هروقت دیدی تنها شدی بدون خدا همه رو بیرون کرده تا خودت باشی و خودش ...
مطالب اخیر وبگاه
گفتاری از سعید عاکف، نویسنده دفاع مقدس

اثرات شگرف انتشار خاطرات دفاع مقدس

برای پرسش از ماهیت مطالبه‌ی رهبر انقلاب در بیان و ثبت و ضبط خاطرات دفاع مقدس پای صحبت‌های آقای سعید عاکف، نویسنده‌ی کتاب پرتیراژ «خاک‌های نرم کوشک» نشستیم. عاکف در صحبت‌هایش از آن روزی گفت که به توصیه‌ی عمومی رهبر انقلاب به این حوزه وارد شده است و در آن روز اثرات کار خود را این‌گونه پیش‌بینی نمی‌کرده است.
 
* همچون خونی تازه در رگ‌های جامعه
جمع‌آوری خاطرات شخصی افراد و علی‌الخصوص رزمندگان دفاع مقدس، مثل خونی است که می‌شود به رگ‌های یک جامعه تزریق کرد. یعنی به یک جامعه حیات می‌دهد؛ حیات به معنی حقیقی‌اش. در دوران جنگ، تمام همّ و غم دنیای استکبار ازبین‌بردن تاریخ ما بود. در دهه‌های اخیر تلاش دشمن این بوده که تا می‌تواند دو عنصر «معنویت» و «ارزش» را از بین ببرد. این نه‌تنها شامل جنگ و فضای انقلاب ما، بلکه از قبل آن بوده است. از صد سال پیش به صورت هدفمند در عربستان، بعضی آثار اسلامی و آثار اهل‌بیت علیهم‌السلام را از بین بردند. همچنین است بعضی کارهایی که صهیونیست‌ها در فلسطین و دیگر نقاط دنیا انجام دادند. از اصلی‌ترین هدف‌های‌ دشمنان ما این بود که چنین ارزش‌هایی را نابود کنند و هیچ چیزی از آن باقی نگذارند. در قضیه‌ی دفاع مقدس و جنگ ما نیز همین بود.

متأسفانه یکی از کارهایی که عده‌ای پس از جنگ شاید از روی جهل انجام دادند، این بود که مظاهر جنگ را از بین بردند! به عنوان نمونه در یک شهری پادگانی بود که رزمندگان حدود دو ماه آن‌جا مقاومت کردند. در این دو ماه در محاصره بودند و در همان پادگان شاهد معجزاتی بودند. از جمله این‌که چون در این مکان آب نداشتند و در مضیقه افتاده بودند، یک چشمه‌ی آبی از زیرزمین این محل جوشید. من چند سال قبل رفته بودم به این پادگان و دیدم این چشمه‌ی آب پر شده و رویش هم سیمان شده است!

رهبری در همان سال‌های نخست پرچم حفظ آثار، خاطرات و اسناد دفاع مقدس را به دست گرفتند. من همیشه گفته‌ام که ندیدم کسی به اندازه‌ی ایشان به این مسأله اهمیت بدهد و در این زمینه تشویق کند. طبیعتاً وقتی یک عده‌ای رفتند به دنبال این قضایا و شروع کردند به جمع‌آوری خاطرات و اسناد، از دل این‌ها آثار مستند و ارزشمندی درآمد و آن فرهنگ دفاع مقدس به نحو بی حد و حصری منتقل شد.

* شخصیت این شهید من را زیر و رو کرد!
نکته‌ی مهم‌تر، تأثیرات اجتماعی‌ فراوان این خاطرات است. این خاطرات در همه‌ی زمینه‌ها -در مباحث اقتصادی، مدیریتی، سیاسی، خانواده و حتی در آموزش و پرورش- که وارد شد، تأثیر خودش را گذاشت. برای نمونه به یک نامه‌ای که در کتاب خاک‌های نرم کوشک آورده شده است اشاره می‌کنم؛ یکی از معلم‌های پرورشی ورامین به من می‌گفت: من یک دانش‌آموزی داشتم که ظاهرش مناسب نبود و یک ناهنجاری‌های خاصی داشت؛ لباس‌های آن‌چنانی، مدل موی آن‌چنانی و کارهای خلافی از او سر می‌زد. می‌گفت نهایتاً مدرسه تصمیم گرفت او را اخراج کند. در همان بحبوحه او تصمیم می‌گیرد که این کتاب خاک‌های نرم کوشک را به او بدهد. بعد می‌گفت او را مدتی ندیدم. بعد از یک ماه که دیدمش، ظاهرش عوض شده بود! از آن حالت بیرون آمده بود و یک وضعیت ساده و جالبی پیدا کرده بود. می‌گفت برای من خیلی عجیب بود که این‌گونه او را دیدم. با او صحبت کردم؛ به من گفت این تأثیر آن کتابی بود که به من دادید. تا به حال بیشتر از پنجاه مشاور با من صحبت کرده بودند، من درست نشدم، ولی شخصیت این شهید من را زیر و رو کرد.
صوت: بنّای عارف + صدای شهید برونسی

رهبر انقلاب اسلامی هم چند بار تاکنون در مورد این کتاب و شخص شهید برونسی صحبت کرده‌اند. به نظرم شخصیت این شهید تداعی مفهوم «کأنّهُم بُنیانٌ مَرصُوص» را برای انسان به وجود می‌آورد. از این جهت وقتی کسی در مسیر حق و در راه شهدا قدم بردارد، یکی از برکاتی که این شهدا به او می‌دهند، ثبات قدم است.
 
* اثرات شگرف انتشار خاطرات دفاع مقدس
من یک‌وقت خدمت خود رهبری این جمله را گفتم. گفتم یک زمانی شما توصیه می‌کردید که هرکس می‌تواند، برود در این زمینه‌ها کار کند. حدود سال‌های ۶۸-۶۹ ایشان تکلیف ‌کردند که کسانی که از دست‌شان برمی‌آید، وارد این کار بشوند. ما آن موقع اثرات این کار را نمی‌دانستیم. می‌دانستیم که به هر حال این کار، کار ارزشمندی است، ولی نمی‌دانستیم چه اثراتی دارد. این‌که می‌گویند آن‌چه پیر در خشت خام می‌بیند، جوان در آینه می‌بیند، قصه همین است. بعد که کم‌کم جلو رفتیم، با چه سختی‌هایی این کتاب «خاک‌های نرم کوشک» را کار کردیم، چقدر اذیت شدیم، چقدر موانع وجود داشت، ولی وقتی کار چاپ شد، آثار خودش را نشان داد.
تقریباً همه‌ی این کتاب‌هایی که شما از «دفتر هنر و ادبیات مقاومت» منتشر کرده‌اید، خوانده‌ام و بعضی از آنها را بسیار فوق‌العاده یافته‌ام. من وقتی اینها را می‌خواندم، به این فکر می‌افتادم که اگر ما برای صدور مفاهیم انقلاب، همین جزوه‌ها و کتاب‌ها را منتشر بکنیم، کار کمی نکرده‌ایم. (بیانات رهبر انقلاب در دیدار با مسئولان دفتر هنر و ادبیات مقاومت ۱۳۷۰/۴/۲۵)

آن اوایل کار من خودم متحیر می‌شدم. باورم نمی‌شد یک کتاب این‌قدر بتواند تأثیر بگذارد. من اثراتی از این کتاب در کشورهای دیگر دیدم؛ از همین کشورهای پیرامون خودمان بگیرید تا کشورهایی مثل لبنان و حتی کشورهای اروپایی و آمریکا. ما کسانی را داشته‌ایم که از قصه‌ی شهید برونسی و شهید کاوه تأثیر گرفته‌اند. تنها در لبنان ظرف یک سال، «خاک‌های نرم کوشک» به زبان عربی یک میلیون نسخه فروش داشت. من که به لبنان رفته بودم، اقبال ویژه‌ای نشان می‌دادند. ما را که می‌دیدند، بسیار خوشحال می‌شدند و راجع به شهید برونسی سؤال می‌کردند. حتی تأثیرات شگرفی در همین جنگ ۳۳ روزه و کیفیت جنگ و حال و هوای معنوی آن‌ها داشت که مدارک آن هم جمع شده است. این‌ها از دیگر برکاتی است که قابل احصاء نیست.

من در دیداری که خدمت رهبر انقلاب اسلامی رفته بودم، که غیر از کتاب خاک‌های نرم کوشک، برخی کتاب‌های ما را اسم آوردند، فرمودند: من کتاب‌های شما را خواندم، مثل این کتاب «حکایت زمستان» یا بعضی از این کتاب‌های دیگر. اهمیتی که ایشان به این بحث تاریخ شفاهی و خاطرات دفاع مقدس می‌دهند، در کنار اشرافی که ایشان در این موضوع دارند، خیلی جالب توجه است. من خیلی جاها گفته‌ام، در مقدمه‌ی‌ یکی از کتاب‌ها هم آورده‌ام که واقعاً اشراف‌ ایشان بی‌نظیر است. حالا شما رهبری و مشغله‌های ایشان و این مسائل جهانی را در نظر بگیرید؛ این اهتمام و تسلط ایشان به بحث ادبیات دفاع مقدس، هیچ دلیلی جز اهمیت ویژه‌ی آن ندارد.
در اين رابطه بخوانید :


مربوط به موضوع : مطلب
نویسنده عاشق در پنجشنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۴ |

مصاحبه با مسئول برنامه روایت فتح

آقای مهدی همایونفر
مسئول مؤسسه فرهنگی- هنری روایت فتح


گفتگو از: آقای محمدامین حسام

 

 

 

 

 

ناگفته‌های دیدار رهبر انقلاب با شهید آوینی و گروه روایت فتح

http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif سال ۶۵ از دفتر ریاست جمهوری وقت (حضرت آیت الله خامنه‌ای) با عوامل برنامه‌ی روایت فتح تماس گرفته و پیغام می‌دهند که آقای رییس جمهور تمایل دارند دیداری با بچه‌های گروه روایت فتح داشته باشند. بچه‌های روایت فتح که متعجب از چنین دیدار غیر مترقبه‌ای بودند، در روز مقرر به دیدار رییس جمهور رفتند. چند سال بعد، سید شهیدان اهل قلم که معلوم بود خاطرهٔ شیرینی از آن دیدار برایش به جای مانده بود، در مقاله‌ای با عنوان مبشر صبح، به این دیدار اشاره‌ای کرد و چنین نوشت: «عزیز ما!‌ای وصیّ امام عشق! آنان که معنای «ولایت» را نمی‌دانند در کار ما سخت درمانده‌اند اما شما خوب می‌دانید که سرچشمهٔ این تسلیم و اطاعت و محبت در کجاست. خودتان خوب می‌دانید که چقدر شما را دوست می‌داریم و چقدر دلمان می‌خواست آن روز که به دیدار شما آمدیم، سر در بغل شما پنهان کنیم و بگرییم. ما طلعت آن عنایت ازلی را در نگاه شما بازیافتیم. لبخند شما شفقت صبح را داشت و شب انزوای ما را شکست. سر ما و قدمتان که وصیّ امام عشق هستید و نایب امام زمان عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف
مهدی همایونفر از جمله افرادی بود که در آن روز و دیدار همراه تیم روایت فتح حضور داشت. همایونفر از همراهان شهید مرتضی آوینی در گروه جهاد تلویزیونی بود و مسئول برنامه‌ی روایت فتح بعد از جنگ و تصویربردار اصلی این برنامه در دوران جنگ و پس از جنگ بود. از سال ۱۳۷۱، هم زمان با راه اندازی دوباره‌ی برنامه‌ی روایت فتح تا سال ۱۳۷۷ مسئولیت گروه روایت فتح را بر عهده داشت و هم اکنون نیز مسئول مؤسسه فرهنگی- هنری روایت فتح است. به مناسبت سالگرد شهادت سید شهیدان اهل قلم، با او درباره‌ی حال و هوای این دیدار، شهید آوینی، و افق‌های برنامه روایت فتح به گفت‌و‌گو نشستیم.
 
* از بحث ورود به کار مستندسازی شهید آوینی شروع کنیم. چه شد شهید آوینی وارد عرصه‌ی هنر انقلاب شدند و چرا ایشان تصمیم گرفت روایت فتح را بسازد؟
من سعی می‌کنم کوتاه پاسخ بدهم. در سال ۵۸، سید مرتضی آوینی پس از اینکه به جهاد پیوست، به تلویزیون آمد تا برای فیلم‌برداری از فعالیت‌هایی که خودش در جهاد می‌کرد، امکانات بگیرد. تا آن موقع آوینی کار معماری انجام می‌داد، ولی همان موقع هم ذوق هنری او غلبه داشت بر فضای معماری و همین باعث شد که وقتی دوربین به دستش رسید، تا زمان شهادت دیگر دوربین را رها نکند و از همان شهریور ۵۸ با ساخت «سیل خوزستان» و «شش روز در ترکمن‌صحرا» شروع به ساخت فیلم مستند کرد. تا اینکه در سال ۵۹ جنگ شد و توجه مرتضی هم معطوف به جنگ شد. در مهر ۵۹ با گروه دو-سه‌نفره در بحبوحه‌ی جنگِ تن‌به‌تن در خرمشهر، به آنجا رفت و از آبانِ همان سال، شروع به ساخت فیلم مستند کرد. این مستندها به نام «حقیقت» نام‌گذاری شدند که اولین مجموعه‌ مستندهای جنگی هستند که مرتضی در جهاد تلویزیونی ساخت.
آقا گفتند این قلم و صدایی که پخش می‌شود خیلی زیباست. متن‌ها را چه کسی می‌نویسد؟ از آنجایی که مرتضی خیلی تأکید داشت بر اینکه از باب اخلاص نگوییم این‌ها کار کیست، به ایشان گفتم: آقا اگر بخواهید من بچه‌ها را به شما معرفی می‌کنم، ولی صاحب صدا و نویسنده می‌خواهند معرفی نشوند. آقا هم اصراری نکردند.

این روند تا سال ۶۴ ادامه پیدا کرد. مرتضی از ۵۹ تا ۶۴ دو کار مهم انجام داد. اول اینکه یک عده جوان مؤمن و انقلابی را وارد عرصه‌ی مستندسازی کرد و در گام بعدی، ارتباط خوبی با سپاه برقرار نمود که باعث شد ورود گروه مستندسازی‌اش به مناطق عملیاتی راحت‌تر باشد. تا اینکه در سال ۶۴ در عملیات والفجر۸، مجموعه تصاویری نزدیک به صحنه و بسیار متفاوت از آنچه مردم قبلاً از جنگ دیده بودند، گرفته شد و نظر خیلی از افراد را به خودش جلب کرد. پس از آن، تلویزیون مشتاق شد تا از این جنس برنامه‌ها بیشتر ساخته شود. به ما در پخش تلویزیون، دفتری دادند و مرتضی هم که به دنبال فرصت بود تا بتواند هنر و ادبیات را برای انقلاب خرج کند، «روایت فتح» را کلید زد. این برنامه از تابستان ۶۵ تا پایان جنگ، به دلیل استقبال زیاد مردم و تصاویر بسیار بدیع و جالبی که از جنگ ارائه می‌داد، تقریباً هر دو سه هفته یک‌بار، به‌صورت بلاانقطاع پخش می‌شد.
 
* شهید آوینی در روایت فتح چه افق‌هایی را می‌دید؟
آوینی در مقالاتش مفصل به این موضوع اشاره کرده که با ظهور حضرت امام و انقلاب اسلامی، عصر توبه‌ی بشر شروع شده است و این راه به سمتی می‌رود که دوران جاهلیت ثانی به پایان برسد و ان‌شاءالله به ظهور حضرت حجت عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف بینجامد. این تعبیر و نگاه، بچه‌های انقلاب اسلامی را پیش‌قراول این حرکت می‌دانست و معتقد بود که این حرکت فتحی است. فتحی نه به معنای دنیاگشایی، بلکه منظور فتح قلوب بشری است و ما باید روایت این فتح را نشان دهیم. آخرین برنامه‌ی مجموعه‌ی «حقیقت» به نام «و این است فتح‌الفتوح» ساخته شد که به نظرم «روایت فتح» را از این نام کلید زد.

مرتضی پس از آنکه همه‌ی عملیات طریق‌القدس را به تصویر می‌کشد، در پلان آخر نشان می‌دهد که یک رزمنده در سنگر به‌صورت نشسته نماز می‌خواند و موقعی که قامت می‌بندد و تکبیره‌الاحرام می‌گوید، مرتضی دوربین را فیکس می‌کند و می‌گوید: «و این است فتح‌الفتوح.» منظور مرتضی از «روایت فتح» هم همین بوده است. مثلاً هنگامی که فاو را نشان می‌دهد، منظورش فتح فاو نیست. اگر کسی اهل مطالعه باشد یا نریشن‌های مرتضی آوینی را در مستندهایش گوش داده باشد، کاملاً می‌فهمد که منظور مرتضی از فتح، همان فتحی است که در سوره‌ی نصر آمده است و اشاره دارد به فتح کامل پیامبر اسلام که توانست قلوب مسلمانان را فتح کند و بیانگر خلیفه‌اللهی است. به نظرم مرتضی این دید را به فتح داشت.

* جناب‌عالی یکی از اشخاصی بودید که در دیدار رهبر انقلاب با دست‌اندرکاران «روایت فتح» حضور داشتید. اگر مایل هستید، از اینجا شروع کنیم که اصلاً چطور شد در آن برهه‌ی زمانی، رهبر انقلاب برنامه‌ای برای دیدار با عوامل «روایت فتح» ترتیب دادند؟
ما از بهار سال ۶۵ یک برنامه کلید زده بودیم به نام «روایت فتح» که به‌صورت مستمر پخش می‌شد. فکر می‌کنم در تابستان سال ۶۵ بود که از دفتر ریاست‌جمهوری با من تماس گرفتند که رئیس‌جمهور می‌خواهند با اعضای گروه دیدار کنند. آن موقع ما را که حدود بیست نفر بودیم، کسی نمی‌شناخت. یک گوشه مشغول کار خودمان بودیم و در رأس کار، مرتضی آوینی بود. تشکیلاتمان نظم خاصی نداشت و معلوم نبود منتسب به کجاییم. کار خودمان را می‌کردیم. بنابراین کسی ما را به‌صورت فردی یا اداری نمی‌شناخت که معرفی‌مان کند. کسی که با من تماس گرفت آقای حسینی‌نژاد، مسئول تبلیغات جهاد بودند. ایشان تنها کسی بودند که از وزارت جهاد وقت با ما تماس داشتند. تماس گرفتند و گفتند که دفتر ریاست‌جمهوری می‌خواهند شما را ببینند.
این را هم باید بگویم که «روایت فتح» تیتراژی نداشت و اصلاً معلوم نبود توسط چه کسی و کجا ساخته شده است. فقط نوشته‌ی «روایت فتح» می‌آمد. این موضوع به روحیه‌ی آوینی برمی‌گشت که می‌گفت باید در گمنامی کارمان را بکنیم و به وظیفه‌ی الهی‌مان عمل کنیم. می‌گفت چطور از آن بسیجی که به عملیات می‌رود نمی‌پرسند که هستی و از کجا آمده‌ای؟ ما هم باید مثل او باشیم. کاری که برای خدا انجام بگیرد، اجر و قربش بیشتر است.

به همین دلیل، تیتراژی نداشتیم که از آن طریق کسی بفهمد چه کسی این برنامه را می‌سازد. همه‌ی این‌ها باعث شد که آن تماس را جدی نگیریم. در کمتر از یک ماه از تماس اول، دوباره تماس گرفتند که رئیس‌جمهور شخصاً می‌خواهند با شما ملاقات کنند. باز هم ما باورمان نمی‌شد. گفتیم ما اصلاً درخواست ملاقات نداده بودیم که رئیس‌جمهور پذیرفته باشند. دوباره مسئول دفتر ایشان تکرار کرد که خود ایشان شخصاً می‌خواهند با شما دیدار کنند. بالأخره به آقا، که آن زمان در کسوت ریاست‌جمهوری بودند، ارادت قلبی داشتیم. همگی مبهوت بودیم و به ‌هر حال به ساختمان ریاست‌جمهوری رفتیم.

* اگر از حال‌وهوای شهید آوینی پیش از دیدار با آقا چیزی به یاد دارید، بیان کنید.
یادم می‌آید مرتضی به من، که آن موقع مسئول گروه بودم، گفت لطف کنید در این دیدار نگویید چه کسی متن می‌نویسد و می‌خواند. به من گفت اگر نظر من را می‌خواهی، نگو چه کسی چه کاری انجام می‌دهد و اگر آقا سؤالی داشتند، جواب بده.

* چه نکاتی را آقا در آن دیدار بیان کردند و محور صحبت‌هایشان چه بود؟
موقعی که خدمت آقا رفتیم، از روی کنجکاوی از مسئول دفترشان پرسیدیم آقای رئیس‌جمهور چه کاری داشتند که لطف کردند و ما را دعوت کردند؟ ایشان پاسخ دادند آقای رئیس‌جمهور گفته‌اند «من دوست دارم با بچه‌های روایت فتح دیداری داشته باشیم و این بچه‌ها را ببینم.» در آن جلسه ایشان خیلی از ما قدردانی کردند. از عجایبی که ایشان در آن جلسه فرمودند و در خاطرم مانده است و سال‌ها آوینی از آن یاد می‌کرد این بود که گفتند: «شب‌های جمعه که جلسه‌ی سران سه قوه است، به اعضای جلسه می‌گویم که چون روایت فتح رأس ساعت ۹:۳۰ شروع می‌شود، یا جلسه را زودتر برگزار کنیم که با روایت فتح تداخل نداشته باشد یا بگذارید که من زودتر از جلسه خارج شوم.»
از عجایبی که رهبر انقلاب در آن جلسه‌ی دیدار فرمودند و در خاطرم مانده است و سال‌ها آوینی از آن یاد می‌کرد این بود که گفتند: «شب‌های جمعه که جلسه‌ی سران سه قوه است، به اعضای جلسه می‌گویم که چون روایت فتح رأس ساعت ۹:۳۰ شروع می‌شود، یا جلسه را زودتر برگزار کنیم که با روایت فتح تداخل نداشته باشد یا بگذارید که من زودتر از جلسه خارج شوم.»

من این را دقیقاً به یاد دارم. خیلی برای ما عجیب بود که رئیس‌جمهور مملکت این‌قدر به برنامه علاقه‌مند است که دوست دارد به هر صورت به برنامه برسد و برنامه را ببیند، وگرنه ما خبری از جنگ نمی‌دادیم که ایشان ندانند. اصلاً برنامه‌ی ما خبری نبود و آقا به نوع نگاه برنامه توجه داشتند.

نکته‌ی دومی که از آن جلسه به یاد دارم این بود که آقا گفتند این قلم و صدایی که پخش می‌شود خیلی زیباست. متن‌ها را چه کسی می‌نویسد؟ از آنجایی که مرتضی خیلی تأکید داشت بر اینکه از باب اخلاص نگوییم این‌ها کار کیست، به ایشان گفتم: آقا اگر بخواهید من بچه‌ها را به شما معرفی می‌کنم، ولی صاحب صدا و نویسنده می‌خواهند معرفی نشوند. آقا هم اصراری نکردند.
 
* در حین جلسه، شهید آوینی صحبت یا سؤالی کردند؟ در صحبت‌هایی که بعد از جلسه داشتید، چه صحبت یا اتفاقی توجه شهید آوینی را به خود جلب کرده بود؟
در آن جلسه، شهید آوینی برای همان گمنامی که خدمت‌تان گفتم، در ردیف دوم نشست و صحبتی نکرد.

* شما به‌همراه سید مرتضی آوینی جزء هسته‌ی مرکزی گروه جهاد تلویزیونی بودید که مستند «خان‌گزیده‌ها» و «روایت فتح» را ساختید. این حرکت تا پایان جنگ ادامه پیدا کرد، اما پس از جنگ سیر مستندسازی‌های دفاع مقدس متوقف شد. گویا رهبر انقلاب در آن روزها به اعضای «روایت فتح» تذکری دادند. لطف کنید درباره‌ی آن روزها و تذکر آقا توضیحی بفرمایید.
بله، همین‌طور است. مجموعه مستندهای «روایت فتحِ» اول، پس از جنگ متوقف شد. البته به‌صورت پراکنده مستندهایی مثل «با من سخن بگو دوکوهه» در همان سال‌های ۶۷ یا ۶۸ کار می‌شد، ولی دیگر در تلویزیون مثل گذشته، خبری از برنامه‌های منظم «روایت فتح» نبود. از آنجایی که ما خودمان هم کار دیگری جز ساخت مستند جنگی بلد نبودیم و به این دست کارها اعتقاد داشتیم، همان موقع جلساتی با برخی بچه‌ها از جمله شهید فلاحت‌پور (که یک سال قبل از مرتضی در لبنان شهید شد) ترتیب دادیم تا برای «روایت فتح» پس از جنگ، تصمیم‌گیری کنیم. جمع‌بندی این جلسات به اینجا رسید که می‌توان بعد از جنگ هم در این‌باره فیلم مستند ساخت، ولی از نگاه عقلایی. همه‌ی جزئیات را در کاغذی نوشتیم، ولی در حد همین کاغذ ماند و به عمل نرسید.
کلیپ تصویری | روایتی از نقش رهبر انقلاب در فعالیت مجدد «روایت فتح»

|دانلود نسخه موبایل | دانلود با کیفیت پایین | دانلود کیفیت متوسط | دانلود با کیفیت بالا
در سال ۶۹ مرتضی دعوت شد که به‌عنوان سردبیر مجله‌ی «سوره» شروع به کار کند. مرتضی به قلم و ادبیات خیلی علاقه داشت و از طرف دیگر برایش فرصتی پیش آمده بود تا دنیایی از مطالبی که در ذهن داشت، بنویسد. بنابراین دعوت را پذیرفت و از همان سال به‌شدت درگیر مجله‌ی «سوره» شد. من هم با آنکه در جهاد تلویزیونی مسئول بودم، به «سوره» رفتم و در همین اثنا بود که مدیر وقت شبکه‌ی یک، آقای مهدی فریدزاده، ما را دید و گفت در جلسه‌ای که با آقا داشته است، ایشان پرسیده‌اند چرا دیگر «روایت فتح» پخش نمی‌شود. وقتی این نکته را آقای فریدزاده به من گفت، ما چون به‌لحاظ تشکیلاتی منسجم نبودیم، از این صحبت عبور کردیم. فکر نمی‌کردیم جدی باشد. تا اینکه به فاصله‌ی کمتر از یک سال، یک بار دیگر آقای فریدزاده به ما گفت که رهبر انقلاب از من پرسیدند پیام مرا به بچه‌های «روایت فتح» رساندی؟ چرا اقدامی صورت نگرفت؟ این را که شنیدم، به‌سراغ مرتضی آوینی رفتم و گفتم آقا چنین پیغامی داده‌اند. میان شهید آوینی و آقا ارتباط معنوی و قلبی عمیقی برقرار بود. مرتضی دو مقاله هم برای آقا نوشته بود. این موضوع را که شنید، تکان خورد و گفت باید کاری کنیم. تصمیم برآن شد که صورت‌جلسه‌هایی که چند سال قبل شهید فلاحت‌پور نوشته بودند، به دفتر آقا بفرستیم.

وقتی این طرح را فرستادیم، بعید می‌دانستیم این نامه‌ی دست‌نویس و بدون سربرگ، به دست آقا برسد. احتمال ۹۹ درصد می‌دادیم که رهبر انقلاب یا دفتر ایشان به این طرح بی‌نام‌ونشان نگاه هم نمی‌کنند. آن موقع به دلایل اداری و ساختاری، «روایت فتح» یک تشکیلات بدون پشتوانه محسوب می‌شد. باورمان نمی‌شد که این دست‌نوشته‌ها اصلاً خوانده شود. پس از گذشت کمتر از یک ماه، در اتاق جهاد تلویزیون نشسته بودیم که کسی آمد و گفت جواب نامه‌تان به رهبری آمده است و برای پیگیری‌های بعدی با دفتر رهبری در تماس باشید. یعنی آن نامه صرفاً یک جواب نبود و پیگیری‌های بعدی هم پیش‌بینی شده بود.

* از محتوای نامه‌ی رهبری چیزی به یاد دارد؟
حضور آقا در مراسم تشییع شهید آوینی، پیام‌های زیادی برای منتقدین داشت. تا آن موقع، چه در زمان حیات امام و چه در زمان رهبری آقا، مرسوم نبود شخص اول نظام در مراسم تشییع جنازه‌ی کسی شرکت کند. این اولین‌باری بود که آقا در کسوت رهبری، در چنین مراسمی شرکت می‌کردند. به نظرم این حضور هشداری بود برای کسانی که مرتضی را بد شناخته بودند.

بله، ایشان در حاشیه‌ی همان نامه‌ی دست‌نوشته‌ای که ما برایشان ارسال کرده بودیم، تک‌تک موارد طرحمان را خوانده بودند و زیر هریک نکته‌ای نوشته بودند. مثلاً نوشته بودند این خوب است یا این قسمت بهتر است اجرا نشود. یکی از آن‌ها را خوب به یاد دارم که ما نوشته بودیم در دویست سال گذشته، ایران همواره شکست خورده و قسمتی از این سرزمین به تاراج رفته است. آقا زیر این نوشته بودند که عباس‌میرزا شکست نخورد و این اشتباه است. تا این حد ایشان این طرح را با دقت خوانده بودند. به دلیل آنکه نامه گمنام بود، شفاهی گفته بودند که اقدام شود و اگر مشکلی بود، از طریق دفتر پیگیری شود. ما که دیگر به خودمان آمده بودیم، ابتدا از طریق تلویزیون اقدام به شروع کار کردیم، ولی نشد. بعد از طریق جهاد خواستیم کار را شروع کنیم که آن هم نشد. بنابراین با دفتر ایشان تماس گرفتیم و آن‌ها هم در نهایت همکاری، همه‌ی امکانات را در اختیار ما گذاشتند. آوینی هم مشتاقانه پای کار آمد و سری دوم «روایت فتح» را کلید زد.

* به نظر می‌رسد رهبر انقلاب از همان ابتدا توجه ویژه‌ای به پدیده‌ی مستندسازی تجربی و غیرتجربی دفاع مقدس داشتند. در جایی ایشان فرموده‌اند که مستندسازی دفاع مقدس با کار داستانی متفاوت است و باید ادامه پیدا کند. به نظر شما، این توجه تا چه اندازه اثرگذار بوده است؟
ما از همان ابتدا فکر می‌کردیم یکی از موضوعاتی که در مستندسازی از آن غفلت می‌شود، جنگ است. اکثر افرادی که جنگ را دیده‌اند، در حال حاضر هستند؛ یعنی بهترین موقعیت است برای نشان دادن جنگ و محقق کردن آن نگاه مرتضی که نسبت به جنگ داشت و برگرفته از نگاه صدر اسلام بود. واقعاً اگر آن موقع آقا پیگیر نمی‌شدند و از ما حمایت نمی‌کردند، محال بود آوینی دوباره به «روایت فتح» برگردد و این برنامه به اسوه‌ی مستندسازی پس از جنگ تبدیل شود.

* در روز تشییع جنازه‌ی شهیدآوینی، مقام معظم رهبری به‌صورت غیرمنتظره در مراسم حضور پیدا کردند. از واکنش مسئولین و جمعیت حاضر در آن مراسم چیزی به یاد دارید؟ به نظرتان چه دلیلی وجود داشت که آقا چنین کاری را برای آوینی انجام دهند؟
مرتضی در روزهایی شهید شد که به‌شدت متهم بود به دوری از اندیشه‌هایی که یک روز خودش مدافع آن‌ها بود. در اوج این مسائل و فشارها و سرمقاله‌هایی که علیه او نوشته می‌شد و در کوران بدبینی‌ها، به‌صورت خیلی غیرمنتظره شهید شد. حضور آقا در مراسم تشییع شهید آوینی، پیام‌های زیادی برای منتقدین داشت. تا آن موقع، چه در زمان حیات امام و چه در زمان رهبری آقا، مرسوم نبود شخص اول نظام در مراسم تشییع جنازه‌ی کسی شرکت کند. این اولین‌باری بود که آقا در کسوت رهبری، در چنین مراسمی شرکت می‌کردند. به نظرم این حضور هشداری بود برای کسانی که مرتضی را بد شناخته بودند.


مربوط به موضوع : فیلم
برچسب ها : روایت فتح
نویسنده عاشق در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ |
 

حاشیه‌های سفر رهبر انقلاب به آفریقا در «از هراره تا تهران»

 

به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، مؤسسه ایمان جهادی ــ صهبا ــ با کتاب «از هراره تا تهران» در بیست و‌ هفتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران حضور یافته است. این کتاب  در 336 صفحه تدوین شده که با ارائه سبکی جدید، سعی دارد که ماجرای حضور مقام معظم رهبری در اجلاس سران عدم‌تعهد سال 65 در کشور زیمبابوه و اتصال این اجلاس به اجلاس سران عدم‌تعهد تهران از نقش ایشان در معادلات سیاسی جهان پرده بردارد.

مقدمه این کتاب خطبه اول نمازجمعه 7 محرم سال 65 شمسی است که مقام معظم رهبری در آن به‌مناسبت دهه محرم به تشریح قیام اباعبدالله الحسین(ع) و تبیین ظلم‌ستیزی و دلایل ایجاد ظلم بر بستر قیام عاشورا می‌پردازند. کتاب «از هراره تا تهران» در سه بخش اصلی هراره، از هراره تا تهران و تهران تدوین شده است. در بخش هراره حضور مقام معظم رهبری در اجلاس سران عدم‌تعهد هراره به‌صورت روزانه و لحظه به لحظه با توجه به اسناد موجود در رسانه‌های آن‌زمان روایت شده است. در پایان این بخش هم خطبه دوم نمازجمعه‌ای که در مقدمه آورده شده که شرح ماوقع سفر به اجلاس سران غیرمتعهدها در هراره توسط خود ایشان است، بیان می‌شود.

در بخش از هراره تا تهران این کتاب، به فرجام مسائل سیاسی مطرح در آن‌زمان از جمله مسئله آپارتاید و جنگ ایران و عراق پرداخته شده است. بخش تهران کتاب نیز مربوط به سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای در اجلاس سران عدم‌تعهد تهران و دیدارهای ایشان با سران کشورهای شرکت کننده در این اجلاس است.

از بخش‌های جالب کتاب «از هراره تا تهران» اتفاقات حاشیه‌ای زمان اجلاس عدم‌تعهد در کشور زیمبابوه است. اجلاس هراره به‌جهت قرار گرفتن در سال‌های پایانی دفاع مقدس و حساسیت رسانه‌ها بر آن از مهمترین فرصت‌های جمهوری اسلامی بوده است که در آن می‌توانسته حقانیت خود را اثبات کند. از ابتدای این اجلاس با سفر رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به این اجلاس و بیان حقایق انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و دیدارهای حاشیه‌ای، وضعیت افکار عمومی جهان به‌سمت جمهوری اسلامی ایران متمایل شد.

تدبیر ایشان موجب آن شد تا فریادها بر سر ایران برای پذیرش صلح ساکت شود و حقایق بر همه روشن شود. سفر نکردن صدام حسین به کشور زیمبابوه و انجام دو عملیات پیروزمندانه کربلای دو و سه در مناطق حاج‌عمران و اسکله نفتى الامیه و البکر و سخنان روشنگرانه آیت‌الله خامنه‌ای موجب تقویت جبهه جمهوری اسلامی ایران و دوستان آن در اجلاس سران غیرمتعهدها شد.از بخش‌های جالب کتاب «از هراره تا تهران» اتفاقات حاشیه‌ای زمان اجلاس عدم‌تعهد در کشور زیمبابوه است. اجلاس هراره به‌جهت قرار گرفتن در سال‌های پایانی دفاع مقدس و حساسیت رسانه‌ها بر آن از مهمترین فرصت‌های جمهوری اسلامی بوده است که در آن می‌توانسته حقانیت خود را اثبات کند. از ابتدای این اجلاس با سفر رئیس جمهور وقت جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به این اجلاس و بیان حقایق انقلاب اسلامی و دفاع مقدس و دیدارهای حاشیه‌ای، وضعیت افکار عمومی جهان به‌سمت جمهوری اسلامی ایران متمایل شد.

در بخش‌هایی از این کتاب، روایت خاطره‌ای از علی‌اصغر فردی، از نزدیک‌ترین شاگردان استاد شهریار است که در آن به واکنش استاد شهریار به سخنرانی رهبر معظم انقلاب در زیمباوه می‌پردازد. بخشی از این کتاب به شرح ذیل است:

«شبی استاد شهریار به من زنگ زدند و فرمودند: تلویزیـون را می‌بینی؟ اگر نمی‌بینی، برو ببین، بعد صحبت کنیم.

دیدم آقا در کنفرانس هراره سخنرانی می‌کنند. تمامی مدت صحبت را بی‌اراده ایستاده بودم و گوش می‌کردم. چنان هیجان‌زده بودم که بعد از اتمام نطق آقا، باشتاب به منزل استاد رفتم.

شب دیروقت بود، اما استاد در کمال اعجاب و هیجان گریه می‌کردند و جملات برجسته‌ آقا را تکرار می‌کردند که: دانه‌دانه دردهای مسلمانان را بر‌شمردند و منشوری برای جهان اسلام پرداختند.

استاد می‌گفتند: من در طول سخنرانی فقط می‌گریستم و دستم بر دعا بود که خدایا این سید را از تمام بلیات من‌لایحتسب محافظت فرما.»

جنبش عدم تعهد دوبار شاهد حضور و سخنرانی آیت‌الله خامنه‌ای بود؛ در سال 65 که سفر ایشان به هراره، هشت روز طول کشید و اجلاس را متحول کرد و در سال 91 در تهران که حاضرین و غائبین را به تواضع در برابر عظمت رهبریِ الهی وادار کرد.



مربوط به موضوع :
نویسنده عاشق در سه شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۳۹۴ |

اختصاصی: کلیپ نامه امام خامنه ای برای انگلیسی زبانان + منتشر کنید 

 http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28741/B/13931102_0128741.jpg

اختصاصی: کلیپ ویژه نامه امام خامنه ای به جوانان اروپا و آمریکای شمالی به زبان انگلیسی + لطفا انتشار دهید.

http://www.mostazafin.tv/images/video/resize/low_quality74letter4u4.flv

 

http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/28731/index.html

 

    بسم‌ الله الرّحمن الرّحیم
    به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی

    حوادث اخیر در فرانسه و وقایع مشابه در برخی دیگر از کشورهای غربی مرا متقاعد کرد که درباره‌ی آنها مستقیماً با شما سخن بگویم. من شما جوانان را مخاطب خود قرار میدهم؛ نه به این علّت که پدران و مادران شما را ندیده می‌انگارم، بلکه به این سبب که آینده‌ی ملّت و سرزمینتان را در دستان شما میبینم و نیز حسّ حقیقت‌جویی را در قلبهای شما زنده‌تر و هوشیارتر می‌یابم. همچنین در این نوشته به سیاستمداران و دولتمردان شما خطاب نمیکنم، چون معتقدم که آنان آگاهانه راه سیاست را از مسیر صداقت و درستی جدا کرده‌اند. سخن من با شما درباره‌ی اسلام است و به‌طور خاص، درباره‌ی تصویر و چهره‌ای که از اسلام به شما ارائه میگردد. از دو دهه پیش به این سو ــ یعنی تقریباً پس از فروپاشی اتّحاد جماهیر شوروی ــ تلاشهای زیادی صورت گرفته است تا این دین بزرگ، در جایگاه دشمنی ترسناک نشانده شود. تحریک احساس رعب و نفرت و بهره‌گیری از آن، متأسّفانه سابقه‌ای طولانی در تاریخ سیاسی غرب دارد. من در اینجا نمیخواهم به «هراس‌های» گوناگونی که تاکنون به ملّتهای غربی القاء شده است، بپردازم. شما خود با مروری کوتاه بر مطالعات انتقادی اخیر پیرامون تاریخ، می‌بینید که در تاریخنگاری‌های جدید، رفتارهای غیر صادقانه و مزوّرانه‌ی دولتهای غربی با دیگر ملّتها و فرهنگهای جهان نکوهش شده است. تاریخ اروپا و امریکا از برده‌داری شرمسار است، از دوره‌ی استعمار سرافکنده است، از ستم بر رنگین‌پوستان و غیر مسیحیان خجل است؛ محقّقین و مورّخین شما از خونریزی‌هایی که به نام مذهب بین کاتولیک و پروتستان و یا به اسم ملیّت و قومیّت در جنگهای اوّل و دوّم جهانی صورت گرفته، عمیقاً ابراز سرافکندگی میکنند.

    این به‌خودی‌خود جای تحسین دارد و هدف من نیز از بازگوکردن بخشی از این فهرست بلند، سرزنش تاریخ نیست، بلکه از شما میخواهم از روشنفکران خود بپرسید چرا وجدان عمومی در غرب باید همیشه با تأخیری چند ده ساله و گاهی چند صد ساله بیدار و آگاه شود؟ چرا بازنگری در وجدان جمعی، باید معطوف به گذشته‌های دور باشد نه مسائل روز؟ چرا در موضوع مهمّی همچون شیوه‌ی برخورد با فرهنگ و اندیشه‌ی اسلامی، از شکل‌گیری آگاهی عمومی جلوگیری میشود؟

    شما بخوبی میدانید که تحقیر و ایجاد نفرت و ترس موهوم از «دیگری»، زمینه‌ی مشترک تمام آن سودجویی‌های ستمگرانه بوده است. اکنون من میخواهم از خود بپرسید که چرا سیاست قدیمی هراس‌افکنی و نفرت‌پراکنی، این‌بار با شدّتی بی‌سابقه، اسلام و مسلمانان را هدف گرفته است؟ چرا ساختار قدرت در جهان امروز مایل است تفکر اسلامی در حاشیه و انفعال قرار گیرد؟ مگر چه معانی و ارزشهایی در اسلام، مزاحم برنامه‌ی قدرتهای بزرگ است و چه منافعی در سایه‌ی تصویرسازی غلط از اسلام، تأمین میگردد؟ پس خواسته‌ی اوّل من این است که درباره‌ی انگیزه‌های این سیاه‌نمایی گسترده علیه اسلام پرسش و کاوش کنید.

    خواسته‌ی دوم من این است که در واکنش به سیل پیشداوری‌ها و تبلیغات منفی، سعی کنید شناختی مستقیم و بی‌واسطه از این دین به دست آورید. منطق سلیم اقتضاء میکند که لااقل بدانید آنچه شما را از آن میگریزانند و میترسانند، چیست و چه ماهیّتی دارد. من اصرار نمیکنم که برداشت من یا هر تلقّی دیگری از اسلام را بپذیرید بلکه میگویم اجازه ندهید این واقعیّت پویا و اثرگذار در دنیای امروز، با اغراض و اهداف آلوده به شما شناسانده شود. اجازه ندهید ریاکارانه، تروریست‌های تحت استخدام خود را به عنوان نمایندگان اسلام به شما معرفی کنند. اسلام را از طریق منابع اصیل و مآخذ دست اوّل آن بشناسید. با اسلام از طریق قرآن و زندگی پیامبر بزرگ آن (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌و‌سلّم) آشنا شوید. من در اینجا مایلم بپرسم آیا تاکنون خود مستقیماً به قرآن مسلمانان مراجعه کرده‌اید؟ آیا تعالیم پیامبر اسلام (صلّی‌الله‌علیه‌وآله‌وسلّم) و آموزه‌های انسانی و اخلاقی او را مطالعه کرده‌اید؟ آیا تاکنون به جز رسانه‌ها، پیام اسلام را از منبع دیگری دریافت کرده‌اید؟ آیا هرگز از خود پرسیده‌اید که همین اسلام، چگونه و بر مبنای چه ارزشهایی طیّ قرون متمادی، بزرگترین تمدّن علمی و فکری جهان را پرورش داد و برترین دانشمندان و متفکّران را تربیت کرد؟

    من از شما میخواهم اجازه ندهید با چهره‌پردازی‌های موهن و سخیف، بین شما و واقعیّت، سدّ عاطفی و احساسی ایجاد کنند و امکان داوری بیطرفانه را از شما سلب کنند. امروز که ابزارهای ارتباطاتی، مرزهای جغرافیایی را شکسته است، اجازه ندهید شما را در مرزهای ساختگی و ذهنی محصور کنند. اگر چه هیچکس به‌صورت فردی نمیتواند شکافهای ایجاد شده را پر کند، امّا هر یک از شما میتواند به قصد روشنگریِ خود و محیط پیرامونش، پلی از اندیشه و انصاف بر روی آن شکافها بسازد. این چالش از پیش طراحی شده بین اسلام و شما جوانان، اگر چه ناگوار است امّا میتواند پرسش‌های جدیدی را در ذهن کنجکاو و جستجوگر شما ایجاد کند. تلاش در جهت یافتن پاسخ این پرسش‌ها، فرصت مغتنمی را برای کشف حقیقت‌های نو پیش روی شما قرار میدهد. بنابراین، این فرصت را برای فهم صحیح و درک بدون پیشداوری از اسلام از دست ندهید تا شاید به یمن مسئولیّت‌پذیری شما در قبال حقیقت، آیندگان این برهه از تاریخ تعامل غرب با اسلام را با آزردگی کمتر و وجدانی آسوده‌تر به نگارش درآورند.

سیّدعلی خامنه‌ای
۱۳۹۳/۱۱/۱


 

In the name of God, the Beneficent the Merciful
To the Youth in Europe and North America,

The recent events in France and similar ones in some other Western countries have convinced me to directly talk to you about them. I am addressing you, [the youth], not because I overlook your parents, rather it is because the future of your nations and countries will be in your hands; and also I find that the sense of quest for truth is more vigorous and attentive in your hearts.

I don’t address your politicians and statesmen either in this writing because I believe that they have consciously separated the route of politics from the path of righteousness and truth.

I would like to talk to you about Islam, particularly the image that is presented to you as Islam. Many attempts have been made over the past two decades, almost since the disintegration of the Soviet Union, to place this great religion in the seat of a horrifying enemy. The provocation of a feeling of horror and hatred and its utilization has unfortunately a long record in the political history of the West.

Here, I don’t want to deal with the different phobias with which the Western nations have thus far been indoctrinated. A cursory review of recent critical studies of history would bring home to you the fact that the Western governments’ insincere and hypocritical treatment of other nations and cultures has been censured in new historiographies.

The histories of the United States and Europe are ashamed of slavery, embarrassed by the colonial period and chagrined at the oppression of people of color and non-Christians. Your researchers and historians are deeply ashamed of the bloodsheds wrought in the name of religion between the Catholics and Protestants or in the name of nationality and ethnicity during the First and Second World Wars. This approach is admirable.

By mentioning a fraction of this long list, I don’t want to reproach history; rather I would like you to ask your intellectuals as to why the public conscience in the West awakens and comes to its senses after a delay of several decades or centuries. Why should the revision of collective conscience apply to the distant past and not to the current problems? Why is it that attempts are made to prevent public awareness regarding an important issue such as the treatment of Islamic culture and thought?

You know well that humiliation and spreading hatred and illusionary fear of the “other” have been the common base of all those oppressive profiteers. Now, I would like you to ask yourself why the old policy of spreading “phobia” and hatred has targeted Islam and Muslims with an unprecedented intensity. Why does the power structure in the world want Islamic thought to be marginalized and remain latent? What concepts and values in Islam disturb the programs of the super powers and what interests are safeguarded in the shadow of distorting the image of Islam? Hence, my first request is: Study and research the incentives behind this widespread tarnishing of the image of Islam.

My second request is that in reaction to the flood of prejudgments and disinformation campaigns, try to gain a direct and firsthand knowledge of this religion. The right logic requires that you understand the nature and essence of what they are frightening you about and want you to keep away from.

I don’t insist that you accept my reading or any other reading of Islam. What I want to say is: Don’t allow this dynamic and effective reality in today’s world to be introduced to you through resentments and prejudices. Don’t allow them to hypocritically introduce their own recruited terrorists as representatives of Islam.

Receive knowledge of Islam from its primary and original sources. Gain information about Islam through the Qur’an and the life of its great Prophet. I would like to ask you whether you have directly read the Qur’an of the Muslims. Have you studied the teachings of the Prophet of Islam and his humane, ethical doctrines? Have you ever received the message of Islam from any sources other than the media?

Have you ever asked yourself how and on the basis of which values has Islam established the greatest scientific and intellectual civilization of the world and raised the most distinguished scientists and intellectuals throughout several centuries?

I would like you not to allow the derogatory and offensive image-buildings to create an emotional gulf between you and the reality, taking away the possibility of an impartial judgment from you. Today, the communication media have removed the geographical borders. Hence, don’t allow them to besiege you within fabricated and mental borders.

Although no one can individually fill the created gaps, each one of you can construct a bridge of thought and fairness over the gaps to illuminate yourself and your surrounding environment. While this preplanned challenge between Islam and you, the youth, is undesirable, it can raise new questions in your curious and inquiring minds. Attempts to find answers to these questions will provide you with an appropriate opportunity to discover new truths.

Therefore, don’t miss the opportunity to gain proper, correct and unbiased understanding of Islam so that hopefully, due to your sense of responsibility toward the truth, future generations would write the history of this current interaction between Islam and the West with a clearer conscience and lesser resentment.

Seyyed Ali Khamenei
21st Jan. 2015



مربوط به موضوع : فیلم
نویسنده عاشق در دوشنبه ششم بهمن ۱۳۹۳ |

لحظه‌شناسی و لحظه‌نشناسی

گزیده‌ای از بیانات رهبر انقلاب درباره‌ی مصادیق لحظه‌نشناسی‌ها و لحظه‌شناسی‌ها در طول تاریخ.
لحظه‌نشناسی‌ها: ۱. کار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند «لحظه را باید شناخت، نیاز را باید دانست. کسانی در کوفه دلهاشان پر از ایمان به امام حسین بود، به اهل‌بیت محبت هم داشتند، اما چند ماه دیرتر وارد میدان شدند»۱ «لحظه را نشناختند؛ عاشورا را نشناختند؛ در زمان، آن کار را انجام ندادند.»۲ «عدّه‌ی توّابین، چند برابر عدّه‌ی شهدای کربلاست. شهدای کربلا همه در یک روز کشته شدند؛ توّابین نیز همه در یک روز کشته شدند. اما اثری که توّابین در تاریخ گذاشتند، یک هزارم اثری که شهدای کربلا گذاشتند، نیست! به‌خاطر این‌که در وقت خود نیامدند. کار را در لحظه‌ی خود انجام ندادند. دیر تصمیم گرفتند و دیر تشخیص دادند.»۳ http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18338/H/139010131114070755_18338.jpg
۲. شیخ به بالای دار رفت «در صدر مشروطه علمای بزرگی بودند -که من اسم نمیآورم، معروفند- که اینها ندیدند توطئه‌ای را که آن روز غربزدگان طراحی میکردند؛ توجه نکردند که حرفهائی که اینها دارند در مجلس شورای ملىِ آن زمان میزنند، یا در مطبوعاتشان مینویسند، مبارزه‌ی با اسلام است؛ مماشات کردند. نتیجه این شد که کسی که میدانست و میفهمید - مثل مرحوم شیخ فضل‌اللَّه نوری - جلوی چشم آنها به دار زده شد و اینها حساسیتی پیدا نکردند؛ این اشتباهی است که آنجا انجام گرفت؛ این اشتباه را ما نباید انجام بدهیم.»۴
۳. پنجاه سال جلوتر بودیم! «اگر آن روزی که بعضی از علما در مقابل خودکامگیهای رضاخان ایستادند، همه با آنها همراهی میکردند، اگر آحاد ملت آگاهانه میفهمیدند که چه اتفاقی دارد در این کشور میافتد و میایستادند، شاید ملت ما پنجاه سال جلوتر بود و خسارتهای پنجاه سال دوران انحطاط رژیم طاغوتی و وابسته‌ی پهلوی را تحمل نمیکرد. غفلت موجب میشود که انسان این خسارتها را تحمل کند. غفلت نبایستی به خرج داد.»۵
۴.  اگر حساسیت موقع درک می‌شد... «اگر آن روزی که آمریکائیها در این کشور کودتا راه انداختند - آمریکا و انگلیس تواماً، در سال ۳۲ - حساسیتِ موقع درک میشد، اقدام مناسب انجام میگرفت، یقیناً سالها خسارتهائی که عاید شد برای کشور، پیش نمیآمد. هوشیارانه حوادث را باید رصد کرد.»۶
۵. اگر عمل می‌کردند... «چند سال قبل از این - نمیدانم حالا ده سال است یا بیشتر است - من توصیه‌های مؤکدی را راجع به مقابله‌ی با فساد اقتصادی به مسئولین کشور کردم؛ استقبال هم کردند؛ اما خب، اگر عمل میکردند، دیگر این فساد بانکی اخیر - که حالا همه‌ی روزنامه‌ها و همه‌ی دستگاه‌ها و همه‌ی ذهنها را پر کرده - پیش نمیآمد. وقتی عمل نمیکنیم، دچار این حوادث میشویم. اگر با فساد مبارزه بشود، دیگر این چند هزار میلیارد - یا هرچه - سوءاستفاده‌ای که افرادی بیایند بکنند، پیش نمیآید. وقتی عمل نمیکنیم، خب، پیش میآید؛ ذهن مردم را مشغول میکند، دل مردم را مشغول میکند، دل آدمها را میشکند.»۷
لحظه‌شناسی‌ها: ۱. عمار در وقت حساس اشتباه نکرد! «چرا شما عمار را «سلام‌اللَّه‌علیه» میگویید؟ چون عمار در وقت حساس اشتباه نکرد و فهمید؛»۸ «یک جا میدید اختلاف پیدا شده، یک عده‌ای دچار تردید شدند، بگو مگو توی آنها هست، خودش را بسرعت آنجا میرساند و برایشان حرف میزد، صحبت میکرد، تبیین میکرد؛ این گره‌ها را باز میکرد.»۹
۲. پانصدهزار نفر را در تهران می‌کشتند «در عصرِ روزِ هجدهم بهمن ماه سال ۵۷، در تهران حکومت نظامی اعلام شد. امام به مردم فرمود به خیابانها بریزید. اگر امام در آن لحظه چنین تصمیمی نمی‌گرفت، امروز محمّدرضا در این مملکت بر سرِ کار بود. یعنی اگر با حکومت نظامی ظاهر می‌شدند، و مردم در خانه‌هایشان می‌ماندند، اوّل امام و ساکنان مدرسه‌ی رفاه و بعد اهالی بقیه‌ی مناطق را قتل عام و نابود می‌کردند. پانصدهزار نفر را در تهران می‌کشتند و قضیه تمام می‌شد. اما امام، در لحظه‌ی لازم تصمیم لازم را گرفت.»۱۰
۳. مردم توطئه را باطل کردند «سال ۷۸ که آن حوادث پیش آمد، آن کسی که این حوادث را خنثی کرد، مردم بودند. روز بیست و سوم تیر سال ۷۸ مردم آمدند در خیابانها، توطئه‌ی دشمن را سالهل برایش برنامه‌ریزی کرده بودند، در یک روز باطل کردند.»۱۱
۴. حرکت عظیم مردم در ۹ دی «فتنه ۸۸ تنها آن چیزی نبود که توی خیابان دیده شد، زمینه‌هایی چیده بودند و اهداف خطرناکی داشتند، با برخوردهای سیاسی و امنیتی، حل نمی‌شد. یک حرکت عظیم مردمی لازم داشت که این حرکت، حرکت ۹ دی بود که مردم آمدند و بساط فتنه و فتنه گران را در هم پیچیدند. لذا حادثه ۹ دی در تاریخ یک حادثه ماندنی است.»۱۲ «شناختن موقعیت، فهمیدن نیاز، حضور در لحظه‌ی مناسب و مورد نیاز؛ این اساس کار است که مؤمن باید این را هم با خود همراه داشته باشد تا بتواند وجودش مؤثر بشود.»۱۳ http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/18360/C/13901008_2118360.jpg
۵. جهاد اقتصادی اولویت بیشتری دارد «امروز در این برهه‌ ی از زمان، مسئله‌ی اقتصادی از همه‌ی مسائل کشور فوریت و اولویت بیشتری دارد.»۱۴ «این سال را ما بایستی متوجه کنیم به اساسی‌ترین مسائل کشور و محور همه‌ی اینها به نظر من مسائل اقتصادی است. لذا من از مسئولان کشور، چه در دولت، چه در مجلس، چه در بخشهای دیگری که مربوط به مسائل اقتصادی میشوند و همچنین از ملت عزیزمان انتظار دارم که در عرصه‌ی اقتصادی با حرکتِ جهادگونه کار کنند، مجاهدت کنند.»۱۵ http://farsi.khamenei.ir/ndata/news/11826/C/13900107_0511826.jpg
پی‌نوشت‌ها: ۱. بیانات در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ۲۹/۱۰/۸۸ ۲. بیانات در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی ۲۹/۱۰/۸۸ ۳. بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص)  ۲۰/۳/۷۵ ۴. بیانات در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۰۶/۱۲/۱۳۸۸ ۵. بیانات در دیدار جمعی از مردم آذربایجان شرقی ۲۸/۱۱/۱۳۸۷ ۶. همان ۷. بیانات در دیدار کارگزاران حج‌ ۱۱/۷/۱۳۹۰ ۸. بیانات در جمع علما و روحانیون استان لرستان ۳۰/۰۵/۱۳۷۰ ۹. بیانات در دیدار اعضای دفتر رهبری و سپاه حفاظت ولی امر ۱۸/۰۵/۱۳۸۸ ۱۰. بیانات در دیدار فرماندهان لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص)  ۲۰/۳/۷۵ ۱۱. بیانات در بیست و دومین سالگرد امام خمینی(ره) ۱۴/۳/۱۳۹۰ ۱۲. بیانات در دیدار اعضای ستاد بزرگداشت حماسه ۹ دی ۲۱/۹/۹۰ ۱۳. بیانات در دیدار اعضای شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی   ۲۹/۱۰/۸۸ ۱۴. بیانات در حرم مطهر رضوی در آغاز سال ۹۰  ۱/۱/۹۰ ۱۵. پیام نوروزی رهبر معظم انقلاب به مناسبت آغاز سال ۱۳۹۰ / «سال جهاد اقتصادی» 


مربوط به موضوع : مطلب
نویسنده عاشق در سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ |

بیست جمله طلایی راجع به «۹ دی» و «فتنه»

در آستانه فرارسیدن روز «نهم دی»، پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR بیست جمله‌ی برگزیده از حضرت آیت‌الله خامنه‌ای را درباره «حماسه نهم دی» و «فتنه»، منتشر کرد:
* فتنه‌ها را باید با روشنگری خاموش کرد. هر جا روشنگری باشد، فتنه‌انگیز دستش کوتاه می‌شود. ۱۳۷۸/۰۵/۰۸
* فتنه‌انگیختن و بد دل کردن مردم نسبت به یکدیگر، یکی از مواد برنامه‌ای است که دشمنان نسبت به این ملت در نظر دارند. ۱۳۷۹/۰۱/۰۶
* دنیاطلبان برای اینکه به مقاصد خودشان برسند، در جامعه فتنه ایجاد میکنند؛ جنگها، تبلیغات دروغین، سیاست‌بازی‌های ناجوانمردانه؛ اینها ناشی از همین دنیاطلبی‌هاست. ۱۳۸۷/۰۶/۲۹
* در اوائل حوادث بعد از انتخابات ۸۸ اولین کاری که شد، تردیدافکنی در کار مسئولین رسمی کشور بود؛ در کار شورای نگهبان، در کار وزارت کشور. این تردیدافکنی‌ها خیلی مضر است؛ دشمن این را میخواهد. ۱۳۸۸/۰۹/۰۴
* در شرائط فتنه، کار دشوارتر است؛ تشخیص دشوارتر است. البته خدای متعال حجت را همیشه تمام میکند؛ هیچ وقت نمیگذارد مردم از خدای متعال طلبگار باشند و بگویند تو حجت را برای ما تمام نکردی، راهنما نفرستادی، ما از این جهت گمراه شدیم. ۱۳۸۸/۱۰/۱۹
* فتنه معنایش این است که یک عده‌ای بیایند با ظاهرِ دوست و باطنِ دشمن وارد میدان شوند، فضا را غبارآلود کنند؛ در این فضای غبارآلود، دشمن صریح بتواند چهره‌ی خودش را پنهان کند، وارد میدان شود و ضربه بزند. ۱۳۸۸/۱۰/۲۹
* وقتی در داخل محیط فتنه، کسانی با زبانشان صریحاً اسلام و شعارهای نظام جمهوری اسلامی را نفی میکنند، با عملشان هم جمهوریت و یک انتخابات را زیر سؤال میبرند، وقتی این پدیده در جامعه ظاهر شد، انتظار از خواص این است که مرزشان را مشخص کنند، موضعشان را مشخص کنند. ۱۳۸۸/۱۰/۲۹
* مهمترین هدف از حوادث دوران فتنه‌ی بعد از انتخابات ۸۸ این بود که بین آحاد ملت شکاف بیندازند؛ سعیشان این بود. میخواستند بین آحاد مردم شکاف بیندازند، و نتوانستند. ۱۳۸۸/۱۱/۱۹
* آن کسانی که در مقابل عظمت ملت ایران، در مقابل کار بزرگ ملت ایران در انتخابات ایستادند، آنها بخشی از ملت نیستند؛ افرادی هستند یا ضد انقلاب صریح، یا کسانی که بر اثر جهالت خود، بر اثر لجاجت خود، کار ضد انقلاب را میکنند؛ ربطی به توده‌ی مردم ندارند. ۱۳۸۸/۱۱/۱۹
* شما دیدید فتنه‌ای به وجود آمد، کارهائی شد، تلاشهائی شد، آمریکا از فتنه‌گران دفاع کرد، انگلیس دفاع کرد، قدرتهای غربی، منافقین و سلطنت‌طلبها دفاع کردند؛ نتیجه چه شد؟ نتیجه این شد که در مقابل همه‌ی این اتحاد و اتفاق نامیمون، مردم عزیز ما، ملت بزرگ ما در روز نهم دی، در روز بیست و دوی بهمن، آنچنان عظمتی از خودشان نشان دادند که دنیا را خیره کرد. ۱۳۸۹/۰۳/۱۴
* باید حواسمان را جمع کنیم، بفهمیم که: «من نام لم ینم عنه»؛ اگر ما اینجا خواب برویم، جبهه‌ی دشمن، پشت سنگر خودش معلوم نیست خواب رفته باشد؛ او بیدار است، علیه ما توطئه خواهد کرد. به نظر من، فتنه‌ی سال ۸۸ هم همین بود؛ برای ما یک زنگ بود، یک زنگ بیدارباش بود. ۱۳۸۹/۰۶/۲۵
* گناه بزرگی که برخی از دست‌اندرکاران فتنه‌ها در کشور انجام میدهند، امیدوار کردن دشمن است؛ دشمن را امیدوار میکنند که میتواند منفذی در بین مردم، در بین عوامل گوناگون، در بین مسئولان نظام باز کند. ۱۳۸۹/۱۰/۰۸
* مردم ما در مقابله‌ی با فتنه، خودشان به پا خاستند. نهم دی در سرتاسر کشور مشت محکمی به دهان فتنه‌گران زد. این کار را خود مردم کردند. این حرکت یک حرکت خودجوش بود؛ این خیلی معنا دارد؛ این نشانه‌ی این است که این مردم بیدارند، هشیارند. ۱۳۸۹/۱۰/۰۸
* حادثه‌ی نهم دی یک حادثه‌ی عجیبی است؛ به خاطر دلبستگی مردم به نظام بود. اینها نشان دهنده‌ی اعتماد مردم است. متأسفانه میشنویم همین طور در اظهارات مصلحت‌جویانه، مکرر میگویند: آقا اعتمادِ از دست رفته‌ی مردم را برگردانید! کدام اعتمادِ از دست رفته؟! مردم به نظام اعتماد دارند، نظام را دوست دارند، از نظام دفاع میکنند. ۱۳۹۰/۰۵/۱۶
* در فتنه‌ی ۸۸، دو روز بعد از حوادث عاشورا، قضیه‌ی عظیم نهم دی به راه افتاد. همان وقت بعضی از ناظران خارجی که از نزدیک دیده بودند، در مطبوعات غربی نوشتند و ما دیدیم، که گفته بودند آنچه در نهم دی در ایران پیش آمد، جز در تشییع جنازه‌ی امام، چنین اجتماعی، چنین شوری دیده نشده بود. این را مردم کردند. حضور مردم اینجوری است. ۱۳۹۰/۰۷/۲۰
* یکی از خصوصیاتی که در حادثه‌ی ۹ دی هست، که باز آن را کاملاً به حوادث انقلاب نزدیک میکند، مسئله‌ی عاشوراست. یعنی در حوادث اول انقلاب هم محرّم پیش آمد و امام آن نکته‌ی عظیمِ عجیبِ تاریخی را بیان کردند: «ماهی که خون بر شمشیر پیروز است». ۱۳۹۰/۰۹/۲۱
* ۹ دی یک نمونه‌ای بود از همان خصوصیتی که در خود انقلاب وجود داشت؛ یعنی مردم احساس وظیفه‌ی دینی کردند و دنبال این وظیفه، عمل صالحِ خودشان را انجام دادند. عمل صالح این بود که توی خیابان بیایند، نشان بدهند، بگویند مردم ایران اینند. ۱۳۹۰/۰۹/۲۱
* در قضایای سال ۸۸ که دشمن تصور می‌کرد طراحی ده‌ساله‌ی او بر ضد جمهوری اسلامی به نتیجه رسیده است، ملت ایران باقدرت در صحنه حاضر شد و بر دهان مخالفان و معارضان بین‌المللی زد؛ چه برسد به مزدوران داخلی آنها که در مقابل عظمت ملت ایران به حساب نمی‌آیند. ۱۳۹۱/۱۰/۲۷
* در مسئله‌ی انتخابات و غیر انتخابات، همه باید تسلیم رأی قانون باشند؛ در مقابل قانون تمکین کنند. آن حوادثی که در سال ۸۸ پیش آمد ــ که برای کشور ضرر داشت و ضایعه‌آفرین بود ــ همه از همین ناشی شد که کسانی نخواستند به قانون تمکین کنند؛ نخواستند به رأی مردم تمکین کنند. ۱۳۹۲/۰۱/۰۱
* دشمنان این ملت، روز نهم دی را فراموش کرده‌اند آن کسانی که فکر میکنند در این کشور یک اکثریتی خاموش و مخالف با نظام جمهوری اسلامی‌اند، یادشان رفته است که سی و چهار سال است که هر سال در بیست و دوم بهمن، در همه‌ی شهرهای این کشور، جمعیتهای عظیم به دفاع از نظام جمهوری اسلامی بیرون می‌آیند و «مرگ بر آمریکا» میگویند. ۱۳۹۲/۰۳/۱۴


مربوط به موضوع : مطلب
نویسنده عاشق در سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ |

جرم بزرگ فتنه‌گران

[چندرسانه‌ای: ۲۲ گناه]
http://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gifhttp://farsi.khamenei.ir/themes/fa_def/images/ver2/breadcrump.gif شاید مهم‌ترین موضوعی که می‌بایست در تحلیل فتنه‌ی ۸۸ همواره مورد توجه قرار گیرد، امیدوار شدن دشمن به پدید آمدن فضایی برای ضربه زدن به نظام جمهوری اسلامی است. امیدواری که به دلیل بروز اقدامات و حرکات غیرقانونی فتنه‌گران به‌وجود آمده بود. رهبر انقلاب در این‌باره فرموده‌اند: «کسانی که فتنه‌ی سال ۸۸ را شروع کردند - حالا یا خودشان طراحی کرده بودند، یا دیگران طراحی کرده بودند؛ نمی‌خواهیم نسبتی بدهیم، ولی به هر حال این فتنه طراحی شده بود - به کار کشور ضربه‌ی سختی زدند. اگر این فتنه نبود، بلاشک کارهای گوناگون کشور بهتر پیش می‌رفت. اینها دشمنان را امیدوار کردند و روحیه دادند به کسانی که علیه نظام اسلامی جبهه‌بندی کرده‌اند و یک جبهه‌ای تشکیل داده‌اند.» درست از همین ایام بود که موضوعی به نام «تحریم‌های فلج‌کننده» علیه ایران نیز در دستور کار مقامات آمریکایی قرار گرفت. یادداشت زیر، کندوکاوی است مستند پیرامون این موضوع که فتنه‌گران چگونه موجب ایجاد صدمات جبران‌ناپذیری به کشور شدند.
روز ۸ نوامبر ۱۹۷۹، وقتی که کارتر، رئیس‌جمهور وقت آمریکا، با استناد بر قانون «کنترل صدور تسلیحات نظامی»، کشتی حامل لوازم نظامی به ارزش سیصد میلیون دلار متعلق به ایران را توقیف کرد، می‌توان نقطه‌ی آغاز تحریم‌های یک‌جانبه علیه جمهوری اسلامی ایران دانست. نقطه‌ی آغازی که در گام دوم، با بلوکه کردن مجموعه‌ی پس‌اندازها و اوراق بهادار ایران در آمریکا، که ارزش آن بالغ بر دوازده میلیارد دلار بود، بر گستردگی آن افزوده شد. البته در سال‌های بعد از آن، این روند برخلاف تعهدات آمریکا در بیانیه‌های الجزایر مبنی بر لغو تحریم و مداخله نکردن در امور داخلی ایران، فزونی بیش از پیش یافت. در طول جنگ تحمیلی۱ و سال‌های پس از آن، به بهانه‌های مختلف نظیر آنچه در ماجرای تصویب طرح «داماتو»۲ اتفاق افتاد، همواره آمریکا بر گستره‌ی استفاده‌ی خود از ابزار تحریم در مواجهه با جمهوری اسلامی ایران افزود.
در ماجرای دستیابی ایران به صنعت صلح‌آمیز هسته‌ای نیز آمریکا همچون گذشته، استفاده از ابزار تحریم را در دستور کار خود قرار داد و با صدور برخی فرمان‌های اجرایی دولتی یا برخی مصوبات کنگره‌ی این کشور و یا حتی تصویب چند قطعنامه علیه ایران در شورای امنیت سازمان ملل،۳ تلاش نمود ایران را از این فناوری صلح‌آمیز و صنعت پیشرفته بازدارد. البته این اولین‌باری نبود که در راه بومی‌سازی یک صنعت، ایران از سوی استکبار جهانی تحریم می‌شد. پیش از این، در ماجرای ملی شدن صنعت نفت نیز دولت ملی دکتر محمد مصدق تحریم شده بود تا از این راه، مانعی در جهت ملی شدن صنعت نفت یک کشور ایجاد شود. این موضوع شاهد خوبی بر این ادعاست که استکبار در جهت تثبیت منافع و هژمونی خود بر جهان، فارغ از اینکه چه کسی حاکم باشد، مانع از قدرت‌یابی و اقتدار دیگر کشورها می‌شود و این امر مختص جمهوری اسلامی ایران نیست، بلکه شامل دیگر کشورها هم می‌شود.۴
گناه و جرم بزرگی که شرایط امروز را برای جامعه‌ی ایران رقم زده و این جامعه را در تنگنای تحریم قرار داده، امیدوار کردن دشمن است که از سوی فتنه‌گران صورت پذیرفته است؛ چراکه این امیدواری و شکل‌گیری درک جدید از ایران توسط غرب و آمریکا، که در ادامه‌ی ماجرای فتنه حاصل شد، غرب را به تحلیل، تصمیم و اقدام جدید نسبت به ایران مجاب کرد.
اما با مدنظر قرار دادن سیر تحریم‌های اعمال‌شده علیه جمهوری اسلامی و با چشم‌پوشی از روند تاریخی و گستره‌ی جهانی استفاده از این ابزار توسط نظام سلطه، آنچه مسلم است، هیچ‌یک از این تحریم‌ها پیش از فتنه‌ی ۸۸، آنی نیست که جو بایدن، معاون رئیس‌جمهور آمریکا، از آن تحت عنوان «سخت‌ترین تحریم‌های چندجانبه» علیه ایران یاد می‌کند.۵ آنچه تحت عنوان سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ از آن یاد می‌شود، از نظر بازه‌ی زمانی مربوط به اقداماتی می‌شود که آمریکا و جبهه‌ی متحد با او، بعد از فتنه‌ی ۸۸ دنبال کردند که در ادامه، به نحوه و چرایی آن پرداخته خواهد شد، اما آنچه در این بخش لازم است مورد دقت قرار گیرد، بررسی وضعیت ایران و تحریم‌های صورت‌گرفته بر آن و تحلیل غربی‌ها از این وضعیت، پیش از آغاز فتنه است تا با مدنظر قرار دادن آن، ببینیم آیا این امکان وجود داشت که در سیر طبیعی اتفاقات به آنچه تحت عنوان سخت‌ترین تحریم‌های تاریخ علیه ایران یا به تعبیری دیگر که از سوی برخی مسئولین غربی از آن با عنوان «تحریم‌های فلج‌کننده» یاد می‌شود، منجر شود یا نه؟
 


مربوط به موضوع : مطلب
نویسنده عاشق در سه شنبه نهم دی ۱۳۹۳ |

download

رهبر معظم انقلاب درباره‌ی جایگاه ویژه‌ی زیارت اربعین فرموده‌اند: «شروع جاذبه‌ی مغناطیس حسینی، در روز اربعین است. جابر بن‌ عبداللَّه را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشد. این، همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرن‌های متمادی، در دل من و شماست.»

رهبر معظم انقلاب درباره‌ی جایگاه ویژه‌ی زیارت اربعین در اوج‌گیری بزرگداشت نهضت حسینی فرموده‌اند: «شروع جاذبه‌ی مغناطیس حسینی، در روز اربعین است. جابربن‌عبداللَّه را از مدینه بلند می‌کند و به کربلا می‌کشد. این، همان مغناطیسی است که امروز هم با گذشت قرن‌های متمادی، در دل من و شماست. کسانی که معرفت به اهل‌بیت دارند، عشق و شور به کربلا همیشه در دلشان زنده است. این از آن روز شروع شده است.» این جاذبه سال‌ها است که در قالب برگزاری تجمع میلیونی و پیاده‌روی زائران حسینی از نجف تا کربلا تجسم پیدا کرده است. همزمان با نزدیک شدن به شروع حرکت پیاده‌روی اربعین امسال در گفت ‌و گو با حجت‌الاسلام والمسلمین علیرضا پناهیان، استاد حوزه و دانشگاه به بحث و بررسی درباره‌ی دلایل اقبال بیش از پیش شیعیان به حضور در این تجمع میلیونی و برکات معنوی و اثرات سیاسی و اجتماعی آن به‌ویژه در شرایط خطیر کنونی کشور عراق پرداختیم.

 

با نگاهی به احکام و عبادات اسلامی درمی‌یابیم که برخی از آن‌ها دارای جنبه‌ی اجتماعی و برخی دارای جبنه‌ی فردی هستند، اما برخی نیز هر دوی آن‌ها را دارا هستند؛ مانند حج که دارای هر دو وجه است. به نظر می‌رسد که زیارت اربعین نیز از سنخ دسته‌‌ی سوم باشد که هر دو وجه فردی و اجتماعی عبادت در آن پررنگ است. حال اگر از این بُعد به زیارت اربعین بنگریم، وجه تمایز آن نسبت به سایر عبادات چیست؟

البته باید توجه داشت که تمام احکام اسلام دارای ابعاد و آثار اجتماعی‌اند، منتها در برخی از احکام، بُعد اجتماعی نسبت به بعد فردی بیشتر ملموس است. اما در مورد زیارت اربعین، سفارش خاصی از سوی امام حسن عسکری ‌علیه‌السلام نقل شده است؛ گویی امام ‌علیه‌السلام اراده فرموده بودند که با این اشاره، اربعین، به‌عنوان میعادگاهی برای زوار اباعبدالله‌ الحسین ‌علیه‌السلام در دوران غیبت قرار بگیرد و موجب اقتدار و عزت جامعه‌ی اسلامی باشد.

زیارت کربلای معلی در همه‌ی اوقات جزء بافضیلت‌ترین اعمال به حساب می‌آید و کمتر می‌توان عبادتی را بافضیلت‌تر از آن تصور کرد؛ اما وقتی زمان خاصی برای زیارت به‌عنوان علامت مؤمن اعلام می‌شود، معلوم است که عنایت خاصی نسبت به آن وجود داشته است. به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله در زمینه‌ی توصیه‌ی معصومین ‌علیه‌السلام به عزاداری، ائمه‌ی هدی ‌علیهم‌السلام از اول نقشه کشیده بودند که امروز چنین آثار باعظمتی بر عزاداری‌ها مترتب شود.

به‌طور طبیعی، وقتی یک امام معصوم ‌علیه‌السلام، آن‌ هم در آستانه‌ی دوران غیبت، چنین توصیه‌ای می‌فرمایند، یعنی پیش‌بینی جمعیت چندمیلیونی را در این میعادگاه می‌کرده‌اند و وقتی چنین اجتماع عظیمی با آن اشاره‌ی مبارک قابل پیش‌بینی بوده است، شاید اراده‌ی آن را هم فرموده بودند که بسترهای اجتماعی برگزاری چنین اجتماعی در این سال‌ها فراهم شده است. به هر حال، هم‌اکنون با این اشاره‌ی امام حسن عسکری ‌علیه‌السلام، اربعین به بزرگ‌ترین میعادگاه مسلمانان در کربلای معلی تبدیل شده است و می‌توان از این زیارت به‌عنوان یک رزمایش باعظمت برای پیروان و علاقه‌مندان اباعبدالله‌الحسین ‌علیه‌السلام در میان همه‌ی مسلمانان، بلکه همه‌ی افراد و ملل آزادی‌خواه جهان یاد کرد که ان‌شاء الله مقدمه‌ی نجات جهان بشریت از ظلم خواهد بود.

دقت کنیم که ارادت به سیدالشهدا ‌علیه‌السلام تنها مختص شیعیان نیست، بلکه برادران اهل تسنن هم به امام حسین ‌علیه‌السلام عشق می‌ورزند؛ چراکه جدا از محبت تمام مذاهب اسلامی به فرزندان پیامبر صلی‌الله ‌علیه ‌و آله‌وسلم، یزید در حق اهل سنت هم فراوان ظلم کرده و فاجعه‌ای چون فاجعه‌ی «حره» در مورد اهل سنت در مدینه به دستور او انجام گرفت که طی آن، بسیاری از صحابه و تابعین کشته شدند، به زنان مسلمان تجاوز شد و جوی خون به راه افتاد. آن وقت بود که همه‌ی مسلمین به علت قیام اباعبدالله ‌علیه‌السلام پی بردند. یزید چهره‌ی منفور تاریخی در جهان اسلام است.

امام حسین ‌علیه‌السلام نیز در مسیر قیام، از سخنرانی در منی گرفته تا آخرین سخنان در کربلا، بیشتر از ادبیات رایج جهان اسلام در آن زمان استفاده کردند و از مطالبی همچون ظلم یزید به آحاد امت اسلامی، امر به معروف و نهی از منکر و نسبت شریف حضرت با پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌ و آله‌وسلم سخن گفتند و به ادبیاتی صرفاً شیعی اکتفا نفرمودند؛ مثلاً نمی‌فرمودند من امام سوم شما مسلمانان هستم. البته چنین ادبیاتی اساساً مورد پذیرش آن جامعه نبود، وگرنه آن همه ظلم به اهل‌بیت ‌علیهم‌السلام روا نمی‌داشتند.

 

رهبر معظم انقلاب در یکی از سخنرانی‌های خود به این موضوع اشاره می‌کنند که «شروع جاذبه‌ی مغناطیس حسینی از اربعین است.» به نظر شما دلیل این نگاه نسبت به اربعین چیست؟

ذکر این نکته از سوی رهبر معظم انقلاب نشان‌دهنده‌ی نگاه عمیق ایشان به تاریخ اسلام و جامعه‌ی اسلامی است که سال‌ها قبل از اینکه این مراسم باشکوه برگزار شود، با تعبیر مغناطیس حماسه‌ی حسینی، از اربعین با عظمت یاد می‌فرمودند. ایشان از ابتدای راه افتادن این جریان پیاده‌روی اربعین هم عنایت خاصی به آن داشتند.

اگر چه ابتدا این سنت را جابرابن‌عبدالله انصاری، از صحابه‌ی جلیل‌القدر پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌ و آله‌وسلم پایه‌گذاری کرد و بنا بر احتمال زیاد، اهل بیت ‌علیهم‌السلام هم در روز اربعین در کربلا حضور داشتند، ولی امروز جدا از یادگاری جابر و از آن مهم‌تر یادمان حضور اهل بیت داغ‌دیده در کربلای معلی و نیز سفارش امام حسن عسکری ‌علیه‌السلام، ما شاهد برکات و آثار جهانی این مراسم باشکوه هستیم و در آینده نیز برکات بیشتر آن را در تقویت جبهه‌ی مقاومت علیه ظلم جهانی، شاهد خواهیم بود. جابرابن‌عبدالله انصاری با وجود کهولت سن و نابینایی و مهم‌تر از آن در اوج خفقان، خود را به کربلا رساند و همین موضوع نمونه‌ی برجسته‌ای از اولین بارقه‌های جاذبه‌ی مغناطیس حماسه‌ی حسینی است.

در مورد زیارت اربعین، سفارش خاصی از سوی امام حسن عسکری ‌علیه‌السلام نقل شده است. زیارت کربلای طبیعی است که دلدادگان حسینی پس از چهل روز عزاداری، به اوج اشتیاق برای زیارت اباعبدالله‌الحسین ‌علیه‌السلام برسند و علاقه‌مند باشند مزد خود را با حضور در کربلای معلی دریافت کنند یا با حضور در کربلای حسینی، وفاداری خود را به راه امام حسین ‌علیه‌السلام به جهانیان نشان بدهند. اگر هیچ نشانه‌ای برای حضور عزاداران حسینی در میعادگاه حسینی در تاریخ و روایات نبود، معقول بود که عزاداران، خود زمانی را برای یک تجمع جهانی در کربلا تعیین کنند و شور و معرفت حسینی را در یک تجمع میلیونی ابراز نمایند.

بنده در این سال‌ها، احدی را ندیده‌ام که پس از زیارت اربعین، به جاذبه‌ی خاص آن اذعان نکند؛ جاذبه‌ای که در هیچ‌یک از مراتب عزاداری و زمان‌های دیگر، به‌سادگی یافت نمی‌شود. معلوم است که این تجمع باشکوه مورد عنایت خاص حضرت بقیه الله‌الاعظم ارواحناله‌ الفداء خواهد بود.

 

به نظر می‌رسد در سال‌های اخیر و به‌طور خاص از زمانی که زائران ایرانی به پیاده‌روی اربعین پیوستند، می‌توان گفت که نهضت پیاده‌روی اربعین به یک رخداد اجتماعی-فرهنگی بین‌المللی تبدیل شده است. چه ظرفیت‌هایی در اربعین نهفته است که به آن بُعد بین‌المللی می‌بخشد؟

هرچه بر مظلومیت مؤمنین و شیعیان افزوده می‌شود، ارادت نسبت به اباعبدالله ‌علیه‌السلام افزایش می‌یابد. هرچه در زمان صدام به شیعیان در عراق ظلم شد و در طول جنگ تحمیلی نیز نسبت به ایرانیان ستم شد، ارادت نسبت به اباعبدالله علیه‌السلام افزایش یافت و این احساسات، شور بیشتری به خود گرفت و معرفت‌ها نسبت به حماسه‌ی عاشورا عمیق‌تر شد. چنان‌که می‌بینید موضوع زیارت کربلای معلی در روز اربعین بعد از سقوط صدام، بسیار بیشتر از قبل رشد پیدا کرده و پس از جنایات تروریست‌ها، رونق بیشتری گرفته است. عراقی‌های مؤمن که احساسات حسینی آن‌ها در زمان صدام متراکم شده بود، پس از سقوط صدام، این احساسات غلیان‌یافته را بروز دادند و در کنار استقبال ایرانی‌ها از زیارت، به اوج رساندند.

درباره‌ی ایرانی‌های خون‌گرم و ولایت‌مدار که این همه ظلم را در جریان انقلاب، دفاع مقدس و پس از آن، از مستکبرین تحمل کرده‌اند نیز وضع به همین منوال است. دشمنان ما باید فهمیده باشند هرچه بر ظلم خود بیفزایند، پناه بردن مؤمنین به امام حسین ‌علیه‌السلام نیز بیشتر می‌شود و هرچه این پناه بردن بیشتر شود، قدرت بیشتری برای آنان فراهم می‌گردد.

ضمن آنکه نباید نقش عشایر انقلابی و مؤمنین عراق را در پذیرایی از زائران نادیده گرفت؛ چراکه می‌بینیم آنان در این ایام، رفتاری مخلصانه و ایثارگرانه از خود نشان می‌دهند و موکب ‌داری می‌کنند. خودم از بعضی موکب‌ دارها شنیدم که می‌گفتند این پذیرایی دست ما نیست و گویی دست هدایت الهی، ما را به این سمت می‌برد که این کار را انجام دهیم. بعضی می‌گفتند ما قبلاً پیش خود انتظار داشتیم این هزینه‌هایی که در ایام اربعین می‌کنیم، به برکت امام حسین ‌علیه‌السلام به ما برگردد و واقعاً هم برمی‌گردد، اما امروز علاقه‌مندیم در راه امام حسین ‌علیه‌السلام ضرر کنیم و اگر هم زندگی ما برکت پیدا نکند، باز این کار را انجام خواهیم داد.

 

به نظر شما تحولات جدید منطقه و حضور گروه‌های تروریستی در کشور عراق، چه تأثیری بر تجمع اربعین امسال در این کشور خواهد گذاشت؟

اولاً امسال رهبر معظم انقلاب توصیه به حضور بیشتر در مراسم اربعین کربلای معلی فرموده‌اند و به مسئولین مربوطه نیز دستور داده‌اند تا آنجا که می‌توانند تسهیلات لازم را برای زائران اربعین فراهم کنند. ایشان بهتر از هرکسی به آثار بابرکت معنوی و سیاسی این همایش عظیم توجه دارند و طبیعی است که پیاده‌روی برای زیارت کربلا، که مورد توصیه‌ی اکید ائمه‌ی معصومین ‌علیهم‌السلام بوده است، مورد اهتمام ایشان باشد و این تجمعی که موجب تقویت جبهه‌ی حق علیه باطل است، مورد عنایت ایشان قرار گیرد. رهبر انقلاب برای زیارت اربعین امسال، خطاب به مسئولان تأکید داشتند که راه زیارت اربعین را هموار کنند و از نزدیک شاهد بودم که ایشان تا چه میزان برای اربعین امسال اهمیت قائل هستند و نقش اربعین را در تقویت قدرت اسلام بسیار زیاد می‌دانند. با توجه به اوضاع فعلی منطقه، با شرکت در زیارت اربعین، باید دشمن را ناامید کنیم.

ثانیاً طبیعی است که وقتی مؤمنین ظلم و ستم استکبار و ایادی آن‌ها را در منطقه می‌بینند، واکنش از خود نشان می‌دهند؛ چراکه آن‌ها عمری از غیرت ابا الفضل‌ العباس ‌علیه‌السلام گفته‌اند و شنیده‌اند؛ روضه‌ها شنیده‌اند و نوحه‌ها خوانده‌اند. طبیعی است که در مقابل تهدیدات ایادی استکبار نسبت به عتبات، واکنش شدید نشان بدهند.

در سال‌های گذشته، یکی از عوامل مهم رونق گرفتن دفاع جانانه از حرم حضرت زینب سلام‌الله‌علیها و بالتبع دفع شر استکبار جهانی از سوریه، همین تجمع اربعین بود. امسال نیز این تجمع باعظمت، بی‌تردید دفاع از ملت مظلوم عراق و دفاع از عتبات عالیات را رونق خواهد بخشید و قدرت اسلام را بیش از پیش به نمایش خواهد گذاشت.

به عبارت دیگر، شاید بتوان گفت هرکسی امروز در اجتماع عظیم زیارت اربعین شرکت می‌کند، به‌نوعی نام خود را در شمار مدافعان اسلام ثبت کرده است؛ چون دفاع از حرم اهل‌بیت ‌علیهم‌السلام و مسلمانان، دفاع از اسلام است. امروز حضور در پیاده‌روی اربعین، تقویت جبهه‌ی اسلام در برابر کفر است و این قدرت‌نمایی عظیم اربعین، مایه‌ی امنیت جهان اسلام و حتی جامعه‌ی اسلامی ما است.

شاید تأکید رهبر معظم انقلاب اسلامی برای زیارت اربعین امسال نیز به همین دلیل است. ضمن اینکه طبیعتاً یک رهبر دینی به آثار معنوی بابرکت این پیاده‌روی نیز توجه دارد که امیدوارم توفیق شرکت در این میعادگاه پرشور و پرنور برای قاطبه‌ی مؤمنان، به‌ویژه جوانان، فراهم گردد.

 

در حال حاضر، مدل‌های مختلف و متفاوتی از اسلام در جهان و به‌ویژه غرب آسیا مطرح می‌شود. در یک نوع تقسیم‌بندی کلی، می‌توان این الگوها را به دو مدل اسلام آمریکایی و اسلام ناب محمدی تقسیم کرد. زیارت اربعین چگونه می‌تواند پیام اسلام ناب را به جهان مخابره کند؟

اساساً حماسه‌ی عاشورا نقطه‌ی ثقل اسلام ناب است و به تعبیر حضرت امام رحمه‌الله پاسداشت یاد عاشورا بود که موجب انقلاب ما شد. وقتی میعادگاه اربعین، اوج تجلی پاسداشت حماسه‌ی حسینی باشد، اوج تجلی بیرق اسلام ناب هم خواهد بود و مانع پدید آمدن هرگونه انحرافی از اسلام و جامعه‌ی اسلامی می‌شود. البته ممکن است بعضی بخواهند عاشورا را تحریف کنند، ولی معلوم است که نخواهند توانست.

شعارهای قیام امام حسین ‌علیه‌السلام عبارت بود از اصلاح امت و بازگشت به سیره‌ی پیامبر اکرم صلی‌الله‌علیه‌ و آله‌وسلم و امیرالمؤمنین ‌علیه‌السلام و این یعنی بازگشت به اسلام ناب محمدی صلی‌الله‌علیه‌و آله‌وسلم. اربعین چون پاسداشت حماسه‌ی حسینی است، پس چیزی نیست جز مظهر اسلام ناب و بیرق پر اهتزاز مبارزه با اسلام آمریکایی. به همین دلیل، صهیونیست‌ها دشمن درجه‌یک اربعین هستند، ولی دستشان از آستین گروهک‌های تکفیری بیرون می‌آید. بنابراین استکبار که از حماسه‌ی عاشورا سیلی خورده است، از اربعین هم سیلی می‌خورد.

ما برای معرفی اسلام ناب به اهل عالم که دل‌ها را ببرد و اندیشه‌ها را روشن کند، راهی بهتر از حماسه‌ی عاشورا و تجلی‌گاه باعظمت زیارت اربعین نداریم. این شکوه زیارت اربعین است که نگاه‌ها را متوجه امام حسین ‌علیه‌السلام می‌کند و سپس فرصتی برای تبیین راه اسلام ناب برای جهانیان به ما می‌دهد.

===============

 

۱۳۸۵/۰۱/۰۱

توصیف وقایع اربعین حسینی


در آستانه‌ی فرارسیدن اربعین حسینی پایگاه اطلاع‌رسانی KHAMENEI.IR فیلم بیانات رهبر انقلاب اسلامی در توصیف وقایع اربعین حسینی را منتشر می‌کند. کاربران می‌توانند این فیلم را که مربوط به بیانات حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در روز اول فروردین‌ماه ۱۳۸۵ در مشهد مقدس است، از این آدرس (http://farsi.khamenei.ir/video-content?id=21844) مشاهده کنند.
 

گزیده دیدار: توصیف وقایع اربعین حسینی
کیفیت خوب و فرمت Mp4 و با حجم 266.9 MB



مربوط به موضوع : فیلم
نویسنده عاشق در شنبه پانزدهم آذر ۱۳۹۳ |

YarSadegh1  نماهنگ «یار صادق»

توضیحات : به مناسبت چهلمین روز درگذشت عالم مجاهد و پارسا حضرت آیت‌الله آقای حاج شیخ محمدرضا مهدوی کنی،نماهنگ «یار صادق» تقدیم می شود. در این نماهنگ فیلم‌هایی از دیدارهای رهبر انقلاب اسلامی و مرحوم حضرت آیت‌الله مهدوی کنی برای اولین بار در فضای مجازی منتشر شده است.

 

لینک دانلود فایل

 



مربوط به موضوع : کلیپ های زیبا
نویسنده عاشق در شنبه هشتم آذر ۱۳۹۳ |

هشت سنت غلط ازدواج از نگاه رهبر انقلاب

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در سخنرانی‌ها و مناسبت‌های مختلف به آسیب‌شناسی مشکلات فراروی جوانان برای ازدواج پرداخته‌اند. ایشان معتقدند موانع «فرهنگی»، بخش قابل توجهی از این مشکل اجتماعی را به خود اختصاص داده است و جوانان، خانواده‌ها و مسئولان مربوط باید در جهت رفع این موانع تلاش کنند. ایشان در آخرین اظهار نظر رسمی درباره‌ی این موضوع در دیدار دانشجویی ماه رمضان امسال فرمودند: «بعضى از تصورات و سنت‌هاى غلط در مورد ازدواج وجود دارد که اینها دست‌‌وپاگیر است، مانع از رواج ازدواج جوان‌ها است؛ این سنت‌ها را باید عملاً نقض کرد. شما که جوانید، مطالبه‌‌گرید، پرنشاطید، پیشنهادکننده‌‌ى نقض خیلى از عادت‌ها و سنت‌ها هستید، به نظر من این سنت‌هاى غلطى را هم که در زمینه‌‌ى ازدواج وجود دارد، بایستى شماها نقض کنید.»
جدول و متن زیر به هشت مورد از این سنت‌های غلط که مورد تصریح رهبر انقلاب اسلامی قرار گرفته، می‌پردازد:
 

۱. مهریه سنگین
کسانی که مهریه‌ی بالا برای خانمشان قرار می‌دهند، به جامعه ضرر می‌زنند. خیلی از دخترها توی خانه می‌مانند، خیلی از پسرها بی‌زن می‌مانند، به‌خاطر این‌که این چیزها وقتی در جامعه رسم شد، سنت و عادت شد، به جای «مَهرُ السّنّة»، به جای این‌که مهر پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) سنت باشد، وقتی مهر جاهلی سنت شد، اوضاع، اوضاع جاهلی خواهد شد.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۷/۸/۱۱
 
مهریه‌ی سنگین مال دوران جاهلیت است. پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) آن را منسوخ کرد. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) از یک خانواده‌ی اعیانی است. خانواده‌ی پیغمبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله)، تقریباً اعیانی‌ترین خانواده‌ی قریش بودند. خود ایشان هم که رئیس و رهبر این جامعه است. چه اشکالی داشت دختر به آن خوبی که بهترین دختران عالم است و خدای متعال او را «سیدة النّساء العالمین» قرار داد «مِن الاَوّلینَ و الآخِرین»، با بهترین پسرهای عالم که مولای متقیان است می‌خواهند ازدواج کنند، مهریه‌ی ایشان زیاد باشد؟ چرا ایشان آمدند و این مهریه‌ی کم را قرار دادند که اسمش «مَهرُ السُّنَّة» است.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۴/۲/۲۸
 
مهریه هر چه کمتر باشد، به طبیعت ازدواج نزدیکتر است، چون طبیعت ازدواج معامله که نیست، خرید و فروش که نیست، اجاره دادن که نیست، زندگی دو انسان است. این ارتباطی به مسائل مالی ندارد. ولی شارع مقدس یک مهریه‌ای را معین کرده که باید یک چیزی باشد. اما نباید سنگین باشد. بایستی عادی باشد جوری باشد که همه بتوانند انجام دهند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۴/۵/۱۸
 
بعضی خیال می‌کنند مهریه‌ی سنگین به حفظ پیوند زناشویی کمک می‌کند. این خطاست. اشتباه است. اگر خدای ناکرده این زن و شوهر نااهل باشند، مهریه‌ی سنگین هیچ معجزه‌ای نمی‌تواند بکند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۵/۵/۱۱
 
بعضی از خانواده‌های طرف عروس می‌گویند که ما مهریه‌ی آن‌قدر بالا نمی‌خواهیم ولی خانواده‌ی داماد برای پز دادن و تفاخر می‌گویند نه نمی‌شود! چند میلیون یا فلان‌قدر. خب اینها همه دوری از اسلام است. هیچ کس با مهریه‌ی بالا خوشبخت نشد. این‌هایی که خیال می‌کنند اگر مهریه نباشد ازدواج دخترشان متزلزل خواهد شد، ‌ این‌ها اشتباه می‌کنند. ازدواج اگر چنان‌چه با محبت بود، ‌ با وضعیت درست بود، بی‌مهریه هم متزلزل نمی‌شود. ولی اگر چنان‌چه بر مبنای خباثت و زرنگی و کلاهبرداری و فریب و این چیزها بود، مهریه هر چقدر هم که زیاد باشد، مرد بدجنس زورگو، کاری خواهد کرد که بتواند از زیر بار این مهریه هم فرار کند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۵/۹/۴
 
من از مردم سراسر کشور خواهش می‌کنم که آن قدر مهریه‌ها را زیاد نکنند. این سنت جاهلی است. این کاری است که خدا و رسول (صلی‌الله‌علیه‌وآله) در این زمان بخصوص، از آن راضی نیستند. نمی‌گوییم حرام است. نمی‌گوییم ازدواج باطل است. اما خلاف سنت پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌وآله) و اولاد ایشان و ائمه‌ی هدی (علیهم‌السلام) و بزرگان اسلام است. خلاف روش این‌هاست و به‌خصوص در زمان ما که کشور احتیاج دارد به این‌که همه‌ی کارهای صحیح، آسان شود، هیچ مصلحت نیست که بعضی ازدواج‌ها را این‌طور مشکل کنند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۳/۹/۲
 
۲. جهیزیه سنگین
من گمان می‌کنم این‌که در جهیزیه‌ی حضرت زهرا (علیهاالسلام) این قدر سادگی رعایت شد... این حد را حفظ کردند. این یک جنبه‌ی نمادین داشت. برای این‌که بین مردم مبنا و پایه‌ای باشد برای عمل به آن، تا دچار این مشکلاتی که بر اثر زیاده‌روی‌ها پیش می‌آید، نشوند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۷/۴/۱۸
 
بعضی از خانواده‌های عروس، خودشان را اذیت می‌کنند و به زحمت می‌اندازند و اگر پول هم ندارند به زحمت پول تهیه می‌کنند. اگر پول دارند خرج زیادی می‌کنند، برای این‌که یک جهیزیه‌ی مفصل پر زرق و برقی را مثلاً در  اختیار دخترشان بگذارند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۷/۱۲/۲۸
 
جهیزیه‌ی زیاد، هیچ دختری را خوشبخت نمی‌کند و هیچ خانواده‌ای را به آن آرامش و سکون و اعتماد لازم نمی‌رساند. اینها زوایای زندگی است. فضولِ زندگی است و جز دردسر و اسباب زحمت و اسباب مشکل فایده‌ای ندارد.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۵/۹/۱۸
 
مبادا بروید پول قرض کنید، جهیزیه درست کنید. مبادا خودتان را به زحمت بیندازید. مبادا خانواده‌تان را به زحمت بیندازید. مبادا خیال کنید که دخترتان اگر جهیزیه‌اش کمتر از دختر همسایه و قوم و خویش بود، این سرشکستگی است.
خطبه‌ی عقد ۱۳۸۱/۳/۲۹
 
بعضی‌ها سعی می‌کنند که برای جهیزیه بزنند روی دست همه‌ی قوم و خویش‌ها و همسایه‌ها و دوست و آشناها که این هم غلط است... باید نگاه کنید ببینید که چه چیزی درست است، چه چیزی حق است آن را انجام بدهید. چه چیزی حق است؟ یک خانواده‌ی دو نفره یک وسایلی لازم دارند که یک زندگی ساده‌ای داشته باشند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۹/۸/۳
 
انواع و اقسام ریخت و پاش‌ها، زیاده‌روی‌ها، کارهای غلط، جهیزیه‌های سنگین. همه‌جور چیزی را حتماً باید بخرند، بیاورند توی جهیزیه بگذارند، که اقلّاً یک چیز بیشتر از آن دختر خاله‌اش، یا نمی‌دانم خواهرش، یا آن همسایه‌شان یا آن همکلاسی‌شان داشته باشد. اینها از آن غلط‌های بسیار موذی و آزاردهنده است، برای خود انسان و برای مردم. خیلی از دخترها نمی‌توانند به خانه‌ی بخت بروند، خیلی از پسرها نمی‌توانند ازدواج کنند، به خاطر همین چیزها. به خاطر همین گرفتاری‌ها. اگر ازدواج آسان بود، اگر مردم آن‌قدر سخت‌گیری نکرده بودند، بعضی‌ها اگر مهریه‌شان سنگین نبود، اگر این جهیزیه‌های جاهلانه نبود و پدر و مادرها به خیال خودشان برای این‌که مبادا دل دخترشان بشکند، خودشان را به آب و آتش نمی‌زدند، این گرفتاری‌ها برای خیلی از خانواده‌ها پیش نمی‌آمد.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۲/۱۰/۲۶
 
از اول، بعضی‌ها همه‌ی ریز و درشت و لازم و غیر لازم را برای دخترشان به عنوان جهیزیه فراهم می‌کنند که مبادا از دختر فلانی، از نمی‌دانم دختر عمویش، یا از خواهرش یا از جاریش مثلاً کمتر باشد. اینها درست نیست. این کارها غلط است. اسباب زحمت شماست. آن هم زحمتی که هیچ اجری پیش خدا ندارد، مایه‌ی تشکر هم نمی‌شود.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۸/۹/۲
 
نگذارید جهیزیه‌ها را سنگین کنند. دخترها نگذارند. عروس‌ها شما نگذارید. پدر و مادرها هم اگر می‌خواهند، شما نگذارید.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۳/۹/۲۳
 
مادرهای عروس‌ها در تهیه‌ی جهیزیه دست نگه دارند، خیلی افراط و اسراف نکنند. نگویند حالا مثلاً دخترمان است، دلش می‌شکند. نه. دخترها خوبند. دخترها نمی‌خواهند. ما بیخود نباید دل آن‌ها را بکشانیم به این سمت که هر چیز قشنگ و لوکس و... حتماً باید برایش تهیه شود.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۹/۱۱/۱۶
 
۳. تجملات زیاد
تجملات برای یک جامعه، مضر و بد است. آن کسانی که با تجملات مخالفت می‌کنند، معنایش این نیست که از لذت‌ها و خوشی‌هایش بی‌اطلاعند، نه! آن را کاری مضر برای جامعه می‌دانند. مثل یک دارو یا خوراکی مضر. با تجملات زیادی، جامعه زیان می‌کند. البته در حد معقول و متداول ایرادی ندارد. اما وقتی که همین‌طور مرتب پای رقابت و مسابقه به میان آمد، اصلاً از حد خودش تجاوز می‌کند و به جاهای دیگر می‌رود.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۰/۴/۲۰
 
مگر کسانی که با تجمل عروس و داماد می‌شوند خوشبخت‌ترند؟ چه کسی می‌تواند چنین چیزی را ادعا کند؟ این کارها جز این‌که یک عده جوان را، یک عده دختر را حسرت به دل کند و زندگی را بر این‌ها تلخ نماید، اگر نتوانستند آن‌جور آن‌ها هم عروسی بگیرند تا ابد حسرت به دل بمانند یا اصلاً نتوانند عروسی بگیرند. چیز دیگری نیست... تا آمدند دخترش را بگیرند، چون دستش خالی است، این دختر بماند توی خانه. این پسر دانشجو یا کارگر یا کاسب ضعیف، همین‌طور غیر متأهل بماند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۳/۹/۲۳
 
۴. اسراف
برخی، اسراف می‌کنند. می‌ریزند و می‌پاشند. در این روزگار که فقرایی در جامعه هستند، کسانی هستند که اولیات زندگی هم درست در اختیارشان نیست، این کارها اسراف است، زیادی است، بیخود است. هر کس بکند خلاف است.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۲/۶/۱۱
 
بعضی از مردم با این کاری که می‌شود با آن ثواب برد، گناه می‌برند. با اسراف‌هایی که می‌کنند، با خلاف‌هایی که انجام می‌دهند، با آمیختن این عمل حَسن و حسنه به کارهای حرامی که انجام می‌دهند. حرام همه‌اش هم این نیست که محرم و نامحرم و این چیزها باشد. آنها هم البته حرام است، اما ریخت و پاش زیادی هم حرام است. اسراف حرام است. سوزاندن دل مردمی که ندارند در مواردی واقعاً حرام است. زیاده‌روی کردن، ‌ حرام و حلال کردن برای این‌که بتواند جهیزیه‌ی دخترش را فراهم کند، اینها حرام است.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۶/۱۱/۹
 
بنده راضی نیستم از کسانی که با خرج‌های سنگین و با اسراف در امر ازدواج، کار را بر دیگران مشکل می‌کنند. البته با جشن و شادی و مهمانی موافقیم ولی با اسراف مخالفیم.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۴/۵/۲۴
 
۵. خرید از مکان‌های معروف به گرانی
این دختر خانم‌ها که می‌خواهند جهیزیه درست کنند، برای خرید اسباب سر عقد و جهیزیه، توی این دکان‌های گران‌قیمت بعضی از جاهای تهران، آن محلات گران‌قیمت که معروف است – نمی‌خواهم البته اسم بیاورم – من می‌شناسم کجاهاست که دکان‌هایش معروف است به جنس گران، اصلاً طرف آنها پا نگذارند. بروند آن جاهایی که معروف به گرانی نیست. این‌طور نباشد که داماد بیچاره را دنبالشان راه بیندازند برای خرید عروس و خرید عقد. متأسفانه از این کارها می‌کنند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۲/۳/۱۹
 
۶. هتل‌ها و سالن‌های پرخرج
این هتل‌ها و سالن‌ها و جشن‌های پُرخرج را رها کنید. ممکن است توی یک سالنی هم کسی جشن بگذارد اما ساده، مانعی ندارد. من نمی‌خواهم بگویم حتماً، چون بعضی خانه‌هایشان جا ندارد یا امکاناتش را ندارند ولی اسراف نکنید.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۳/۱۰/۲۷
 
عروسی و عقد و شادی چیز خوبی است. حتی پیامبر اکرم (صلی‌الله‌علیه‌وآله) هم برای دختر مکرمه‌ی‌ خودشان مجلس عروسی گرفتند، شادی کردند و مردم شعر خواندند. زن‌ها دست زدند و خوشی کردند. اما نباید در این مجلسِ عقد و عروسی و اینها اسراف انجام بگیرد. یکی از اسراف‌ها همین مجالس عقد و عروسی گران‌قیمت است. در هتل‌ها، در این سالن‌های گران‌قیمت مجالس درست می‌کنند. مبالغ زیادی شیرینی و میوه و خوراکی حرام می‌شود، از بین می‌رود، روی زمین ریخته می‌شود و ضایع می‌گردد. برای چه؟ برای چشم و هم چشمی!؟ برای عقب نماندن از قافله‌ی اسراف!؟
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۲/۱/۵
 
عروسی شیرین، آن عروسی‌ای نیست که توی آن خیلی خرج می‌شود و اسراف زیاد در آن می‌شود. عروسی شیرین، عروسی صمیمانه است. صمیمانه که بود، عروسی شیرین می‌شود. ولو مختصر باشد. یک اتاق دو اتاق توی خانه، قوم و خویش، دوست و آشنا و رفیق دور هم بنشینند، این می‌شود عروسی. این میهمانی‌های مفصل و سالن‌های آن‌چنانی یا توی هتل‌ها، خرج‌های زیاد، جنس‌های گران برای مهمانی، اینها هیچ مناسب نیست. نمی‌گویم ازدواج را باطل می‌کند، نه! ازدواج درست است. اما اینها محیط جامعه و محیط زندگی را تلخ می‌کند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۷/۹/۱۲
 
مگر سابق که این سالن‌ها نبود، این چیزها نبود، توی دو تا اتاق کوچک جشن می‌گرفتند، مهمان‌ها می‌آمدند شیرینی می‌خوردند، ازدواج‌ها بی‌برکت‌تر از امروز بود؟ عزت دخترها مگر کمتر از امروز بود، حالا باید حتماً بروند توی این سالن‌های بزرگ. عیبی ندارد، من مخالفتی نمی‌کنم با این سالن‌ها. من با «تشریفات» مخالفم. حالا بعضی می‌روند توی هتل، از آن کارهای غلط است که لزومی ندارد.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۶/۷/۳۰
 
بعضی خیال می‌کنند که تشریفات و تویِ هتلِ چنین و چنان رفتن، سالن‌های گران گرفتن، خرج‌های زیادی کردن، ‌ عزت و شرف و سربلندیِ دختر و پسر را زیاد می‌کند. نخیر عزت و شرف و سربلندی دختر و پسر به انسانیت و تقوی و پاکدامنی و بلندنظری آن‌هاست، نه به این چیزها...
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۵/۵/۱۱
 
۷. لباس عروس گران‌قیمت
بعضی‌ها لباس عروس گران‌قیمت می‌خرند. نه! چه لزومی دارد. حالا لباس عروس می‌خواهند، بعضی‌ها لباس عروس را می‌روند کرایه می‌کنند. چه مانعی دارد؟ ننگ دارد؟ نه! چه ننگی؟ چه مانعی دارد؟ بعضی‌ها این را ننگ می‌دانند. ننگ این است که انسان یک پول گزافی بدهد، یک چیزی بخرد که یک بار آن را مصرف کند، بعد بیندازد دور. یک بار مصرف! آن هم با این وضعی که بعضی مردم دارند.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۴/۱۰/۴
 
۸. به رخ کشیدن ثروت‌ها
اگر چنان‌چه در ازدواج بحث مادیات عمده شد، این معامله‌ی عاطفی و روحی و انسانی تبدیل خواهد شد به معامله‌ی مادی. این معامله‌های گران، این جهیزیه‌های سنگین، این چشم و هم‌چشمی‌ها و این به رخ کشیدن ثروت‌ها و پول‌ها – که برخی از افراد غافل و بی‌خبر می‌کنند – ازدواج را در واقع خراب می‌کنند. لذاست که در شرع مقدس مستحب است مهریه کم گرفته شود که «مَهرُ السّنّة» مورد نظر است.
خطبه‌ی عقد ۱۳۷۷/۱۲/۱۳
 
* ازدواج را آسان کنید
من به همه‌ی مردم در سراسر کشور توصیه می‌کنم که ازدواج‌ها را آسان کنند. بعضی‌ها ازدواج را مشکل می‌کنند. مهریه‌های گران و جهیزیه‌های سنگین ازدواج را مشکل می‌کند... خانواده‌ی پسرها توقع جهیزیه‌های سنگین بکنند. خانواده‌ی دخترها برای چشم هم‌چشمی دیگران جهیزیه‌ها را و تشریفات را و مجالس عقد و عروسی را رنگین‌تر بکنند. چرا؟ اثر این را می‌دانید چیست؟ اثر این کارها این است که دخترها و پسرها بدون ازدواج در خانه‌ها می‌مانند، کسی جرئت نمی‌کند به ازدواج نزدیک شود.
خطبه‌ی عقد



مربوط به موضوع : مطلب
برچسب ها : ازدواج
نویسنده عاشق در پنجشنبه پانزدهم آبان ۱۳۹۳ |

طراحی و کدنویسی قالب : علیرضاحقیقت - ثامن تم

Web Template By : Samentheme.ir

موضوعات مطالب
آرشیو مطالب
پیوندهای وبگاه
برچسب‌ها