کلی چادر ترجیح دارد.برای درون خانه کاملا متفاوت است.البته پوشش در هر شرایطی باید مطابق عفت اسلامی باشد.

سیره زندگانی شما چگونه است؟

سالهاست که ما اشیای تجملاتی را به خانه مان راه نداده ایم.زیبایی خوب است اما نباید خودمان را درگیرزندگی  تجملاتی بکنیم.ما در خانه مان دکوراسیون به معنای متداول آن،فرشها و پرده های قیمتی،مبلمان و غیره نداریم. سالها پیش خودمان را از این چیزها رها کرده ایم،والدین آقای خامنه ای در این رابطه سر مشق ما بوده اند و مادر ایشان چنین تجملاتی را مورد انتقاد قرار میدادند و من نیز همین عقیده را دارم. همیشه به فرزندانمان توصیه میکنم که آنها هم باید در رفتار شخصی شان این گونه باشند.زیرا اشیای لوکس غیر ضروری میباشد.

«لازم به ذکر است که مصاحبه ی مذکور در ماهنامه خبری و فرهنگی ره آورد دانشگاه در سال 1372 منتشر گردیده است»


نوشته : عاشق    نظرات :



پادگانی به نام سامرا حضرت هادى عليه‌السّلام چهل‌ودو سال عمر كردند كه بيست سالش را در سامرا بودند؛ آن‌جا مزرعه داشتند و در آن شهر كار و زندگى مى‌كردند. سامرا در واقع مثل يك پادگان بود و آن را معتصم ساخت تا غلامان كه از.. سمرقند و از همين منطقه‌ى مغولستان و آسياى شرقى آورده بود، در سامرا نگه دارد. اين عده چون تازه اسلام آورده بودند، ائمه و مؤمنان را نمى‌شناختند و از اسلام سر در نمى‌آوردند. به همين دليل، مزاحم مردم مى‌شدند و با عرب‌ها - مردم بغداد - اختلاف پيدا كردند.   در همين شهر سامرا عده‌ى قابل توجهى از بزرگان شيعه در زمان امام هادى (عليه‌السّلام) جمع شدند و حضرت توانست آنها را اداره كند و به وسيله‌ى آنها پيام امامت را به سرتاسر دنياى اسلام - با نامه‌نگارى و... - برساند. اين شبكه‌هاى شيعه در قم، خراسان، رى، مدينه، يمن و در مناطق دوردست و در همه‌ى اقطار دنيا را همين عده توانستند رواج بدهند و روزبه‌روز تعداد افرادى را كه مؤمن به اين مكتب هستند، زيادتر كنند. امام هادى همه‌ى اين كارها را در زير برق شمشير تيز و خون‌ريز همان شش خليفه و على‌رغم آنها انجام داده است. حديث معروفى درباره‌ى وفات حضرت هادى عليه‌السّلام هست كه از عبارت آن معلوم مى‌شود كه عده‌ى قابل توجهى از شيعيان در سامرا جمع شده بودند؛ به‌گونه‌يى كه دستگاه خلافت هم آنها را نمى‌شناخت؛ چون اگر مى‌شناخت، همه‌ى‌شان را تارومار مى‌كرد؛ اما اين عده چون شبكه‌ى قوى‌يى به‌وجود آورده بودند، دستگاه خلافت نمى‌توانست به آنها دسترسى پيدا كند. 30/05/1383

در زمان امام هادی شیعه قدرت گرفت شيعه در دوران حضرت هادى و حضرت عسگرى (عليهماالسّلام) و در آن شدت عمل روزبه‌روز وسعت پيدا كرد؛ قوى‌تر شد. 30/05/1383
 معلمی كه شاگرد شد .  حديثى درباره‌ى كودكى حضرت هادى است، كه نمى‌دانم شنيده‌ايد يا نه؛ وقتى معتصم در سال 218 هجرى، حضرت جواد را دو سال قبل از شهادت ايشان از مدينه به بغداد آورد، حضرت هادى كه در آن‌وقت شش ساله بود، به همراه خانواده‌اش در مدينه ماند. پس از آن‌كه حضرت جواد به بغداد آورده شد، معتصم از خانواده حضرت پرس‌وجو كرد و وقتى شنيد پسر بزرگ حضرت جواد، على‌بن‌محمد، شش سال دارد، گفت اين خطرناك است؛ ما بايد به فكرش باشيم. معتصم شخصى را كه از نزديكان خود بود، مأمور كرد كه از بغداد به مدينه برود و در آن‌جا كسى را كه دشمن اهل‌بيت است پيدا كند و اين بچه را بسپارد به دست آن شخص، تا او به عنوان معلم، اين بچه را دشمن خاندان خود و متناسب با دستگاه خلافت بار بياورد.   اين شخص از بغداد به مدينه آمد و يكى از علماى مدينه را به نام «الجنيدى»، كه جزو مخالف‌ترين و دشمن‌ترينِ مردم با اهل‌بيت عليهم‌السّلام بود - در مدينه از اين قبيل علما آن‌وقت بودند - براى اين كار پيدا كرد و به او گفت من مأموريت دارم كه تو را مربى و مؤدبِ اين بچه كنم، تا نگذارى هيچ‌كس با او رفت و آمد كند و او را آن‌طور كه ما مى‌خواهيم، تربيت كن. اسم اين شخص - الجنيدى - در تاريخ ثبت است. حضرت هادى هم - همان‌طور كه گفتم - در آن موقع شش سال داشت و امر، امر حكومت بود؛ چه كسى مى‌توانست در مقابل آن مقاومت كند.   بعد از چند وقت يكى از وابستگان دستگاه خلافت، الجنيدى را ديد و از بچه‌يى كه به دستش سپرده بودند، سؤال كرد. الجنيدى گفت: بچه؟! اين بچه است؟! من يك مسأله از ادب براى او بيان مى‌كنم، او باب‌هايى از ادب را براى من بيان مى‌كند كه من استفاده مى‌كنم! اين‌ها كجا درس خوانده‌اند؟! گاهى به او، وقتى مى‌خواهد وارد حجره شود، مى‌گويم يك سوره از قرآن بخوان، بعد وارد شو - مى‌خواسته اذيت كند - مى‌پرسد چه سوره‌يى بخوانم. من به او گفتم سوره‌ى بزرگى؛ مثلاً سوره‌ى آل‌عمران را بخوان؛ او خوانده و جاهاى مشكلش را هم براى من معنا كرده است! اين‌ها عالمند، حافظ قرآن و عالم به تأويل و تفسير قرآنند؛ بچه؟!   ارتباط اين كودك - كه على‌الظاهر كودك است، اما ولى‌اللَّه است؛ «وآتيناه الحكم صبيّا» با اين استاد مدتى ادامه پيدا كرد و استاد شد يكى از شيعيان مخلص اهل‌بيت! 30/05/1383 یادمان نرود! در نبرد بين امام هادى عليه‌السّلام و خلفايى كه در زمان ايشان بودند، آن كس كه ظاهراً و باطناً پيروز شد، حضرت هادى عليه‌السّلام بود؛ اين بايد در همه‌ى بيانات و اظهارات ما مورد نظر باشد.
           30/05/1383                                       منبع:khamenei.i


ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :

عید سعید قربان مبارک | --

 این تصویر مربوط به حضور حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در مراسم حج سال 58 است که با توجه به ایام حج و آغزا مناسک حج، پایگاه اطلاع رسانی رهبر معظم انقلاب این عکس را همراه با «تصویر» دستخط ایشان که حاشیه‌ای است بر کتاب «سفر به قبله» نوشته هدایت الله بهبودی، منتشر کرده است.

متن این یادداشت را که رهبر انقلاب در تاریخ 1370/12/10 بعد از مطالعه کتاب (سفر به قبله. انتشارات سوره مهر) نوشته‌اند، به این شرح است:

«این کتاب مرا باز در شور و حال حسرت ‌آلود زیارت خانه خدا و حرم رسول‌الله (ص) فرو برد. شور و حال و اشتیاقی که دیگر امیدی هم با آن نیست. تا به یاد دارم ـ از سالهای دور جوانی ـ هرگز دل خود را از آتش این اشتیاق، رها نیافته‌ام. اما حتی در دوران سیاه اختناق که هر روحانی بامعرفت و بی‌معرفتی، با رغبت و یا حتی از سر سیری، آسان می‌توانست در خط حج قرار بگیرد... و من نمی‌توانستم! یا بهتر بگویم: هیچ حمله‌دار و رئیس کاروانی از ترس ساواک شاه، نمی‌توانست و جرأت نمی‌کرد نام مرا در فهرست حاجی‌های خود ـ چه رسد به عنوان روحانی کاروان ـ بگذارد. بله، حتی در آن دوران سخت هم دلم از امید زیارت کعبه و بوسه ‌زدن بر جای پای پیامبر(ص)‌در مکه و مدینه، خالی نمانده بود... و این امید، اگرچه با حج ده‌روزه‌سال 58 که به فضل شهید محلاتی قسمتم شد، برآورده گشت، اما آتش آن شوق سوزنده‌تر و مشتعل‌تر شد... در سالهای ریاست ‌جمهوری چشم امید به پس از آن دوران دوخته بودم... اما امروز...؟ شور و اشتیاقی بی‌سکون و امیدی تقریباً فرو مرده...تنها تسلا به خواندن اینگونه سفرنامه‌ها یا شنیدن آنها است که خود بازافزاینده‌ی شوق نیز هست. این کتاب، شیرین، موجز،‌ با روح و هوشمندانه نوشته شده است. زیارت قبول؛ عزیز نویسنده! زیارت قبول...»




ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :
 
رهبر من؛ طلایه دار لاله هایی امید قلب عاشقایی خمینی زمان مایی   آرزومه ، همیشه یاور تو باشم میون لشکر تو باشم علی اکبر تو باشم   چشم آسمونی تو اهل روضه ی حسینه   توی دست زخمی تو پرچم میر خمینه به بهانه ی سفر مقام معظم رهبری به کرمانشاه   فرمت mp4 (حجم 8.4 مگابایت) فرمت mp4 (حجم 8.4 مگابایت) فرمت 3gp (حجم 3 مگابایت) فرمت 3gp (حجم 3 مگابایت)   کوچه گلباران کنید    آمد صدای پای یار عیادت حضرت آقا با احمد عزیزی  این عیادت در آخرین ساعات سفر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به كرمانشاه انجام شد   نماهنگی تقدیم به مردم کرمانشاه  (جدید) پخش و دانلود نماهنگ به زبان کرمانشاهی  (جدید) پخش و دانلود   حضور امام خامنه ای درکرمانشاه، سال ۶۸  (جدید) پخش و دانلود نماهنگی دیگرتقدیم به مردم کرمانشاه  (جدید)    جنبش وال استریت در بیانات رهبری در کرمانشاه  پخش و دانلود   لحظه فرود هواپیمای حامل رهبر معظم انقلاب به فرودگاه کرمانشاه و حاشیه‌های آن   20 مهرماه 1390   حجم : 6،152 مگابايت | فرمت MP4   لينك دانلود : مستقيم    مداحي حاج صادق آهنگران در مورد مقام معظم رهبري   حجم :  3،700 مگابايت | فرمت MP3   لينك دانلود : مستقيم   مداحی در ابتدای دیدار خانواده شهدای كرمانشاه با رهبري   21 / 7 / 1390  حجم : 1،101 مگابايت | فرمت MP3   لينك دانلود : مستقيم   حضور سرزده در منازل خانواده شهدای كرمانشاه     دانلود در حال بازیابی عکس ...       قبل از تو دلم گلی کــــه نیکوست نداشت همچون تو پدر که فاطمی خوست نداشت از بــس که تــــو مـــاهی پدرم سیدعلی والله نمــی شود تــــــو را دوست نداشت     ///// پیامک این روزهای مردم تهراناز دم صبح، کمی این دل شیدا تنگ استبی تو تهران همه جا تار و سحر بی رنگ استتو که یک روز ز ما دوری و کرمانشاهیقدر یک سال برای تو دلم دلتنگ است   خبر دادند دوری سر رسیده زمان دیدن رهبر رسیده تمام شهر را آذین ببندید که مولایم به کنگاور رسیده                                             دانلود

ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :

 

قطعه شعري جديد از استاد محمدرضا جعفري كه بر اساس روياي صادقه براي مقام معظم رهبري

خواب دیدم دوش تا مولا امیرالمومنین

صدر مجلس بود و می گفت از ولایت اینچنین


باب فیض و معرفت راه ولی است

رستگاری در ره فرزند ما سید علی است


عشق او در دل نشان عزت است

بی ولایت هر عمل خود موجبات ذلت است


هر که فرزندم علی را دوست دارد خویش ماست

روز محشر چون شهید کربلا در پیش ماست


آنچه گوید او فقط تفسیر قرآن است و بس

جای او را پیش ما هرگز نگیرد هیچ کس


در کلامش شک و تردیدی نباشد هیچگاه

روشنی بخشد زمین را تابش خورشید و ماه


او سفیر انبیاء و اولیاء گردیده است

گرچه غم ها از خواص امتش هم دیده است


امت ما خوب میداند که او فرزند ماست

قدردانی از ولایت ای مسلمان پند ماست


جعفری جانش فدای رهبر فرزانه است

غیر او در خانه ی دلهای ما بیگانه است



محمدرضا جعفری - روز عید فطر سال ۱۳۹۰ هجری شمسی

منبع : سایت عماریون


نوشته : عاشق    نظرات :
رهبر انقلاب در خلال صحبت‌های خود در اجلاس بیداری اسلامی دو بیت شعر به زبان عربی قرائت كردند. یادداشت زیر بصورت اجمالی به معرفی شاعر، معنا و مفهوم شعر قرائت شده و همچنین چرایی

استفاده‌ی رهبر انقلاب از این دو بیت پرداخته است.
http://farsi.khamenei.ir/image/ver2/li_star_2.gif دو بیتی كه رهبر خواند
اما دو بیتی كه حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنان خود آورده‌اند، از مطلع یكی از قصائد رومیات ابوفراس معروف به «عصی الدمع» است. این سروده 54 بیت است و ابوفراس آن را در اسارت گفته است. رمز مناعت طبع شاعر و نیز طبع رقیق شعری او در این سروده آشكار است؛ به گونه‌ای كه برخی ناقدان شعر و ادب آن را زیباترین قصائد وی دانسته‌اند و البته جایگاه والایی در شعر عرب دارد. شاعر در این دو بیت آغازین چنین می گوید:
أراكَ عَصِیَّ‌ الدَّمعِ شیمتُك الصبر                        أما للهوی نهیٌ علیك و لا امرُ
می‌بینمت كه از اشك فرمان نمی‌بری، منش تو شكیب است. آیا عشق بر تو امر و نهیی ندارد؟

آن‌گاه شاعر خود بلافاصله در پاسخ چنین بیان می‌كند كه:
بَلی اَنَا مُشتاقٌ و عِندِیَ لَوعةٌ                               ولكنَّ مِثلی لا یُذاعُ لهُ سِرٌّ
آری من [به وطن و خانواده] مشتاقم و از شوق سوز دلی دارم، ولی سرّ و راز چون منی برملا و مكشوف نگردد.

در حقیقت شاعر در این دو بیت سؤالی را مطرح می‌كند كه نشان از داغ دل او و نیز اشتیاقش به گلایه و افشاندن اشك از دیده دارد، ولی او خودنگهدار است تا مبادا در دید دشمن ضعیف بنماید. لذا اشك خود فرو‌می‌برد و شوقش را چون رازی سر‌به‌مهر در دل نگه‌می‌دارد، زیرا گاهِ افشای آن نرسیده است. 


اما استفاده و تمثل بجا و بهنگام رهبر انقلاب از این اشعار در سخنان حكیمانه‌شان، اشاره به وضعیت ملت مصر در دو برهه دارد؛ یكی آن‌گاه كه حكمرانان مصر همه‌ی ارزش‌های ملی و اسلامی مصر را فروختند و آتش اسرائیل بر سر فلسطینیان را شعله‌ی بیشتری بخشیدند و دست در دست استكبار گذاشتند. پس از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران انتظار می‌رفت كه مصر با پیشینه‌ی درخشان و شخصیت‌های برجسته و احیاگرش در طول تاریخ به‌پاخیزد و علیه حكومت دست‌نشانده‌اش قیام كند، ولی این انتظار پاسخی جز سكوت نداشت. لذا یادآور بیت نخست ابوفراس شد، یعنی این پرسش را در ذهن متبادر ساخت كه چرا لب به شكوه نمی‌گشایی و همچنان صبوری پیشه كرده‌ای؟ آیا این صبر بر بلا و وضع بد موجود، میل شما است یا در دل شوق رهایی دارید؟ 

مدت‌ها گذشت تا ملت مصر با قیام خود علیه نظام نامبارك، بیت دوم قصیده را در ذهن آورد كه: آری شوق رهایی در دل ملت موج می‌زند و سكوت نه از باب رضایت است، كه انتظار زمان مناسب را می‌كشیم و سرّ خود را در دل نهان داشته‌ایم تا به گاهش آشكار كنیم كه بیهوده هدر نرود: «این سرّ مقدس یعنی انگیزه و عزم قیام، به‌تدریج در ذهنیت ملت مصر قوام یافت و شكل گرفت و در لحظه‌ی مناسب تاریخی، عریان در صحنه‌ای پرشكوه به میدان آمد.»

 

nhttp://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود فایل صوتی شعر خوانی

 

 

 

ترجمه شعري كه رهبر انقلاب در اجلاس بيداري اسلامي خواندند چه بود؟

رهبر معظم انقلاب در خلال بيانات خود در اجلاس بين المللي بيداري اسلامي اقدام به قرائت ابياتي از شعر به زبان عربي كردند كه مورد تشويق علما و دانشمندان عرب حاضر در مجلس قرار گرفت.

 

به گزارش خبرنگار سياسي «خبرگزاري دانشجو»، رهبر معظم انقلاب در خلال بياناتشان در مورد مصر فرمودند: ما غالباً انتظار داشتيم كه مصر پيش از همه جا به پا خيزد. سابقه‌ى جهاد و روشنفكرى و تربيت شخصيتهاى بزرگ مجاهد و متفكر در مصر، اين توقع را در دل ما برمى‌انگيخت. اما از مصر صداى واضحى شنيده نمي شد. من در دل، خطاب به ملت مصر اين شعر ابوفراس را زمزمه مي كردم: اَراكَ عَصِيَّ الدَّمعِ شيُمتُك الصبر/ اَما لِلهوى نهىٌ عليك و لا امرٌ.
ترجمه: «اشك تو مقابل مصائب مقاوم است و خصلت تو صبوري است. آيا دلباختگي و عاشقي هيچ تاثيري بر تو ندارد و تو را امر و نهي نميكند؟».

ايشان ادامه دادند: وقتى ملت مصر را در ميدان تحرير و ميادين ديگر شهرهاى مصر ديدم، پاسخ خود را شنيدم. ملت مصر با همان زبان دل به من مي گفت:
بَلى اَنَا مُشتاقٌ و عِندِىَ لَوعةٌ / ولكنَّ مِثلى لايُذاعُ لهُ سِرٌّ.
ترجمه: «بله من واله و شیدای توام و سوز عشقی عمیق، برای چون منی، هيچ راز و سری باقی نمی‌ماند».
ولي امر مسلمين در بخش ديگري از بياناتشان با اشاره به ويژگيهاي نسل امروزِ كشورهاى اسلامى براي قيام عليه ظلم و استكبار فرمودند: اين نسل ظرفيت آن را دارد كه به چنين كارهاى بزرگى بپردازد. نسل جوان امروز مايه‌ى افتخار نسلهاى پيشين خويش است. به قول شاعر عرب:
قالوا ابوالصَّخر مِن شَيبان قُلتُ لَهُم / كلاّ لَعمَرى ولكن منهُ شيبانٌ‌ / وَ كَم اَبٍ قد عَلاَ بِابنٍ ذُرى شَرَفٍ / كما عَلا برسول اللَّه عدنانٌ‌.
ترجمه: «گفتند: ابو الصخر (لقب ابوهریره) از خاندان شیبان است، گفتم نه، قسم که شیبان از اوست. چه پدرها بوده‌اند که نامشان به خاطر شرافت فرزند ارج و قرب یافت، بسان عدنان که شرافت و بزرگی خود را از رسول خدا گرفت».

گفتني است قرائت اين اشعار با لهجه عربي آنهم از زبان ولي امر مسلمين جهان با شادي و سرور دانشمندان و علماي عرب همراه بود به نحويكه پس از اتمام قرائت شعر، چندين بار تكبير و الله اكبر بر زبان آوردند.
 
متن کامل در ادامه مطلب


ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :
نوشته : عاشق    نظرات :

شعری که یکی از جانبازها در محضر رهبری خواند

در دیدار امروز رهبر معظم انقلاب اسلامی با جمعی از جانبازان قطع نخاعی،

یکی از جانبازان شعری قرائت می‌کند؛

متن کامل این ابیات که سروده بهروز ساقی یکی از جانبازان 70 درصد حاضر در مراسم امروز است، بدین شرح است....
اگرچه از دست و پا فتادستم
عهد وپیمان خویش نشکستم

گرچه عضوی نمانده دربدنم
عضوی از عاشقانتان هستم

برلبت چون "خم می نی" است مدام
از شمیم حضور تو مستم

حسرتی هست در دلم که چرا
به شهیدان حق نپیوستم

خواب دیدم که در رهت آقا
باز سربند یا علی بستم

با همان شور روزهای نبرد
از سر خاکریز می‌جستم

امر کردی به پیش می‌رفتم
دشمنت را به تیر می‌بستم

تا که برپا بود ولایت عشق
ایچنین روی چرخ بنشستم

گرچه رنجور و خسته‌ام اما
تا نفس هست با شما هستم

 

بیانات رهبر انقلاب دردیدار جانبازان قطع نخاعی


-----------------------------------------
 
گفتگوی جانبازان قطع نخاعی با رهبر انقلاب


کیفیت متوسط و فرمت Wmv و با حجم 10.8 MB
کیفیت پايين و فرمت Flv و با حجم 3.5 MB
کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 27.2 MB

عکس و مطالب بیشتر

 

http://farsi.khamenei.ir/photo-album?id=17369#138311



ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :

 

لوح فشرده صهـبای مجموعه بیانات مقام معظم رهبریلوح فشرده صهـبای مجموعه بیانات مقام معظم رهبری

(بهمراه لوح فشرده صهـبای احکام )

لوح فشرده صهـبای مجموعه بیانات نسخه 1 شامل سخنرانی‌ها، پیام‌ها و نامه‌های مقام معظم رهبری از سال 1368 تا خرداد 1388 با دسته‌بندی تاریخی می‌باشد. این نرم‌افزار جهت تحقیق بر روی بیانات ایشان طراحی و تولید شده است.لوح فشرده صهـبای احکام نیزشامل اجوبة الاستفتاءات، استفتاءات جدید، رساله‌ی آموزشی و احکام طرح شده توسط مقام معظم رهبری در بیانات‌شان می‌باشد.

 


این نرم‌افزار جهت دستیابی سریع به موضوع مورد نظر در احکام فقهی

ایشان طراحی و تولید شده است.همچنین دروس خارج فقه جهاد، قصاص، غیبت

در این نسخه افزوده شده است.موسسه جهادی اقدام به توزیع این نسخ و نیز

فروش نسخه های جدیدتر نموده است . نسخه 1 این لوح های فشرده در اختیار کاربران قرار می گیرد.

بیانات

لوح فشرده «صهـبای مجموعه بیانات نسخه 1» بصورت فشرده (Rar) و با اندازه 138مگابایت .

 

 

احکام

لوح فشرده  «صهـبای احکام» بصورت فشرده (Rar) و با اندازه 32 مگابایت .

 

 

namazjome_b

در این نرم‌افزار، صوت خطبه‌های نماز جمعه تهران نسخه یک از سال 1368 الی 1389 به

تفکیک تاریخ و نیز خطبه اول و دوم قرار داده شده است که در محیط نرم افزار بدون در اختیار

داشتن هر گونه نرم افزار پخش صوت قابل استفاده می‌باشند.

 

http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود نرم افزار /1.2 گیگابایت

منبع :سایت جهادی

نوشته : عاشق    نظرات :

مطلب زیر که از آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی تهیه شده است، منتشر نشده‌ هایی است از رابطه رهبری، با علامه طباطبایی، کشف این زوایای مغفول، به شناخت بهتر از بزرگان دینی کمک خواهد کرد.

 

                                             

بهره رهبری از کلاس درس علامه طباطبایی
«من آمدم درس فقه و اصول امام. اصول امام را مستمراً رفته‌ام که همه‌اش راهم نوشته‌ام و موجود است. درس فلسفه یک مقدار اسفار، یک مقدار شفا درس آقای طباطبایی رفتم. من اول درس آقای مرتضی(شیخ مرتضی حائری) می‌رفتم، بعد می‌رفتم پای درس آقای بروجردی و مباحثه می‌کردیم و بعد از اتمام درس، درس آقای بروجردی، می‌آمدم توی حجره خودمان کتابهایی را که ـ برای مباحثه با خودم ـ برده بودم قبل از درس آقای بروجردی، طهارت جواهری می‌بردم و مباحثه می‌کردیم می‌گذاشتم توی اتاقم و اسفار یا شفا را از اتاقمان برمی‌داشتم و می‌رفتیم درس آقای طباطبائی، که مسجد سلماسی درس می‌گفت»[1]


طباطبایی منم ایشان استاد من آقای خمینی است
«یک وقتی علامه سمنانی آمده بود قم و همه علما رفته بودند دیدنش. آقای خمینی هم بود، آقای طباطبائی هم بود. از بس قیافة آقای خمینی و آن متانت در ذهن آقای علامه سمنانی ‌‌ـ که پیرمرد ملایی بود ـ در ذهن او جلوه کرده بود، خیال می‌کرد که علامه طباطبائی است. چون قبلاً هم تفسیر المیزان و روش رئالیسم را خوانده بود و به مقامات علمی و فلسفی ایشان واقف بود، فکر می‌کرد که آن صورت ذهنی با این چهره و این قیافه تطبیق می‌کند.شروع کرد با آقای خمینی به گرم گرفتن که بله من کتاب شما را خوانده‌ام، المیزان را خوانده‌ام. آقای خمینی هم آدمی نبود که دستپاچه بشود و مثلاً فوراً بگوید که نخیر من نیستم یا خجالت بکشد که حالا او دارد اشتباه می‌کند. واقعاً مثل کوه همینطور نشسته بود و گوش می‌کرد. آقای طباطبائی هم نشسته بود توی مجلس. ایشان دید که علامه سمنانی دارد اشتباه می‌کند برای اینکه این اشتباه ادامه پیدا نکند رو کرد به علامه سمنانی و گفت طباطبائی من هستم ایشان استاد من آقای خمینی هستند».[2]


علامه طباطبایی مرید آیت‌الله میلانی بود
«آقای میلانی خیلی خوب صحبت می‌کرد. مرد خوش تقریری بود. آنجایی که مطلب در طبق میل و ذوقش بود خیلی شمرده و زیبا صحبت می‌کرد.یک صدای بم گرم و خیلی زیبایی داشت و خودش هم بسیار مرد متینی بود. انصافاً خصوصیات مثبت آقای میلانی را من در کمتر مراجع دیده‌ام. خیلی امتیازات جذب کننده داشت. امتیازاتی که مثل آقای طباطبایی را مرید ایشان کرده بود، ببینید علامه طباطبایی مرید و مخلص آقای میلانی بود. خیلی‌ها بودند از قبیل ایشان که مرید آقای میلانی بودند.... مرحوم علامه طباطبایی به ایشان ارادت داشت. تنها بحث رفاقت نبود، من این را بطور قاطع می‌گویم که مرحوم طباطبایی به ایشان ارادت داشتند. یعنی ایمان دینی و علمی به آقای میلانی داشتند، آقای مطهری قویاً به ایشان ارادت داشتند».[3](گفتنی است آیت الله میلانی از اساتید رهبر معظم انقلاب درمشهد بودندو رهبر انقلاب شاگرد خاص و ویژه ایشان محسوب میشدند.)


علامه طباطبایی و ارتباط خانوادگی و علمی با پدر رهبری
آیت‌الله سید محمد خامنه‌ای ، برادر مقام معظم رهبری در مورد ارتباطات خانوادگی و مباحثات علامه طباطبایی با پدر بزرگوار مقام معظم رهبری می‌گوید:
«ما با علامه طباطبایى البته ارتباط ما بیشتر بود براى این که از دوستان نزدیک پدرم بود هر سال مشهد مى‏ آمدند چند ماه مى ‏ماندند ارتباط خانوادگى بود....خوب ایشان مشهد مى‏ آمدند ما در جلساتى که ایشان با پدرم داشت مى ‏نشستیم و با افکار ایشان با حرف‏هاى ایشان آشنا بودیم و این‏ها روى آن دوستى که داشتند من الان به ذهنم مى ‏آید بیشتر روزهاى هفته حالا شاید منظم نبود ولى هفته ‏اى چند روز را ایشان آن‏جا مى‏ آمد قبل از ظهر یک ساعت به ظهر مى ‏آمدند مى ‏نشستند چاى مى ‏خوردند و دو به دو حرف مى‏ زدند و حتى حرف‏ها حرف‏هاى علمى هم بود مختلف من یادم مى ‏آید که کاغذ گذاشته بودند راجع به مباحث هندسه بحث مى ‏کردند...»[4]


سه یار دبستانی
«مرحوم میلانى مرحوم حاج‏ سید هادى میلانى اهل تبریز بود و سابقه دوستى قدیم داشتند یعنى ایشان و پدر ما و مرحوم علامه طباطبایى این سه یار دبستانى بودند در تبریز»[5]


پی‌نوشت‌ها:

--------------------------------------------------------------------------------

[1] آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با سید علی خامنه ای، جلسه دوم، شماره کاست1238، ص9؛ جلسه دوم، شماره کاست1226، ص15؛ جلسه سوم، شماره کاست1227، ص6
[2] آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با سید علی خامنه ای، جلسه چهارم، شماره کاست1228، صص13و14
[3] آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه با سید علی خامنه ای، جلسه یازدهم، شماره کاست1235، ص2
[4] آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی، مصاحبه سید محمد خامنه ای، جلسه اول، شماره بازیابی 9941، 27/6/1385.
[5] همان آرشیو، مصاحبه سید محمد خامنه ‏اى، جلسه دوم، نوار اول، شماره بازیابی 9967

نوشته : عاشق    نظرات :

شعری که رهبرم خواند

دیدار شاعران با رهبر معظم انقلاب اسلامی

فیلمی که برای دانلود در اختیارتان قرار دارد چند دقیقه ای از شعر خوانی مقام معظم رهبری است که در میان مردم ولایتی و خونگرم اردبیل قرائت فرمودند. از جمله صحبت های ایشان در آن مجلس معرفی شعر زیبایی در رثای سید الشهدا سلام الله علیه به زبان ترکی است که ایشان ضمن تجلیل از شاعر شعر ، " عباسقلی یحیوی معروف به تاج الشعرای اردبیلی" ابیاتی از آنرا نیز می خوانند و شعر را از حیث تصویرگری در مرثیه بسیار عالی می دانند .

 

دانلود فیم        

مشاهده فیلم

 

تاج الشعرای اردبیلی کیست؟
عباسقلی یحیوی تاج الشعرای اردبیلی

حماسه سرای نامدار آذربایجان در تاریخ 27تیر ماه 1280قدم به عرصه حیات گذاشت وی یکی از بزرگترین شاعران عاشورایی معاصراست که علاوه برداشتن سبک خاص به لحاظ نوآوری وایجاد تحول بنیادین در سوگنامه پردازی و مرثیه سرایی ،سرآمد روزگاز وپایه گذار مکتب شعری ویژه ای است در سن 13سالگی چشمه شعر در جانش جوشیدن گرفت وبا تخلص احقر سرودن آغازید حاصل 78سال عمر و 65 سال سابقه سخن پردازی وی 8 جلد کتاب است که حاوی صدها قطعه اشعار فارسی وترکی آذری می باشد

  1. 1-بساط کربلا 2-اسرار عاشورا 3-پرچم عزا 4-آخرین آثار یحیوی 5-یادگار یحیوی 6-بهارستان یحیوی 7-نگارستان یحیوی 8-غزلیات و طنز

متن کامل شعری که رهبرم خواند :

 

آی باتدی صؤبح آچی لـدی، زینب نـوایــه گلـدی

زهرا دئدی حوسئن وای، عاله‌م صدایه گلـدی

چون یوخدیلار آتیندان، سولطان-ی-تیشنه کامی
دونیایـــه اوْلــدؤ ائعــلان قتــل‌الحسیــن پیـامــی
جننـاتیـده‌ن ائشیتــدی پئیغـه‌مبــه‌ر-ی-گیـرامـی
نعلئین‌سیز عباسیز کرب-وْ-بلایه گلدی
پئیمانه عالـه‌م اوْلـدو، جانـانـه وئــردی جانیــن

شوْق-وْ-شرافه‌تینه‌ن، طئی ائتدی ایمتیحانین

شمر-ی-دغا تؤکه‌نده، خاک-ی-مینایـه قانیـن

یوزدوتدی آسمانه حمد و ثنایه گلدی

خون خدا توکولدی گودال کربلایه

یئرله‌ر تزه‌للزول ائتدی، رعشه دوشوب سمایه
کـرروبییـان-ی-لاهـوت، آغلاشــدی بو بـلایـــه
یئل اسدی گون دوتولدی ظلمت فضایه گلدی
خون حسین بوغازدان جاری اولان زمانی
جئبریل آپاردی عرشه، بیر شیشـه ده اوْ قانی
اوْل شیشــه‌ده‌ن نومــودار، اوْلدی بلا نئشـانــی
قوْزاندی بـویـئ ماته‌م، اهلئ سمایه گلدی
نور-ی-حق اوْلدی لامئع، باشسیز قالان بدنـده
رأس-ی-حوسئینئ مظلوم، سر نیزیه گئدنده
باد-ی-سییاه اسه‌نـده، یئر زلـزه‌لـه ائـده‌نــده

سیندی نظام-ی-دونیا حد-ی-فنایه گلدی

نزدیک ایدی یئرینده‌ن، چیخسین مدار-ی-دونیا
آل-ی-اومیه ائتسین، دستور-ی-شرعی مولغا
سرنئیزه ده‌ن ائده‌نده نور-ی-حوسئین تجه‌للا
دین-ی-محمد اوسته نورانی سایه گلدی
فـرمــان-ی-غـارتیلـــه‌ن، تللــی آشیب عربلــه‌ر
گؤردو اوْ های-وْ-هویو، اطفال-ی-زار-وْ-موْضطـه‌ر
قاچییلا خئیمه گاهه، بیرده‌ن اوجالدی سسله‌ر
عممه آماندی لئشگه‌ر، خئیمه سرایه گلدی
صحـرانـــه‌وه‌رد عـربلــه‌ر، خـرگاهــی یاندیـرانــدا
باشــی آچیق حره‌مله‌ر، اوْددان چیخیب قاچاندا
قالخیب بحتر آتش گیزلندیلر دوماندا
توسدی اوجالدی قاره پرده هوایه گلدی
بیر خردا قیز قاچیردی دوتموش اله عباسین
مرد یهودی دوتدی خاموش ائدب لباسین
گتدی اله حوسئینین، دیلبه‌ندینین ریضاسیـن
احسه‌ن اوْ شئیخه موشکول، وقته هرایه گلدی

گر ائتمه‌سئیدی زینب، نسل-ی-حوسئینه ایمداد

اولموشدی اودایچینده سوزان امام سجاد
قیلـــدی رشـــاده‌تیــلــه، اوْددان ایـمـــامـــی آزاد
بیر تــازه زینده‌قانلیق، زین-وْ-العئباده گلدی
زهــرا گــزه‌ردی گــونــــدوز، اطـــراف-ی-مــاجــراده
تا کـوفییـه حـــوسئینیــن، گـئتــدی باشی جیـداده
نعش-ی-حوسئینی آخشام، باشسیز قوْیوب آراده
گون باتجاقین او خاتون مطبخ سرایه گلدی
حوران-ی-باغ-ی-جننه‌ت، محــزون گیریفتــه سیمــا
حــووا خـدیجــه خــاتـون، مــریــه‌م جناب-ی-ســارا
آشوفته مو سییه‌ه پوش، دیلله‌رده وای حو سئن وا
زهرایــه همـده‌م اوْلسون، بزم-ی-عزایه گلدی
اللی ا?چ ایل قاپ?ندا، وار یحیوی حـوسئن جان
نؤحه یازیب غمــوندا، اوْلمــوش مریـض-وْ-نالان
دست-ی-مـــوبــاره‌کــونلا، دردینـه ائیله درمان
اومید-ی-صئححه‌ت ایله، باب-ی-شفایه گلدی

 

60 کلیپ صوتی از شعرخوانی شعرا

 خدمت مقام معظم رهبری

 (از سالهای ۸۴ تا ۸۸)

در ادامه مطلب



ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :

چرا امام سجاد علیه السلام آشكارا از قيام مختار حمايت نكرد؟


 آنچه در ادامه مى‏آيد، خلاصه‏اى است از اثر با ارزش«پژوهشى در زندگى امام سجاد عليه السلام‏» نوشته حضرت آيت‏الله خامنه‏اى - مقام معظم رهبرى كه به بررسي سيره امام سجاد (علیه السلام) مي پردازد.



ادامه متن ...
نوشته : عاشق    نظرات :

دانلود کتاب : الگوی علوی در رفتار رهبری

دانلود کتاب : الگوی علوی در رفتار رهبری

حجم : 1.5 مگابایت  120 صفحه / PDF

»صحبت های آیت الله العظمی بهاءالدینی(ره) :

دل خوشی ما به آقای خامنه ای است.

»مصاحبه با آیت الله مهدوی

»مصاحبه با آیت الله موحدی کرمانی

»مصاحبه با آیت الله مصباح یزدی

»مصاحبه با آیت الله گنابادی

»مصاحبه با دکتر جواد منصوری

دانلود در ادامه...

 

 

http://leader-khamenei.com/images/stories/download..l-k.ir.gifدانلود کتاب : الگوی علوی در رفتار رهبری

 

ناشر : قدر ولایت

---------------------------------------------------------

دانلود جديدترين نرم افزار موبايل رهبری :

رهبر از نگاه شخصيت ها

اين نرم افزار به پنج بخش تقسيم شده است :

1 - مراجع تقليد

2 - شهدا

3 - علما

4 - شخصيت های سياسی

5 - شخصيت های فرهنگی

دانلود در ادامه مطلب ...


 

برای دانلود كليك راست كرده و گزينه save target as  يا save link as را انتخاب نماييد

دانلود نرم افزار موبايل رهبری : رهبر از نگاه شخصيت ها

فرمت : jar

حجم : 678 كيلو بايت

سازنده نرم افزار : سايت شناخت رهبری

نوشته : عاشق    نظرات :
به روايت لينک:
استفتاء از رهبری : [ بازديد ]
پایگاه اطلاع رسانی دفتر حفظ و نشرآثار حضرت ایت الله العظمی خامنه ای : [ بازديد ]
ادامه لينکها ...
*توجه : درج لينک هاي گوناگون به منزله تاييد محتواي آنها نمي باشد!
شناخت رهبري
کپي برداري از مطالب ، تنها با ذکر نام و لينک منبع مجاز مي باشد.