X
تبلیغات
عشق یعنی رهبرم سید علی - مقام معظم رهبر در کلام بزرگان عشق یعنی رهبرم سید علی - مقام معظم رهبر در کلام بزرگان
ابرمردی كه در برابر آقا دو زانو نشست

 


در شهریور ۱۳۲۹ خورشیدی به تهران آمد و چند سالی در مدرسه‌ی حاج ابوالفتح به سر برد و باقی کتب حوزوی را نزد آیت‌الله سید احمد لواسانی خواند. چندین سال در مدرسه‌ی مروی به سر برد و زیر نظر آیت‌الله محمد تقی آملی و حاج میرزا ابوالحسن شعرانی طهرانی (به مدت ۱۳ سال) درس خواند و از ایشان اجازه‌ی اجتهاد دریافت کرد. در سال ۱۳۴۲ هجری شمسی به قصد اقامت در قم، تهران را ترک گفته و پس از ورود به قم، آغاز به تدریس معارف حوزوی و فنون ریاضی نمود.

در همان دوران بود که به ملاقات امام خمینی(ره) رفت. خودش درباره‌ی این دیدار این‌طور می‌گوید:

«قبل از پانزده خرداد سال 1342 که در تهران مشغول تدریس بودم، شنیدم حضرت آیت الله العظمی امـام خمینی(قدس سـرّه) روحانیــانی را که برای ایام محــرّم جهت تبلیغ به اطراف و اکناف می‌روند موظف نمـوده انـد که مسـایل اجتمــاعی و سیـــاسی عالَـم اسلام و مشکلات جـامعه مســلمین و خصـوصـاً اوضاع ایــران را به گوش مـردم بــرسانند و مــردم را در این زمینه آگاه نمایند.

لذا بنده که برای ایام محرّم عازم آمل بودم احســاس کــردم این وظیفه متــوجه من نیـز می باشـد و باید در انجام آن بکوشـم، بـدین جهت قبـل از آنکه بسوی آمل بروم خود را به قم رسانیدم. قمی که با هیچ یک از خیابانها و کوچه هایش آشنا نبودم. سراغ منزل امام را گرفتم و به حضورشان شرفیاب شدم و به محضرشان عرضه داشتم که بنده حسن حسن زاده آملی هستم و فعلاً در حوزه‌ی علمیه‌ی تهران مشغول تحصیل و تدریسم. اساتید من عبارتند از حضرت علامه میرزا ابوالحسن شعرانی و ... شنیدم که حضرتعالی، روحانیون را مکلف کرده‌اید تا مسائل سیاسی و مشکلات اجتماعی مسلمین را برای عموم مردم بیان کنند. لذا من که یکی از اطبای سرشناس آملم و جهت تبلیغ عازم آن دیارم، آمده‌ام به شما بگویم من هم مانند دیگران در خدمتم و شما نیز انشاءالله در اهدافتان موفق خواهید شد و همه با هم دست بدست هم می دهیم و انشاءالله تعالی کشور را از دست فسقه و فجره نجات می دهیم و دین خدا را پیاده می کنیم.»

در خصوص علامه، مطالب زیادی گفته شده و به ابعاد تربیتی، عرفانی، اخلاقی و علمی ایشان پرداخته شده است. به طور مثال، دختر ایشان من‌باب سیره‌ی تربیتی علامه می‌گوید:

«ایشان هیچ اجباری در تربیت علمی و دینی فرزندان به خرج نمی دانند. به هیچ وجه اهل اجبار نبودند؛ نه در تحصیل علوم و نه حتی در مسائل سلوکی؛ فقط از ما می خواستند که واجبات را ترک نکنیم، تنها براین مسئله تاکید شدید داشتند. بارها به ما فرموده اند که من مسلمان تقلیدی نیستم، بیشتر مکاتب مادی و غربی را بررسی کرده ام و فهمیده ام که آنها در برابر سوالات فیزیک و متافیزیک به طور جامع پاسخی ندارند، از همین طریق به پوشالی بودن آنها پی بردم. بعد از آن هم به سراغ ادیان مختلف رفتم و پس از تحقیقات کامل، فهمیدم که هیچ کدامشان کلام و حرفی را به اتقان قرآن و کلام ائمه اطهار ندارند، لذا دین اسلام را پذیرفتم و بحمدالله شیعه دوازده امامی هستم.»

اما آنچه در خصوص اکثر علما، بویژه حضرت علامه حسن‌زاده اتفاق افتاده، غفلت از وجه سیاسی ایشان است. تا جایی که بعضاً تصور می‌شود این بزرگواران، رویکرد سیاسی نداشته و شاید این سکوت ساختگی، نشانه‌ای‌ست از عدم همراهی آنها. در حالی که این آیات الهی، از حامیان خاص نهضت خمینی کبیر بوده و هستند.

به طور مثال، درباره‌ی آیت‌الله حسن‌زاده باید گفت همراهی علامه با انقلاب اسلامی، بعد از پیروزی آن بیشتر شد. خصوصاً پس از رحلت حضرت امام و به رهبری رسیدن حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، جملاتی که ایشان نسبت به رهبر انقلاب فرموده‌اند جالب توجه است.

برای نمونه، استاد رمضانی پیرامون سفر مقام معظم رهبری به آمل، خاطره‌ای تعرف می‌کنند که جالب توجه است:

«روزی خدمت علامه بودم و در مورد تعابیری هم‌چون "قائد ولی وفی"، "رائد سائس وفی"، "مصداق بارز نرفع درجات من یشاء" و "دادار عالم و آدم، همواره سالار و سرورم را سالم و مسرور دارد" كه ایشان برای مقام معظم رهبری به كار برده‌اند، گفت‌وگو و سؤال ‌كردم. چرا كه آن زمان برخی نتوانستند این ستایش‌ها را تحمل كنند و به استاد خرده گرفتند. وی افزود: به استاد عرض كردم كه برخی، عبارات شما در تمجید از مقام معظم رهبری را برنتافته‌اند. ایشان فرمودند: این عناوین بسیار خوب و به‎جا بود و از نظر بنده هیچ مشكلی ندارد.»

این سخنان حضرت علامه در شرایطی است که علامه عظیم‌الشأن حضرت آیت‌الله حسن‌زاده آملی در استقبال از رهبر انقلاب، جلوی حضرت آقا دو زانو نشسته و ایشان را مولا خطاب می‌كنند. حضرت آقا ناراحت شده و به علامه می‌فرمایند این كار را نكنید. علامه حسن‌زاده می فرمایند: «اگر یك مكروه از شما سراغ داشتم این كار را نمی‌كردم.»

و یا در جایی دیگر به رهبر انقلاب فرمودند: «به جد اطهرت قسم که اگر می شنیدم که تو دست کجی، یک دونه خرما را میشنیدم یا میدیدم که دستت کج بود ولو به یک دونه خرما، به استقبالت نمی اومدم. چون میبینم پاکی اومدمُ چون میبینم به اخلاص داری کار میکنی اومدم.»

اما ابراز ارادت حضرت علامه به رهبر انقلاب به همین‌جا ختم نمی‌شود. زیرا بعد از این دیدار، استاندار مازندران به همراه جمعی از مسؤولان استانداری، با آیت الله حسن‌زاده در آمل دیدار کردند. آیت الله حسن‌زاده آملی با اشاره به توصیه‌های مقام معظم رهبری در امورات مختلف، در خصوص امر ولایت فرمودند: «همگان باید عامل موثری باشیم و برای تقویت جایگاه ولایت فقیه سعی کنیم.»

اما یکی از شاگردان بنام ایشان نیز، در خصوص این دیدار خاطرۀ جالبی تعریف می‌کنند. حجت‌الاسلام والمسلمین صمدی آملی، یک روز پس از سفر حضرت آیت‌الله خامنه‌ای به آمل به دیدار علامه رفته و ایشان، نکته‌ای در خصوص دیدار مذکور فرمودند: «اگر یک میکرون در آقای خامنه‌ای غل و غش، ناخالصی، غل و غش و (هر تعبیری می‌خواهید)، یک میکرون، یک میلیونوم، یک هزارم این‌ها در ایشان می‌دیدم نمی‌آمدم، چه کار دارم؟»

حضرت علامه حسن‌زاده در جای دیگری پیرامون حضرت آفا فرموده‌اند: «گوش‌تان به دهان رهبر باشد. چون ایشان گوش‌شان به دهان حجت‌بن‌الحسن(عج) است.»

این جملات وقتی بیشتر معنا پیدا می‌كند كه بدانیم صاحب تفسیر المیزان، علامه عارف آیت‌الله طباطبایی درباره شاگردش علامه حسن‌زاده فرموده‌اند: حسن‌زاده را كسی نشناخت جز امام زمان(عج).

این بیانات علامه را باید در کنار نامه‌ی ایشان به فرزند خود گذاشت. ایشان در قسمتی از این نامه می‌نویسند:

«و بدان که علم و عمل دو حقیقت انسان سازند و علم، امام عمل است، و اکنون هنگام تحصیل علم و اعتیاد به عمل صالح ان عزیز است، به انتظار فردا مباش که به فرموده ی انسان اگاهی:

در جوانی به خویش می گفتم شیر شیر است گر چه پیر بود

تا به پیری رسیده ام دیدم پیر پیر است گر چه شیر بود»

به عبارت دیگر، توصیفات، بیانات و نظرات علامه در خصوص نهضت امام خمینی(ره) و حمایت از مقام معظم رهبری، تا زمانی که به مقام عمل نرسد، ارزشی نداشته و لازم است تا از چنین الگوهایی که خود، مصداق کانل عالم عامل هستند، تأثیر عملی ببینیم و در میدان امتحان، خود را نشان دهیم. البته با عنایت به اینکه، "به انتظار فردا مباش". خود علامه جای درباره‌ی این موضوع گفته است:

«بدان که باید تخم و ریشه سعادت را در این نشأ، در مزرعه دلت‏ بکارى و غرس کنى. این‏جا را دریاب، این‏جا جاى تجارت و کسب و کار است؛ و وقت هم خیلى کم است. وقت‏ خیلى کم است و ابد در پیش داریم. این جمله را از امیرالمؤمنین علیه السلام عرض کنم، فرمود: «ردوهم ورود الهیم العطاش‏». یعنى شتران تشنه را مى ‏بینید که وقتى چشم‌شان به نهر آب افتاد چگونه مى ‏کوشند و مى ‏شتابند و از یکدیگر سبقت مى ‏گیرند که خودشان را به نهر آب برسانند، شما هم با قرآن و عترت پیغمبر و جوامع روایى که گنج‏ هاى رحمان ‏اند این چنین باشید. بیایید به سوى این منبع آب حیات که قرآن و عترت است. وقت‏ خیلى کم است و ما خیلى کار داریم. امروز و فردا نکنید. امام صادق علیه السلام فرمود: «اگر پرده برداشته شود و شما آن سوى را ببینید، خواهید دید اکثر مردم به علت تسویف، به کیفر اعمال بد این‏جاى خودشان مبتلا شده‏اند .» تسویف یعنى سوف سوف کردن، یعنى امروز و فردا کردن، بهار و تابستان کردن، امسال و سال دیگر کردن. وقت نیست، و باید به جد بکوشیم تا خودمان را درست‏ بسازیم.»

برچسب‌ها: علامه حسن زاده آملي


 

نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه دوم آبان 1391 ساعت 11:56.مطلب - لينک ثابت


مصاحبه خواندنی از ایت الله مهدوی کنی درباره امام خامنه ای

 

شايد بسياري از آنان كه حداقل چهار دهه از زندگي خود را پشت سر گذارده‌اند،‌ به ياد بياورند كلام حضرت روح‌الله‌رحمت‌الله‌علیه را كه فرمود: «ما به آقاي مهدوي‌ ارادت داشته‌ايم و خواهيم داشت!» نقش ارزشمند اين عالم بزرگوار در ساليان اخير و عبور دادن نظام از گردنه‌هاي صعب، مؤيدي است بر ارادتي كه امام انقلاب از آن دم مي‌زد. آنچه در پي مي‌آيد پاره‌اي از تحليل‌هاي ايشان از منش حكومتي رهبر انقلاب و نيز حاشيه‌ها و چالش‌هاي انتخابات پيش روست كه در گفت و شنود با مجله پاسدار اسلام بيان داشته‌اند.


اگر موافق باشيد، مقداري درباره روش حكومتي مقام معظم رهبري صحبت بفرماييد.
مقام معظم رهبري روش حكومتي امام برايشان درس بود. البته اول همه به ذهنشان مي‌آمد كه اعمال ولايت بايد در چارچوب احكام منصوص باشد. نظر امام اين بود كه ولي‌فقيه نبايد فقط آنچه را كه منصوص است عمل كند و اين ولايت نيست، بلكه فتواست. امام مي‌فرمود همان مقامي كه پيامبر
صلوات‌الله‌علیه‌وآله و ائمه اطهارعلیهم‌السلام داشتند، يعني حكومت و نه فقط بيان احكام، به عهده فقيه هم هست. مقام معظم رهبري هم همين نظريه را تعقيب كردند و واقعاً هم خوب از پس اين كار برآمدند و خط امام را دنبال كردند.

الان به تصديق دوست و دشمن و حتي كساني كه مخالف هم هستند، در اين بيست و چند سال كسي بهتر از ايشان نمي‌توانسته خط امام را دنبال كند. اعمال ولايت مسئله مهمي است. و اين خصوصيت مهمي است كه ايشان دارا بودند، در پاسداري جايگاه امامت و ولايت ثابت‌قدم بودند.

خبرگان اين جايگاه را به حسب ظاهر به آقا واگذار كردند و در حقيقت كشف كردند، ولي نگهداري اين جايگاه، از امتيازات آقاست. هر كسي قدرت اين كار را ندارد. خيلي‌ها نه درست مي‌توانند كار كنند، نه قدرت ابقا و اداره دارند. آقا در حفظ اين جايگاه مسامحه نكردند، زيرا مسامحه در اين كار مساوي است با از بين بردن نظام. امام فرموده‌اند حفظ نظام از اوجب واجبات است و حفظ نظام به حفظ اين جايگاه بستگي دارد.ولايت فقيه ستون اين خيمه است و نبايد گذاشت متزلزل شود. من معتقدم اين صلابت در رهبري از خصوصيات ايشان است.

از كي با ايشان آشنا شديد؟
آشنايي كه از قم بود و از وقتي كه درس امام مي‌رفتيم. البته آشنايي بود و نه دوستي.

قاعدتاً دهه ۳۰ بوده...
بله، سال ۳۵، ۳۶؛ چون ايشان مشهد بودند و ما از اول در قم بوديم و بعد خودشان و اخوي شان -آسيد محمد- تشريف آوردند قم. در مدرسه حجتيه بوديم. آشيخ علي‌ آقا تهراني هم از همان وقت قوم و خويش آقايان شد. بين ما آشنايي بود، اما در آن زمان هم‌مباحثه‌اي نبوديم و جامعه روحانيت تهران هم تشكيل نشده بود.

ايشان ۸ سال از شما كوچك‌ترند.
بله، آن موقع كه ايشان رئيس‌جمهور و بنده نخست‌وزير بودم، ايشان مي‌گفتند آقاي مهدوي برادر بزرگ‌تر ما هستند. بعد كه در دوران مبارزات، بحث جامعه روحانيت شد و زندان و... آشنايي‌مان محكم‌تر شد.

در دهه ۵۰؟
بله.
به‌رغم اينكه ايشان در مشهد بودند و شما در تهران جامعه روحانيت را تشكيل داديد، ايشان به جلسات آن مي‌آمدند؟
بله، بيشتر به وسيله آقاي مطهري و مخصوصاً آقاي هاشمي. آقاي هاشمي بيش از ديگران با ايشان مأنوس بودند. گاهي كه تهران تشريف مي‌آوردند، در جلسات جامعه روحانيت شركت مي‌كردند.
از نظر علمي و فقهي، ارزيابي شما درباره ايشان چيست؟
‌بعد از فوت امام و دو مرجع ديگر مرحوم آيت‌الله اراكي و آيت‌الله گلپايگاني‌، مي‌دانيد كه در جامعه مدرسين بحث شد كه مرجع يا مراجع چه كساني باشند. آقايان در قم ۷ نفر را گفتند و ما در تهران به عنوان جامعه روحانيت ۳ نفر را معرفي كرديم. با تفاوت‌هايي كه افراد از نظر علمي داشتند، ما ديديم يكي از كساني كه مي‌تواند در جايگاه مرجعيت قرار بگيرد، ايشان هستند. بعضي از دوستان ما در جامعه مدرسين كمي روي اين موضوع تشكيك كردند، ولي بعد كه به‌تدريج پيش رفتيم و مخصوصاً
در جلسات شب‌هاي پنج‌شنبه كه در محضر ايشان بحث‌هاي فقهي مي‌شد، اين موضوع آشكارتر شد. شايد آقاي مؤمن و چند نفر ديگر، اوايل شك مي‌كردند، ولي بعد كه در آن شب‌ها نظرات فقهي ايشان مطرح شد، آقايان كاملاً ايمان پيدا كردند كه ايشان فقيه بسيار خوبي است.
ايشان هم حافظه فوق‌العاده‌اي دارد و هم نظرات خيلي خوبي. بسيار خوش‌فكر و خوش‌تحليل هستند. با اينكه از نظر سني از بسياري از فقها كوچك‌تر بودند، اما نظرات خوب، محكم و با مبنا و با توجه به تمام مباني‌اي كه در فقه داريم، از اصول و فقه و رجال ارائه مي‌كردند. ايشان از حيث رجال هم خيلي قوي هستند. يادم هست آقاي ناطق يك بار به من گفتند:«مي‌خواهيم از سوي جامعه روحانيت اعلام كنيم كه ايشان مرجع هستند و ايشان گفته‌اند از آقاي مهدوي هم بپرسيد كه آيا موافق هستند يا نه؟» گفتم:«بله. من نظرم اين است كه ايشان جزء مراجع هستند. » بحث اعلميت را نمي‌خواستيم مطرح كنيم، بلكه مي‌خواستيم كساني را كه صلاحيت مرجعيت و فتوا، آن هم در سطح بالا و نه اجتهاد در سطح پايين را داشتند، اعلام كنيم و با توجه به خصوصيات ايشان، در آن موقع واقعاً پذيرفتيم و بعد هم در مراحل مختلف، اين نظر تأييد شد.
هر چه زمان پيش رفت، نظرات فقهي و نظرات سياسي ايشان آشكارتر شد، چون در مسئله رهبري، تنها نظرات فقهي صِرف براي اداره كشور كافي نيست، بلكه فقه حكومتي مهم است و يك رهبر با توجه به مسائلي كه براي اداره يك حكومت مطرح است، بايد بتواند تصميم‌گيري كند، والا مسائل روزه و نماز و مسائل فردي به‌جاي خودش محفوظ است. جمع موجودين به يك معنا از اختصاصات ايشان است.
در يكي از پيام‌هاي امام اين مسئله تصريح شده كه اجتهاد فقط مسئله فقه و اصول نيست، بلكه شناخت موضوعات و شرايط و زمان و دوست و دشمن هم هست. اگر بخواهيم اين بخش از آگاهي‌ها را هم جزء شرايط مرجعيت حساب كنيم، تصور ما اين است كه از لحاظ مجموعه اطلاعاتي كه مقام معظم رهبري از همه ابعاد اجتماعي و فرهنگي و هنري و بين‌المللي دارند، اعلم مراجع هستند.

حرف ما هم همين بود. ما هم نمي‌خواستيم بگوييم فلان مسئله فقهيِ صرف كه در عبادات و... است، اين اعلم است يا آن، ولي در جايگاه رهبري بهتر از ايشان نداريم.

در جايگاه مرجعيت...
در جايگاه مرجعيت توأم با رهبري. اين جايگاه خاصي بود كه اختصاص به ايشان داشت. آقايان ديگر حتي ادعاي اين را هم نداشتند.

شرايط زمان امام از جهاتي بسيار متفاوت با شرايط بعد از امام است؛ يعني دشواري‌ها و سختي‌ها بيشتر شده‌اند. دشمن در دهه اول انقلاب گيج بود و مخصوصاً بعد از اشغال سفارت امريكا، نيروها و سازماندهي خود را از دست داده بود و حركاتش در برخورد با انقلاب، كاملاً انفعالي بود. نيروهايش هم لو رفته بودند و شرايط سختي براي آنها به وجود آمده و طبعاً فرصتي براي انقلاب در دهه اول فراهم شده بود. تفاوت ديگر شايد اين باشد كه امام مرجعيت عامه داشت كه بعد از رحلت ايشان اين بُعد تقسيم به ۱۰ و بين تعداد زيادي از مراجع توزيع شد. افرادي كه آن زمان در مجموعه نظام بودند، همه خود را شاگرد امام مي‌دانستند، اما بسياري خود را هم‌عرض‌ آقا و حتي گاهي بالاتر از ايشان مي‌دانستند و آن انقيادي را كه نسبت به امام داشتند، نسبت به ايشان نداشتند. دشمن در اين دوره كاملاً خود را بازسازي كرد و به شكلي عميق وارد عرصه شد. در آن زمان ماهواره و اينترنت و... هم نبود و دشمن مثل امروز مجهز به انواع ابزارها نبود. به نظر مي‌رسد شرايط بعد از رحلت امام و در دهه دوم و سوم انقلاب بسيار پيچيده‌تر و سخت‌تر شده باشد. با توجه به اين تفاوت‌ها، نظر حضرت‌عالي در باره نقش ايشان در جايگاه رهبري و هدايت كشتي انقلاب در توفان بسيار سخت پس از رحلت امام چيست؟
البته من خيلي اهل تحليل نيستم و بيشتر مي‌توانم متن مسائل را بگويم و خيلي نمي‌توانم تحليل كنم كه اين چطور است و آن چطور. به اجمال عرض مي‌كنم كه بالاخره بعد از امام، مِن حيث ‌المجموع، چه از نظر اجتهادي كه توأم با رهبري است -و نه اجتهاد مطلق- و چه از نظر اداره كشور در بحران‌هاي مختلف،
ما مثل ايشان سراغ نداريم. خداوند ايشان را تا ۱۲۰ سال نگه دارد. من خودم اين‌جور باور دارم و از روي عقيده‌ حرف مي‌زنم، نه از روي مصلحت‌انديشي. چه در زماني كه بنا شد ايشان رئيس‌جمهور باشند و بنده نخست‌وزير، چه بعد از رحلت امام كه ايشان رهبر شدند، در اين ۲۰ و چند سال، من واقعاً به عقيده خودم عمل كرده‌ و روي عقيده‌ام ايستاده‌ام و در تمام اين نوساناتي كه واقع شد و با تمام مشكلاتي كه بود، اعتقادم اين بود كه رهبري ايشان منحصر به فرد است و ايشان خوب مي‌توانند مملكت را اداره كنند و بايد ايشان را تأييد كرد؛ لذا در همه اين بحران‌ها و بالا و پايين رفتن‌ها و با همه نوسانات، اعتقاد من اين بوده است كه بايد ايشان را تأييد كرد. اصلح ايشان است و ما صالحش را هم پيدا نكرديم چه رسد به اصلح. من معتقدم ايشان هم از نظر مديريت و هم از نظر تقوا در جايگاه رفيعي است، چون ما به عنوان نايب امام زمان‌عجل‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف درباره رهبر بحث مي‌كنيم.
رهبري در محدوده قانون اساسي است يا نايب امام زمان؟
آقاي آقازاده قبل از انتخابات ۸۸ پيش من آمد و گفت:«شما با آقاي ميرحسين موسوي مخالفت نكن و سكوت كن.» من دو تا ايراد گرفتم و گفتم: «من آقاي ميرحسين را از نظر اقتصادي يك آدم سوسياليست مي‌دانم. ايشان نه فقط در دوران جنگ كه اصولاً سبك تفكرش اين بود. روي بدي و خوبي اين عقيده بحث ندارم، ولي به هر حال ايشان عقيده‌اش اين بود. مسئله بعدي هم اينكه ايشان به آقاي خامنه‌اي اعتقاد ولايي ندارد. ولايت آقاي خامنه‌اي مثل ولايت بوش و مائوتسه تونگ نيست. مردم آنجا هم آنها را رهبر مي‌دانند، ولي ما آقاي خامنه‌اي را به معناي عام و آنچه كه در دنيا مرسوم است، رهبر نمي‌دانيم، بلكه مي‌گوييم ايشان نايب امام زمان است و نوعي تقدس براي اين جايگاه قائليم. اين تقدس، در نظام ما كارساز است و ما بر اساس اين اعتقاد دنبال كسي مي‌رويم. مردم هم با همين اعتقاد در زمان امام بچه‌هايشان را به جبهه‌ها مي‌فرستادند و شهيد مي‌دادند. آقاي ميرحسين به اين اعتقاد ندارد. ممكن است بگويد رهبري را در قانون اساسي قبول دارد، ولي اين براي ما كافي نيست.»
آقاي آقازاده گفت: «در زمان امام ايشان را قبول نداشت، چون امام رهبر بود، ولي الان كه ايشان رهبر شده‌اند، قبولشان دارد.» گفتم:«خير، اين نوع رهبري را كه ما مي‌گوييم، ايشان قبول ندارد.» گفت: «دارد.» گفتم: «ندارد و خواهي ديد.» انتخابات كه تمام شد و آن اوضاع كه پيش آمد، به ايشان گفتم: «ديدي آقا را قبول ندارد. رهبري ما يك نوع تقدس دارد. ايشان اگر مقام ولايت و مقام رهبري را قبول داشت، نتيجه انتخابات را مي‌پذيرفت و مي‌رفت تا در دوره‌هاي بعد شركت كند، ولي اين كار را نكرد.»

مي‌خواهم بگويم رهبري و ولايت در نظام ما تقدسي دارد كه افرادي كه مي‌خواهند به ميدان بيايند، بايد آن را قبول داشته باشند و ما با اين تقدس، اين رهبري را پذيرفته‌ايم. اگر كساني اين را بپذيرند، مي‌توانيم بگوييم نظام را قبول دارند و اگر نپذيرند، نمي‌شود. من معتقدم اين تقدس را بايد حفظ كرد و صرف اينكه ايشان حاكم هستند و رئيس و رهبر، كافي نيست. آنچه در نظام ولايي و اسلامي ما مي‌تواند كارساز باشد، اين اعتقاد است كه ولايت فقيه، نيابت از جانب ولي‌عصر است.

از اين بُعد معنويت، قداست و تقوا، ويژگي‌ برجسته‌اي در ذهن شما هست؟
من در ايشان تقوا و عدالت و مردمداري و زهد را مي‌بينم. ايشان تمام خصوصياتي را كه يك فقيه نايب امام زمان بايد داشته باشد، دارند.

مصاديقي از تقوا و ساده‌زيستي و آنچه ‌شاخص‌هاي نيابت امام زمان است بفرماييد.
بعضي چيزها را نمي‌شود گفت. بعضي‌ها خيال مي‌كنند اينكه امام ساده‌زيست بوده‌اند، اين است كه مثلاً ايشان آب كه مي‌خوردند، بقيه‌اش را دور نمي‌ريختند. خيلي‌ها اين تقيد را دارند. من به اينها نمي‌گويم ساده‌زيستي. فردي در جايگاهي هست كه همه امكانات در اختيار اوست و مي‌تواند از اين امكانات استفاده كند، لو لا التقوي. خودش و خانواده‌اش و بچه‌هايش يك كارهايي بكنند. من نمي‌گويم آقا بايد مثل مرحوم "آشيخ محمدحسين زاهد" توي يك اتاق زندگي كند. اينكه كار رهبري نيست. بنده زهد رهبري را به اين نمي‌بينم كه برود و در يك اتاق كوچك زندگي كند، چون خود اميرالمؤمنين هم در دارالعماره كار مي‌كرد كه مقر حكومتي بزرگي بود. گاهي هم در مسجد كوفه حكم مي‌كرد، ولي هميشه كه اين‌ طور نبود. هميشه كه نمي‌شود مملكت را از روي سكو اداره كرد. اينها نتيجه درست درك نكردن تاريخ است.
دارالعماره در زمان اميرالمؤمنين بوده و مقر حكومت هم در آنجا بوده. بودنِ علي در دارالعماره كه مخالف با زهد نيست، بايد ديد در مسائل شخصي چه مي‌كرده؟ آيا از امكانات عمومي استفاده شخصي مي‌كرده يا نه؟ گذشتش در اين جايگاهي كه مي‌تواند اعمال قدرت كند، چقدر بوده؟ اگر انسان به كساني كه مخالفت مي‌كنند و حتي فحش مي‌دهند، برود و سلام كند، بزرگواري است و من اينها را در آقا مي‌بينم.ايشان نه دنبال مال است، نه به دنبال اعمال قدرت به معناي غلط آن، نه خانواده‌شان را مي‌خواهند وارد اين مسائل و از اين جايگاه سوء استفاده كنند. بنده به اين چيزها مي‌گويم زهد و اين چيزي است كه براي همه معلوم است و حتي دشمن هم مي‌داند و به آن معترف است. زهد اين نيست كه آقا در خانه نان و ماست يا نان و پنير بخورند. ايشان بايد غذاي خوب بخورد. چرا نخورد؟ اگر غذاي سالمي بخورد كه تناقضي با زهد ندارد. اميرالمؤمنين مي‌فرمايد كسي نمي‌تواند مثل من زندگي كند. نان جو و اين چيزها مال حضرت علي‌علیه‌السلام بوده. "الا و انكم لا تقدرون علي ذلك و لكن اعينوني بورع و اجتهاد و عفه و سداد" يك رهبر بايد اين چهار ويژگي را داشته باشد كه ايشان دارند. اين معناي رهبري است. خيلي‌ها اول كار، به معناي غلط ساده‌زيستي، زندگيشان خيلي ساده است، ولي بعد كه دستشان مي‌رسد، نمي‌توانند خود يا فرزندان و خانواده‌شان را نگه دارند. قدرت اداره خانواده امر بسيار مهمي است.

ما انتخاباتي را در پيش داريم؛ دشمن در كمين است و جريان نفاق در كنار ما. توصيه جنابعالي براي اينكه جامعه ما از گردنه انتخابات‌هاي آينده ان‌شاءالله به سلامت عبور كند و تجربه تلخ دوران اصلاحات را در پيش نداشته باشيم، چيست؟
من توصيه ندارم. بنده كاري را كه به ذهنم آمد اين بود كه رفتم و در جامعه مدرسين گفتم در اين مقطع از انقلاب بايد چه كار كنيم؟ چه اصول و شاخص‌هايي را بايد در نظر بگيريم و بر آن مدار حركت كنيم؟ و رسيديم به ۱۲ شاخصي كه شاخص‌هاي اصول‌گرايي بودند. اين اصول هم در كلمات امام بودند، هم در قانون اساسي، هم در بيانات مقام معظم رهبري و هم تجربه ۳۰ سال انقلاب نشان داده بود كه اين اصول بايد مورد توجه باشند تا اشتباهات و افراط و تفريط‌ها واقع نشوند. ما؛ يعني جامعه مدرسين و جامعه روحانيت مبارز، اين كار را كرديم. بعد هم بعد اصول‌گرايان را دعوت كرديم و گفتيم مي‌خواهيم اين مسائل را مطرح كنيم. به‌طور اجمال آقا را هم در جريان امر قرار داديم، ولي ايشان در اين كارها وارد نمي‌شوند و دخالت نمي‌كنند، منتها در بيانات خود به اين اصول اشاره كردند.

ما اين اصول را آورديم و بعد از همه كساني كه اين اصول و امام و رهبري را واقعاً قبول دارند، دعوت كرديم كه بيايند. اين گروه‌هاي ۸+۷ دور هم نشستيم. من مي‌گويم اگر رهبر را قبول داريد،ايشان مي‌گويند هر كس آمد و گفت من اين اصول و قانون اساسي و انقلاب و اسلام و رهبري را قبول دارم، حتي اگر اختلاف سليقه با من هم دارد، نبايد از انقلاب طرد شود. پرسيديم اصلاح‌طلب‌ها چطور؟ گفتند اگر آمدند و اقرار به اشتباه كردند، مسئله‌اي نيست، ولي نه اينكه بگويند ما مي‌خواهيم بياييم در انتخابات و از نان پخته شده استفاده كنيم. بيايند و بگويند ما در برهه‌اي اشتباه كرديم و حالا هم فهميده‌ايم و ديگر نمي‌خواهيم آن اشتباهات را تكرار كنيم.

من تا اين حد پيش آمدم؛ لذا ما در اين ۸+۷ گفتيم بعضي از افراد ممكن است در اين ميان اشتباهاتي كرده باشند يا به قول آنها سكوتي و دوپهلو حرف زدني، ولي اينها كساني هستند كه واقعاً گذشته‌ها را جبران كرده‌اند. من مي‌گويم بياييد با هم باشيم. اين دوستان مي‌گويند ما بايد حزب‌اللهي‌‌ها را حفظ كنيم. ما هم مي‌گوييم بله، بايد اين كار را بكنيم، ولي حزب‌اللهي‌‌ها را چه كساني بايد حفظ كنند؟ وقتي همه با هم شديم، مي‌توانيم حزب‌اللهي‌‌ها را حفظ كنيم، ولي اگر جدا شديم، نمي‌‌توانيم. بنده به دوستان جبهه پايداري كه خدا حفظشان كند، مي‌گويم شما مي‌گوييد گفتمان ما غير از گفتمان ديگران است، ما عدالت‌خواهيم، ساده‌زيستي را مي‌‌خواهيم، دشمن‌ستيزي را مي‌خواهيم، ولايت را مي‌‌خواهيم. به آقاي حسينيان گفتم:«مگر ما ظلم را مي‌خواهيم كه شما عدالت را مي‌خواهيد؟ مگر ما تجمل را مي‌خواهيم؟ مگر ما مي‌خواهيم با امريكا بسازيم؟ يا مگر ما رهبري را قبول نداريم؟ چرا به شكل اختصاصي مي‌گوييد اين گفتمان ماست؟» گفتند:«ما جنبه‌هاي مثبت خودمان را مي‌گوييم.» گفتم:«جنبه مثبت شما معنا دارد. اگر چيزي اختصاصي نيست، بگوييد اين گفتمان اصول‌گراهاست و ما هم داريم. جلسات داشته باشيد، ولي جلساتي كه مفهومش جدايي و افتراق است، نداشته باشيد»، ولي آقايان كم‌لطفي كردند. الان هم هر وقت از من مي‌پرسند، مي‌گويم آقايان خوب هستند. در حرم امام ‌رضاعلیه‌السلام يكي از من پرسيد:«آقاي مهدوي! اين پايداري‌ها چطورند؟» گفتم:«خيلي خوبند.» گفت:«پس چرا حرف‌هايشان را قبول نمي‌كنيد؟» گفتم:«مگر چه مي‌گويند؟» گفت:«مي‌گويند گفتمان ما عدالت است.» گفتم:«مگر ما مي‌گوييم ظلم است؟ ما هم كه همين را مي‌گوييم.» به آقاي حسينيان گفتم:«شما يك‌جوري صحبت كرده‌ايد كه بنده شده‌ام طرفدار ظلم! مثل آقايان مجمع روحانيون كه آمدند گفتند ما مخالف آمريكا هستيم و ما را امريكايي كردند!»

به هر حال در دل حزب‌اللهي‌‌ها و مردمي كه به انقلاب علاقه‌مندند و زير فشار رواني فتنه دو سال گذشته هم بوده‌اند، نوعي نگراني ناشي از اين دوگانگي وجود دارد. تصور مي‌فرماييد در عمل، اين دوگانگي به كجا خواهد رسيد؟
دوگانگي مضر است، ولي اينكه به كجا برسد، نمي‌دانم. من به آقايان گفته‌ام شما مي‌گوييد يك عده در انقلابي‌گري قوي‌تر و باگذشت‌تر هستند. شكي نيست كه ما افراد مختلفي را داريم، ولي همه اينها در اصول كلي با هم مساوي و مشترك هستند.
ما بايد تفاوت‌ها را ناديده بگيريم. نمي‌گويم آنهايي را كه مخالف انقلابند، بياوريم، ولي كساني را كه اين اصول مشترك را دارند، بايد جمع كنيم. جناب آيت‌الله مصباح گفته بودند:«وحدت نمي‌شود.» ايشان وحدت را برده بود به وحدت فلسفي. گفتم:«ما كه وحدت فلسفي نمي‌خواهيم. نه فلسفي مي‌خواهيم، نه شيميايي. ما يك وحدت اجتماعي ‌ـ ‌سياسي مي‌خواهيم كه در آن مشتركات را مي‌گيرند و همكاري مي‌كنند. مگر در يك مجلس همه يك‌ جورند؟ از نظر فلسفي حتي دو نفر نمي‌توانند با هم يكي شوند، چون از نظر فلسفي، حدود متشخص به ذات است. هيچ فردي مثل فرد ديگر نمي‌تواند بشود. آنچه كه ما مي‌خواهيم جنبه‌هاي مشتركمان است. مگر ما نمي‌گوييم با برادران اهل سنت بايد ائتلاف كنيم؟ ائتلاف با آنها يعني اينكه نه آنها شيعه مي‌شوند و نه ما سني، ولي مشتركات داريم.

در اين انقلاب كساني كه امام، رهبري و قانون اساسي را قبول دارند، در بعضي از جنبه‌ها ممكن است تفاوت‌هايي داشته باشند. بياييم با هم باشيم، چون در اين صورت است كه هيچ نگراني‌اي وجود ندارد و انقلابيون، در انتخابات، اكثريت را به دست خواهند آورد، ولي اين جدايي‌اي كه الان درست كرده‌اند، خطرناك است. ممكن است نيتشان هم خير باشد، من نمي‌دانم، ولي كار خوبي نمي‌كنند. من از اول هم گفته‌ و دو بار هم با آنها ملاقات كرده‌ام كه اين كار را نكنيد، به ضرر كشور است. اين همان چيزي است كه دشمن مي‌خواهد و بين ما را هم دائماً شكرآب خواهد كرد. وقتي دوگانگي پيش آمد، از آن حرف‌هايي در مي‌آيد. بسياري از حرف‌هايي كه در اين سايت‌هاست، ممكن است دروغ باشد، ولي مي‌گويند. ما اگر با هم باشيم و بگوييم هيچ اختلافي نداريم، مي‌توانيم به اينها بگوييم حرف بيخود نزنيد و هيچ دعوايي هم نمي‌شود. گفتند ما حزب‌اللهي‌‌ها را نمي‌توانيم بياوريم، چون آقاي باهنر هست و آقاي لاريجاني و آقاي قاليباف و اينها نبايد باشند. بنده گفتم حذف اينها از انقلاب، صحيح نيست. من حذف را نمي‌پسندم و دلم مي‌خواهد آنها باشند. اخيراً هم كه آمدند، گفتم شما تشريف بياوريد. ما به جبهه پايداري نگفتيم نيايند، خودشان نمي‌آيند.

يكي از آنها گفت: «ما شما را خيلي قبول داريم.» گفتم: «شما مي‌خواهيد مرا مثل بودا كنيد.» بودا يك مجسمه است و بودائي‌ها مي‌روند و پايش را مي‌بوسند و از اين كارها، ولي حرفش را گوش نمي‌كنند. شما هم مي‌گوييد آيت‌الله مهدوي‌كني را قبول داريم، آدم خوبي است، ولي به حرفش گوش نمي‌دهيم. آيت‌الله مهدوي بودايي به درد نمي‌خورد. اگر قبول داريد كه مهدوي آيت‌الله است و آدم خوبي هم هست، حرفش را بپذيريد. من هم حرف تحميلي و زوري كه نمي‌زنم. حرفي است كه همه جا مي‌پسندند. مي‌گويم آقا بياييد همه با هم باشيم، همديگر را حذف نكنيم. من مطمئنم مقام معظم رهبري هم اين را مي‌پسندند كه همه با هم باشيم. خيلي از سختگيري‌ها را بايد كنار بگذاريم.

البته يك نكته مهم هم هست كه هر كدام از اينها يك وزني دارند كه بايد وزنشان ديده شود. ما گفتيم يك نفر بيايد و معنايش اين است كه وزن، پايين‌تر است. كاري كه ما كرديم، اين‌جوري بوده. امام مي‌فرمودند اگر همه انبيا يك جا جمع بشوند، هيچ دعوايي ندارند. واقعاً همين‌ طور است. بالاخره توي ماها يك چيزهايي هست كه مانع اخلاص مي‌شود. اين مهم است. گذشت لازم است.
الان اختلاف واقعاً آرزوي دشمن و جريان نفاق است و وحدت قطعاً خلاف ميل دشمن است.

من مي‌گويم ائتلاف و نمي‌گويم وحدت. قرآن نگفته فَوَحَدَهُ بَيْنَ قُلُوبِكُم، بلكه گفته "فاَلّف بَيْنَ قُلُوبِكُم"، "وَ اذْكروا نِعْمَتَ اللهِ عَلَيْكمْ إِذْ كنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكمِْ" ائتلاف معنايش همين است كه اختلافاتي را كه با هم داريم، روي مصلحت اصلي ناديده مي‌گيريم و روي يك جهت كلي مشترك حركت ‌كنيم. در اين صورت مي‌شود كار كرد.

به عنوان حسن ختام يك جمله هم ما را نصيحت كنيد.
من نصيحت بلد نيستم. بالاخره برادر! آن چيزي كه در پيشگاه خدا به درد مي‌خورد، اخلاص و صفا و صميميت است، بقيه حرف‌ها، حرف است. همه اين دعواهايي كه داريم، براي رسيدن به خواست خداست. يك بار سر درس مي‌گفتم خيلي از دعواهايي كه مي‌كنيم روي نداشتن اخلاص است و خودمان هم نمي‌دانيم.
منبع: پاسدار اسلام

 


 

نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه بیست و هفتم آذر 1390 ساعت 14:29.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


نظر شاگرد آیت الله قاضی درباره سرنوشت اطرافیان امام خمینی

نظر شاگرد آیت الله قاضی درباره سرنوشت اطرافیان امام خمینی

یکی از شاگردان عارف، آیت الله قاضی در اوایل انقلاب، پیش بینی جالبی از سرنوشت همراهان و یاران حضرت امام کرده اند که خواندنی است.

به گزارش جهان عارف ربانی مرحوم آیت الحق حاج سید هاشم رضوی از شاگردان مرحوم آیت الله قاضی در سال 1370 در سن 99 سالگی به لقاء الله پیوست.

ایشان اوائل انقلاب فرموده بودند : اطرافیان آقای خمینی دو گروه هستند ، یک گروه آخرتشان به دنیا می چربد و یک گروه دنیایشان به آخرتشان می چربد . آن گروه که آخرتشان مقدم به دنیا است ، دور و بر آقای خامنه ای جمع هستند ولی آنان که دنیاشان به آخرت مقدم است از دور و بر امام و بعد هم آیت الله خامنه ای جدا می شوند.

منبع:نقل متواتر از شاگردان آیت الله هاشم رضوی



برچسب‌ها: نظر شاگرد آیت الله قاضی


 

نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه بیست و یکم مهر 1390 ساعت 14:0.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


نظرات حضرات آیات حکیم، نجفی خوانساری، شفیعی، و قزلجه ای در خصوص اعلمیت یا اصلح بودن تقلید از آیت الل

ضعیفعالی 

Hakim

نظرات حضرات آیات حکیم، نجفی خوانساری، شفیعی، و قزلجه ای در خصوص اعلمیت یا اصلح بودن تقلید از آیت الله العظمی خامنه ای در سال 1373


شهید آیت الله حاج سید محمد باقر حکیم رئیس مجلس اعلای انقلاب اسلامی عراق

بسم الله الرحمن الرحیم و له الحمد

بعد السلام علیکم و رحمة الله و برکاته

تسلمت رسالتی التعزیة الکریمتین بمناسبة فقد آیة الله العظمی الشیخ الاراکی و التی تتضمن السئوال عن موضوع مرجعیة آیة الله العظمی السید علی الخامنئی (دام ظله العالی) .


و انی فی الوقت الذی ابادلکم التعزیة بفقد هذا العالم الربانی أسأله تعالی ان یسدّ هذه الثغرة و الثلمة بالسادة العظام من العلماء الاعلام و فی مقدمتهم سیدنا آیة الله العظمی السید الخامنئی و لاشک ان سماحته بما یتمتع به من صفات معنویة عالیة من العلم و التقوی و الخبرة و الوعی و الفهم الدقیق للاوضاع السیاسیة و الاجتماعیة و الشجاعة و القدرة علی تشخیص المصالح الاسلامیة و الموضوعات الشرعیه و کذلک الموقع القیادی المتمیز فی النهضة الاسلامیة یصلح لمنصب القیادة و المرجعیة الدینیة العامة لعموم المسلمین و المومنین بشکل خاص. بل یتعین الرجوع الیه فی الامور الدینیة ذات الصلة بالامور الاجتماعیة و السیاسیة العامة و ان الالتفات حول قیادته و مرجعیته الدینیة فیه مصلحة کبیرة للاسلام و الامة الاسلامیة . أسأله تعالی لکم و لجمیع الاخوة الافاضل التوفیق و التسدید و للمسلمین و المومنین النصر و العزة و الکرامة والسلام علیکم و علی جمیع العلماء و المومنین و رحمة الله و برکاته .

محمد باقر الحکیم 27/ج2/1415

F-1

مرحوم آیت الله حاج شیخ ابوالفضل خوانساری عضو مجلس خبرگان و مدرس حوزه علمیه قم

بسمه تعالی Khansari

نظریه اینجانب از مدتی قبل این بوده که حضرت آیت الله خامنه ای زمام حوزه علمیه را در دست بگیرند و رساله بنویسند و اگر مصلحت بدانند در هفته سه روز قم مشرف بشوند و درس شروع بفرمایند تا طلاب، از افادات ایشان بهره مند شوند .

والسلام علیه و علی جمیع عباد الله الصالحین

ابوالفضل النجفی الخوانساری

30/ج2/1415

F-2

آیت الله حاج سید علی شفیعی نماینده مجلس خبرگان و مدرس حوزه علمیه اهواز

بسم الله الرحمن الرحیم shafiei

ضمن عرض تسلیت ارتحال مرجع بزرگ شیعه مرحوم آیت الله العظمی اراکی (قدس سره) نظر به مراجعات متعددی که در رابطه با مرجعیت دینی و تقلید از رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله العالی) شده و می شود، به اطلاع عموم برادران و خواهران ایمانی می رساند :

اولاً اینجانب حدود یک سال پس از رحلت جانگداز حضرت امام راحل خمینی کبیر (اعلی الله مقامه) طی نامه مشروحی محضر مبارک رهبر معظم انقلاب تقاضای چاپ و نشر رساله عملیه جهت مقلدین نموده ام و اکنون نیز عرض می کنم :

با عنایت به اینکه حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (دام ظله الشریف) از فقها و مجتهدین جامع الشرایط و دارای صلاحیت علمی لازم جهت صدور فتوی در ابواب مختلف فقه اسلامی هستند، لهذا آراء و نظرات فقهی معظم له واجد شرایط حجیت شرعیه بوده، بنابراین :

1- در کلیه مسایل و فروع فردی و شخصی (اعم از عبادات و معاملات و غیره) تقلید از فتاوای صادره از سوی رهبر معظم انقلاب صحیح و بلا اشکال است ؛ بلکه به صلاح اسلام و مسلمین و موجب کمال عزت و وحدت امت اسلامی خواهد بود .

2- در احکام فقه حکومتی و هر آنچه مربوط به ولایت امر است، بر عموم افراد واجب و لازم است که فقط از حضرت معظم له تقلید و تبعیت نمایند، زیرا اطاعت از این آراء و احکام بر همگان متعین و بر کلیه احکام دیگر رجحان بلکه تقدم و تفوّق دارد .

3- با توجه به اینکه مستفاد از ادله فقهیّه آن است که مصرف اموال و وجوه شرعیه بالخصوص سهمین شریفین از اختیارات مقام امامت (رهبری و زعامت مسلمین) است که مرجعیت در تقلید، شاخه ای از آن شجره مبارکه است که با وجود تمرکز ولایت امر و مرجعیت دینی در شخص حضرت آیت الله العظمی خامنه ای (مد ظله الوارف) لذا بر عموم مسلمین و مکلفین لازم است وجوهات و حقوق شرعیه خود را به محضر شریف ایشان ارسال و یا با اذن و اجازه معظم له به مصرف برسانند .

خداوند متعال سایه مبارک رهبر معظم و مرجع عالیقدر را تا ظهور حضرت بقیة الله (عج) مستدام داشته و به همه ما توفیق کامل و پیروزی بر دشمنان اسلام و انقلاب اسلامی عطا فرماید .

الاحقر سید علی شفیعی – اهواز

بتاریخ 12/9/73

F-3

آیت الله حاج شیخ میرزا علی قزلجه ای از مدرسین حوزه علمیه تبریز

بسمه تعالی Ghezeljeh

حضرت آیت الله العظمی آقای خامنه ای (دام ظله) مقام علم و فقاهت آن بزرگوار خیلی بالاتر از آن است که به تأیید مثل بنده احتیاج باشد و معذالک تقلید نمودن به ایشان صلاح اسلام و مسلمین است .

الاحقر علی الهی فر مشهور به علی قزلجه ای

در 26 ج 2 سنه 1415

F-4

تایپ توسط (پایگاه صالحات) آقایان خادمی، نعمتی، سرکانی، عباس.

منبع : کتاب مرجعیت از دیدگاه فقها و بزرگان


منبع : سایت صالحات


 

نوشته شده توسط عاشق در شنبه بیست و هفتم آذر 1389 ساعت 14:32.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


زمانی كه عصبانیت رهبر را دیدم!

 
خاطراتی از دکتر کامران باقری لنکرانی در موردمقام عظمای ولایت
 
 
***
نمایشگاه دستاوردهای تحقیقاتی نخبگان كشور بود و سید فرزانه‌ی ما ساعت‌هایی را به بازدید از این دستاوردها اختصاص داده بود. در غرفه‌ی سازمان انرژی اتمی گزارش تولید رادیوایزوتوپ‌های تشخیصی و رادیوداروها را عرض می‌كردم. گفتم: چند ماه پیش كه تحریم‌ها جدی شد، فروش این مواد به ما را ممنوع كردند. در آن موقع برخی كشورها پیشنهاد فروش با قیمیت حدود پنج‌برابر را به ما دادند. خدای متعال كمك كرد و با قیمتی ارزان توانستیم از دیگر منابع، نیاز فوری خود را تأمین كنیم. آن كشورها دنبال این بودند كه مسیرهای فرعی تأمین را بر ما ببندند. دو ماه بعد كه فهمیدند ما خودمان می‌توانیم این مواد را تولید كنیم، همان كشورها پیشنهادهای زیر قیمت را آوردند تا بلكه انگیزه‌ی ما را در تولید این مواد از بین ببرند و كاری كنند كه تولید این مواد دیگر برای ما صرفه‌ی اقتصادی نداشته باشد.
رهبر انقلاب فرمود: «ما هیچ وقت از تحریم‌ها ضرر نكرده‌ایم. اگر این خوراك آماده را از ما بگیرند، آن وقت ذهن ما به جوشش درمی‌آید و كارهای بزرگ به ثمر می‌رسد.»
***
دانش و پژوهش، كلید پیشرفت
در
بازدید از پژوهشگاه رویان، ایشان همچون یك محقق باتجربه، از زیر و بم كارها و از روند پروژوه‌ها می‌پرسیدند. بعضی از محققان را به نام می‌شناختند: «آقای ...! آن طرحی كه سه سال پیش می‌گفتید، الان در چه مرحله‌ای است؟» «آقای ...! مشكل شما برای تولید آن مولكول حل شد؟»


شرمنده می‌شدیم كه ایشان با این ‌همه مسئولیت سنگین كه بر عهده دارد و این همه مسائل خرد و كلان كه دنبال می‌كند، جور ما و امثال ما را حتی در پیگیری امور اجرایی تحقیقات و ایجاد انگیزه در بین محققان متحمل می‌شود تا فرصت‌ها نگذرند.
ایشان در جمع‌بندی این بازدید چندساعته فرمودند: «كشور ما بدون حركت در جاده‌ی گسترش دانش و گسترش پژوهش، امكان ندارد بتواند به نقطه‌ی مطلوب خودش دست پیدا كند. مخصوص كشور ما هم نیست. كلید، دانش و پژوهش است.» همچنین هشدار دادند كه: «اصرارم بر این است كه هر وقت ما برای پیشرفت علم كار می‌كنیم، این را فراموش نكنیم كه علم و دین توأمانند.»
 
***
ناگهان گریستم
در دانشگاه شیراز كه به تعبیر ایشان «دارالعلمی است در داراالعلم»، وقتی سخن حمایت از نخبگان به میان آمد، فرمودند: «حمایت از نخبگان را نباید در بند دیوان‌سالاری اداری گرفتار كرد.» ایشان هم‌زمان بر ضرورت استحكام و قوام اقدامات تأكید كردند و این‌كه سرعت، در همه‌ی كارها چیز مطلوبی نیست.

جوان نخبه‌ای كه اختراعی درخور توجه داشت، در حضور ایشان از عدم رسیدگی‌ها و فقدان حمایت‌ها گلایه می‌كرد. او به وجد آمده بود و ناخودآگاه می‌گریست. بعداً گفت: از این‌كه می‌بینم شخص اول مملكت بی‌تكلف ایستاده و حرف‌هایم را می‌شنود، دست مهربانی بر دوشم می‌كشد، اشك‌هایم را پاك می‌كند و شخصاً پیگیر امور می‌شود، ناخودآگاه به گریه آمده‌ام.

 
***
زمانی كه عصبانیت رهبر را دیدم!
تنها زمانی كه عصبانیت رهبر انقلاب را دیدم، وقتی بود كه برای شركت در مراسم افطار اساتید از پشت حسینیه می‌آمدیم. در طول مسیر، دو نفر از مسئولان هر كدام گلایه‌ای از دیگری را گفتند. ایشان برآشفت و فرمود: «شما كه برای كار خودتان مسئولیت نگرفته‌اید. باید همت‌تان رفع مشكل كشور و خدمت به مردم باشد. این دعواها را دور بریزید. به جای آن بروید كار كنید. مبنای كارتان هم قانون باشد، نه سلایق شخصی خودتان.»

اهل سالوس هم گاهی نزد ایشان می‌آمدند، اما ایشان بافراست می‌دید و راه را روشن می‌كرد. فردی آمده بود تا با حضورش در این افطاری، خود را تطهیر كند. خود را به صندلی ایشان پای سفره افطار چسبانده بود. آقا پرسید: «آقای فلانی، جریان چیست؟» آقای فلانی! دست‌پاچه شد و با لكنت و در عین حال اصرار، انكار می‌كرد جریانی را كه آقا حتی به آن اشاره هم نكرده بود!
***
 
گفتمان‌سازی ایشان به نظرم بی‌نظیر است. در دانشگاه سمنان از تحول و الزامات آن سخن گفتند؛ موضوعی كه بعدها نماد سیاسیون بین‌المللی گردید. دهه‌ی چهارم انقلاب را دهه‌ی پیشرفت و عدالت خواندند؛ عنوانی كه هنوز سال‌ها باید بكوشیم تا تبیین و تحلیلش كنیم. پانزده‌ سال پیش جنبش نرم‌افزاری را به ما معرفی كردند؛ موضوعی كه اكنون گفت‌وگوی رایج محافل علمی كشور ماست. خوب كه نگاه می‌كنیم، ارتقای مدار حركت انقلاب در این دو دهه، همیشه مرهون گفتمان‌سازی ایشان بوده است.
***
ای كاش...
دوست پزشكی دارم كه استادی با شهرت جهانی در رشته‌ی تخصصی خود است. به من می‌گفت: «من یك آرزو دارم و آن دیدار چهره به چهره با ایشان است. نگاه نورانی‌ ایشان حتی از پشت صفحه‌ی تلویزیون مرا عاشق خود كرده است.» او هنوز هم با ایمیل پیگیر وعده‌ی دیدار است و من باید دنبال كنم!
در اندونزی، یك دانشجوی رشته‌ی پزشكی دانشگاه جاكارتا می‌گفت: «شما قدر این سید را نمی‌دانید. مثل ماهی در آب هستید. نمی‌فهمید چه نعمتی دارید.» راست می‌گفت.

در هامبورگ استاد دانشگاهی در حاشیه‌ی نشستی علمی به من گفت: «گمان نكنید ایران را كار و تدبیر شماها حفظ كرده است؛ وجود این مرد را كه سكاندار كشتی انقلاب شماست و هوشمندانه این كشتی را در اقیانوس‌های پرتلاطم هدایت می‌كند، دست كم نگیرید!»
در آكرا، پایتخت غنا، عالمی دینی می‌گفت: «اگر ما مثل این مرد را داشتیم، كارهایی می‌كردیم كارستان!»


 

نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه شانزدهم شهریور 1389 ساعت 19:16.خاطرات - لينک ثابت


آيت الله عظمي خامنه اي در نگاه علما و بزرگان

 

امام خميني دانلود کليپ صوتي مستقيم يا غير مستقيم (حجم 226 کيلوبايت)

 آيت الله بهجت دانلود کليپ تصويري مستقيم يا غيرمستقيم (حجم 3,4 مگابايت)


آيت الله سيستاني دانلود کليپ تصويري مستقيم يا غيرمستقيم (حجم  919 کيلوبايت)


 آيت الله تبريزي و وحيد خراساني دانلود کليپ تصويري مستقيم يا غيرمستقيم (حجم 2،7 مگابايت)

علامه حسن زاده آملي دانلود کليپ صوتي مستقيم يا غيرمستقيم (2،2 مگابايت)


 آيت الله خزعلي دانلود کليپ تصويري (9.2 مگا بايت)


حجه الاسلام فاطمي نيا دانلود کليپ صوتي مستقيم يا غير مستقيم (678 کيلوبايت)


شهيد برونسي دانلود کليپ صوتي مستقيم يا غير مستقيم(1،3 مگابايت)


شهيد ماموستا شيخ الاسلام دانلود کليپ تصويري مستقيم (حجم 771 کيلوبايت)

آيت الله فاکر  دانلود کليپ تصويري مستقيم يا غيرمستقيم (حجم 1،07 مگابايت)


حجه الاسلام دارستاني دانلود کليپ نصويري (2.22 مگابايت)

                     

آيت الله بهاءالديني (قدس سره):

بعد از امام خميني قدس سره اگر بشود به كسي اعتماد كرد به اين سيد است.
حضرت آيت الله خامنه اي ذخيره الهي مي باشد. مخالفت با ولايت فقيه كار ساده اي نيست، هنگامي كه ميرزاي شيرازي بزرگ مبارزه با دولت انگليس را آغاز كرد يك روحاني با او مخالفت نمود، ميرزا او را نفرين كرد و نفرين، باعث محروميت او از سلك روحانيت گرديده و پسرش جوانمرگ شد. (1)

آيت الله فاضل لنكراني (قدس سره):

تصريح امام عظيم الشأن (رحمة الله) در موارد متعدده به صلاحيت و شايستگي رهبري حضرت آيت الله خامنه اي، دليل عمده بر مقام اجتهاد معظم له مي باشد. (۲)

آيت الله علي مشكيني (قدس سره):

بر همه مسلمين جهان واجب موكد شرعي و عقلي است كه حضرت مستطاب آيت الله خامنه اي را به فقاهت و ولايت امر مسلمين بشناسند كه واجد مقام فقاهت، اجتهاد و حائز ساير شرايط ولايت است. (۳)

آيت الله العظمي اراكي (قدس سره):

ملت ايران قدر اين نعمت الهي را مي دانند و اكنون از وارث امام خميني قدس سره تبعيت مي كنند. انتصاب شايسته حضرتعالي به مقام رهبري، مايه دلگرمي است. (۴)

آيت الله العظمي بهجت (قدس سره):

خواب ديدم در مجلسي حضرت امام زمان (عج) با علماء برجسته حضور داشتند كه شما (رهبر انقلاب) وارد شديد، حضرت برخاستند و شما را به كنار خود دعوت كرده، شما نشستيد. (۵)

حجة الاسلام سيد حسن نصرالله:

ولايت فقيه از عقيده ديني ما است و در قانون اساسي لبنان بي احترامي به موضوع ولايت فقيه توهين به اعتقادات ماست و اين را اجازه نخواهيم داد. (۶)

آيت الله حسين نوري همداني:

مقام معظم رهبري داراي مديريت، شجاعت و بصيرت به اوضاع جهان و مسلمانان را دارند. (۷)

آيت الله محمدتقي مصباح:

من درباره وي‍‍ژگي هايي كه خداوند متعال به ايشان عطاء فرموده نمي توانم صحبت كنم، ولي در چند جمله كوتاه فقاهت توأم با تقوي، تيزهوشي با سعه صدر، مديريت توأم با تعبد، احتياط توأم با شجاعت و شهامت، روح عبادت، اخلاق و اعتماد به نفس توأم با توسل به حضرت ولي عصر (عج) در ايشان جمع شده است. (۸)

آيت الله سيد عباس خاتم يزدي (عضوشوراي استفتائات امام خميني و آيت الله العظمي اراكي):

 نايب بزرگ حضرت امام حجت (عج) و زعيم و علامه مجاهد فقه آيت الله العظمي خامنه اي داراي ابعاد فكري هستند. (۹)

آيت الله هادي روحاني:

مرجع بايد كسي باشد كه به مكان و زمان مسلط باشد و ما كسي را غير از حضرت آيت الله خامنه اي كه "جامع" است به اين "جامعيت" نمي يابيم . (۱۰)

آيت الله موسوي همداني:

خصائص، امتيازات و مرجحاتي در وجود آن شخصيت بزرگ، متبلور است. (۱۱)

آيت الله ابوالفضل خوانساري:

نظريه اينجانب اين بوده كه خضرت آيت الله خامنه اي رساله بنويسند. اگر مصلحت بدانند هفته اي سه روزي به قم مشرف شده و براي طلاب درس را شروع بفرمايند و زمام حوزه علميه را در دست گيرند. (۱۲)

آيت الله مهدوي كني:

تعيين آيت الله خامنه اي الهامي بود از الهامات الهي و رحمتي بود از طرف خداوند كه ايشان مجتهدي عادل و از ياران صديق امام خميني است (۱۳)

يادگار امام خميني مرحوم آقاي سيد احمد خميني قدس سره:

- اطاعت از خامنه اي، اطاعت از امام است.

- هركس بگويد كه اطاعت از امام غير از اطاعت از حضرت آيت الله خامنه اي است، در خط آمريكاست.

- امروز هم ما رهبرداريم. ولايت فرقي نمي كند امام عليه السلام يا رسول صلي الله عليه و آله ولايت امروز درست مثل زمان امام خميني است.ببينيم رهبري چه مي گويد.

- ما سرباز تحت امر رهبر معظم انقلاب هستيم و بر ما واجب است كه از فرمانده خود اطاعت كنيم. (۱۴)

فرمايشات امام خميني قدس سره در موارد متعدد:

- اينجانب از سالها قبل از انقلاب با جنابعالي ارتباط نزديك داشته ام و بحمدالله همان ارتباط تا كنون باقي است. جنابعالي را يكي از بازوهاي تواناي جمهوري اسلامي مي دانم و شما را چون برادري كه آشناي به مسائل فقهي و متعهد به آن هستيد و از مباني فقهي مربوط به ولايت مطلقه فقيه جدا جانب داري مي كنيد، مي دانم و در بين دوستان و متعهدان به اسلام و مباني اسلامي از جمله افراد نادري هستيد كه چون خورشيد روشني مي دهيد. (۱۵)

- اينان به كسي سوء قصد كردند كه آواي دعوت او به صلاح و سداد در گوش مسلمين جهان طنين انداز است.

- خداوند متعال بر ما منت نهاد كه افكار عمومي را براي انتخاب رئيس جمهوري متعهد، مبارز در خط مستقيم اسلام و عالم به دين و سياست هدايت فرمود.

- من به شما خامنه اي عزيز تبريك مي گويم كه در جبهه هاي نبرد با لباس سربازي و در پشت جبهه ها با لباس روحاني به ملت مظلوم خدمت نموده از خداوند سلامتي شما را براي ادامه خدمت به اسلام و مسلمين خواستارم.

- شما سربازي فداكار در جبهه جنگ، معلمي در محراب، خطيبي توانا در جمعه و جماعات و راهنمايي دلسوز در صحنه انقلاب هستيد.

- من آقاي خامنه اي را بزرگش كردم. (۱۶)

- اينجانب با اطلاع از مقام و مرتبت متفكر و دانشمند محترم جناب آقاي سيد علي خامنه اي (أيده الله تعالي) رأي ملت را تنفيذ نمودم. (۱۷)

- شما از سلاله رسول اكرم صلي الله عليه و آله و خاندان حسين ابن علي عليه السلام هستيد و جرمي جز خدمت به اسلام و كشور اسلامي نداريد. (۱۸)


پي نوشت ها:

۱- آيت بصيرت، ص 131

۲- مرجعيت، سازمان تبليغات اسلامي.

۳- همان.

۴- جرعه نوش كوثر، مؤسسه قدر و ولايت، ص 275.

۵- نشريه ماه تمام، پناهيان.

۶- كيهان، ش 19390، 30/3/1388.

۷- پرتوي از خورشيد، شيرازي، علي، ص 33.

۸- كيهان، ش 19390، 30/3/1388

۹ - مرجعيت، ص 18.

۱۰- همان، ص 29

۱۱ - همان، ص 19.

۱۲- همان، ص 58.

۱۳ - جرعه نوش كوثر، قدر ولايت، ص 277.

۱۴ - ديدگاه ها، معاونت پژوهشي مؤسسه تنظيم و نشر آثار امام خميني، صص 52 و 62، چاپ نشر سوره چاپ اول.

۱۵- صحيفه نور، جلد 20، صص 14، 173، 179.

۱۶ - صحيفه نور، ج 51، ص 139.

۱۷- حكم تنفيذ رياست جمهوري 17 مهر 1360.

۱۸- همان

برگرفته از كتاب اهميت ، جايگاه و مفهوم ولايت فقيه/علي رفيعي


خاطرات محافظ ايشان آقاي شابسندي را هم از اين لينک مي توانيد دانلود


 

نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه نهم خرداد 1389 ساعت 10:48.فیلم - لينک ثابت


مقام علمی حضرت ایت الله خامنه ای

ناگفته هایی از مقام علمی رهبر 

آيت‌الله صدوقي گفت اين آقاي سيد علي خيلي مشت‌شان پُر است

به گزارش حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، حجت‌الاسلام و‌المسلمين راشد يزدي استاد حوزه و دانشگاه در همايش "در سايه سار آفتاب " كه با موضوع تبيين شخصيت مقام معظم رهبري در هشتمين دوره اردوي آموزشي تشكيلاتي جهاد اكبر اتحاديه انجمن‌هاي اسلامي دانشجويان مستقل در مشهد مقدس برگزار شد، به بيان خاطراتي از مقام معظم رهبري پرداخت كه بخشي از اين خاطرات به شرح ذيل است:

* در سال 56 به اتفاق آقاي صدوقي و تعدادي از آقايان ديگر، تصميم گرفتيم برويم به افرادي كه در تبعيد هستند، سري بزنيم. چون مقام معظم رهبري به ايرانشهر تبعيد شده بودند، خدمت ايشان رسيديم.

به امامت آقاي صدوقي نماز مغرب و عشا را خوانديم. من شنيده بودم كه در سمت ايرانشهر، كفش‌هاي خوبي توليد مي‌شود، لذا تصميم گرفتم به بازار بروم و يك جفت كفش بخرم. كارم يك الي دو ساعت طول كشيد. به خانه آقاي خامنه‌اي تلفن زدم كه ديگر آقاي صدوقي و آقاي خامنه‌اي براي صرف غذا منتظر من نباشند و شام را ميل كنند. وقتي برگشتم ديدم اين دو بزرگوار هنوز مشغول بحث هستند. من وارد كه شدم، آقاي صدوقي به من گفت: "ماشاالله، ماشاالله اين آقاي سيد‌علي آقا خيلي مُشت‌شان پر است. "

صبح روز بعد رفتيم چابهار براي زيارت آقاي مكارم؛ در اين فاصله، اسم آقاي خامنه‌اي از دهان آقاي صدوقي نيفتاد؛ از بس مجذوب ايشان شده بود.

بعد از زيارت آقاي مكارم، گفتم كنار دريا برويم تا مدتي استراحت كنيم. ايشان گفت من مي‌خواهم برگردم پيش آقاي خامنه‌اي و بعد حدود دو ساعتي با هم بحث كردند. از لحاظ علمي آقاي خامنه اي، مورد تائيد صد در صد آقاي صدوقي بود.

 

* در زمان انقلاب، بين حزب جمهوري اسلامي و امام جمعه بندر عباس اختلافي در گرفت. آقاي صدوقي به من گفتند تا درباره اختلاف آنها، گزارشي بياورم. بعد از تهيه و دادن گزارش آن به آقاي صدوقي، ايشان پرسيدند: كي به تهران مي‌روي؟ گفتم فردا. ايشان پاكتي را به من دادند. پشت پاكت نوشته بود: "تقديم به محضر مبارك آيت‌الله‌ العظمي آقاي خامنه‌اي "

پسر آقاي صدوقي اعتراض كردند كه آيا ايشان به مقام آيت‌اللهي رسيده‌اند؟

آقاي صدوقي از بالاي عينك به پسرش نگاه كرد و گفت: "بله كه آيت‌الله‌ هستند. "

* چهارشنبه شب‌ها، آقا جلسه‌اي دارند كه ده تن از علما جمع مي‌شوند. آقايان احمدي گيلاني، خزعلي، بهجتي، امامي‌كاشاني، مومني، شيخ محمد‌ يزدي، سيد‌جعفر كریمی، آقاي شاهرودي و آملي لاريجاني حضور دارند.

گاهي هم ما آنجا مي‌رويم.

 

* من از افتخاراتم اين است كه هشت ماه در جايي كه آقا تبعيد بودند، به آنجا تبعيد شدم. در آنجا ايشان به من درس مي‌داد. يكبار به اتفاق ايشان مشغول بحث بوديم كه دو نفر عالم در زدند و خواستند وارد شوند. قرار شد به مدت 20 دقيقه، آقا اين بحث را تمام كند و بعد با آن بزرگوران سخن بگويد. در اين مدت آن دو بزرگوار مبهوت استدلالات ايشان شند و بعد چندين مرتبه تقدير كردند.

* زماني كه با مقام معظم رهبري در تبعيد بوديم براي ايشان هديه مي‌آوردند و آقا نمي‌پذيرفتند. يكبار به ايشان گفتم با اين نپذيرفتن‌ها باعث مي‌شويد كه ما هم به خاطر شما بسوزيم.

در قبل از تبعيد اين گونه بودند، الان هم همين گونه‌اند.ايشان از سهم امام، خمس و ... استفاده نمي‌كنند. تمام ما‌يملك اين مرد يك خانه گلي در مشهد بود و بعد آن را فروخت و با كمي قرض خانه‌اي در خيابان ايران خريد. پاسداراني كه خانه ندارند، براي مدتي در آن زندگي مي‌كنند.

* يكبار به ايشان گفتم نرفته‌ايد ديدن خانواده شهدا؟ ايشان گفتند: "چند وقت پيش ديدن يكي از خانواده‌هاي شهدا در شهرري رفتم. پدر شهيد بعد از خوش‌آمد‌ گويي به من گفت: خواهشي دارم كه نبايد نه بگوييد. گفتم: هر كاري از دستم بر آيد انجام مي‌دهم. گفت: من دو پسر دارم كه آنها خانه ندارند كاري كنيد كه آنها صاحب خانه شوند.

گفتم: من چهار تا پسر دارم، هر چهارتاي آنها در خانه‌اي اجاره‌اي زندگي مي‌كنند. بعد كه از خانه‌شان بيرون آمدم، گفتم پرس و جو كنند كه آيا مي‌توانند كرايه و اجاره بدهند، كه به من خبر دادند آنها سوپر ماركت دارند و مي‌توانند اجاره دهند. "

* تمام چيزهايي كه به مقام معظم رهبري هديه داده‌اند، ايشان به موزه حضرت رضا (ع) تقديم كرده‌اند. هيچ چيزي براي خودشان نگه نمي‌دارند.

چندي قبل به همراه يكي از فرزندان آقا به مراسمي در كيش دعوت شديم. در برگشت چند دست سرويس كامل ظروف به ما هديه دادند. بعد از چند روز وقتي به ديدن آقا رفتم ايشان در مورد هديه گفتند: "نه به درد ما مي‌خورد نه به درد مهمان‌هاي ما " و بعد قرار شد آن را بفروشند و پولش را به فقيران بدهند.

* يكبار در مراسمي چند خانواده، به محضر رهبري آمده بودند و با ايشان ديدار داشتند و ما هم حضور داشتيم. حاج ناصر، چايي براي مهمانان آورد. به من كه رسيد، گفتم قند برايم ضرر دارد، اگر امكان دارد خرما بياور. او در نعلبكي خرما گذاشت و برايم آورد. وقتي خرما را به پسر آقا تعارف كردم، پسر حضرت آقا گفتند: من خرما نمي‌خورم؛ خرما براي مهمان آقا است. معلوم نيست جايز باشد من هم از آنها بخورم.

* يكبار خانم آقا به كربلا رفته بود، دختران من وقتي به حضور ايشان رسيدند، خانم آقا گفته بود: من از سن سيزده سالگي خرج سفر كربلا را كنار گذاشتم تا اينكه حالا توانستم يكبار كربلا بروم.

* آقاي رفيق‌دوست در كنار مصلي يك عمارتي به عنوان مقر رهبري ساخت، آقا از آنجا بازديد كردند ولي نرفتند.

يكي از آنها به من گفت: به آقا بگو هواي آنجا بهتره و چند دليل ديگر. وقتي من به حضرت آقا گفتم، آقا فرمود: من يازده سال است اينجا هستم و در اين مدت اصلاً احساس هواي بد نكردم، من با بقيه مردم هيچ تفاوتي ندارم من هم مثل بقيه.


 

نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه دوم اسفند 1388 ساعت 9:56.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


نظرات مراجع و مجتهدين بنام حوزه علميه قم، در خصوص اجتهاد مطلق و صلاحيت حضرت آيت الله خامنه اي


در زير به نظرات برخي از مراجع و مجتهدين بنام حوزه علميه قم، در خصوص اجتهاد مطلق و صلاحيت حضرت آيت الله خامنه اي براي تصدي امر مرجعيت اشاره مي كنيم و به دليل اجتناب از تطويل از ذكر بسياري ديگر صرفنظر مي نماييم.

نظر حضرت آيت الله حاج شيخ حسين راستي كاشاني

آیت الله راستی کاشانی

عضو جامعه مدرسين، مجلس خبرگان و شوراي استفتائات حضرت امام خميني (قدس سره) در پاسخ به پرسش جمعي از طلاب و امت مؤمن در خصوص جواز يا عدم جواز تقليد از حضرت آيت الله خامنه اي «بسمه تعالي بعدالحمد و الصلوه و عرض تسليت به پيشگاه حضرت بقيه الله الاعظم امام زمان (ارواحنا فداه) و مقام معظم رهبري (دام ظله العالي)، در جواب سؤال مذكور عرض مي شود وجوب پيروي و اطاعت از ولي امر مسلمين حضرت آيت الله خامنه اي در احكام مربوطه به جامعه اسلامي (فقه حكومتي) بر كسي پوشيده نيست و اما در احكام شخصي (اگر چه همانگونه كه ايشان در پيام تسليتشان فرمودند در حوزه علميه قم مجتهديني كه جامع شرايط تقليد باشند وجود دارد) ولي در شرايط موجود كه تشخيص اعلم ولو احتمالاً متعذر يا متعسر است، تقليد معظم له كه يگانه حافظ و نگهبان مصالح اسلام و مسلمين اند، مجزي و مبري ذمه، بلكه با توجه به توطئه هاي دشمنان اسلام و خوف تفرقه در صفوف مؤمنين، اولي مي باشد. مسلمين جهان بايد وحدت كلمه را كه عطيه اي الهي است حفظ نموده و همواره مضمون كلام خداوند متعال در دو آيه شريفه: «واعتصمو ب حبل الله جميعاً و لا تف رقوا» و «و لا تنازعوا فتفشلوا و تذهب ر يحكم» را نصب العين قرار داده و با عمل به آن، عزت و عظمت و استقلال اسلام را در جميع جهات، تضمين نمايند. ولله الحمد حسين راستي كاشاني 10/9/1373 مطابق 27 جمادي الثاني 1415»

نظر حضرت آيت الله حاج سيدجعفر كريمي،


 


 

 

 

 

 عضو جامعه مدرسين و شوراي استفتائات حضرت امام خميني (ره )

 و آيت الله العظمي اراكي(ره)

 «بسمه تعالي ضمن تقديم سلام وتحيات به محضر مقدس

  حضرت بقيه الله (ارواحنا لتراب مقدمه الفدأ) و عرض

  تسليت به پيشگاه مبارك آن حضرت و محضر مقام معظم

 رهبري حضرت آيت الله خامنه اي (دامت بركاته) به

 مناسبت ارتحال شيخ الفقهأ آيت الله العظمي الشيخ محمدعلي الاراكي (تغمده الله سبحانه بغفرانه)، بدين وسيله اعلام مي دارم با توجه به شرايط اهليت نيابت از وجود مقدس حضرت بقيه الله (ارواح العالمين لتراب مقدمه الفدأ) در امور فقهي و ديني و اجتماعي و سياسي امت اسلامي در زمان غيبت صاحب الامر (سلام الله عليه و علي آبائه المعصومين)، اينجانب تقليد فقيه الامه الاسلاميه، رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت مستطاب آيت الله خامنه اي (دامت بركاته) را بي اشكال و بلامانع و مجزي و مبري ذمه مي دانم. والسلام علي عبادالله الصالحين تاريخ 26 جمادي الثانيه سنه 1415 سيدجعفر كريمي 9/9/1373»

 نظر حضرت آيت الله حاج شيخ مرتضي بني فضل(ره)

مدرس حوزه علميه قم و عضو مجلس خبرگان رهبري

 

 «بسمه تعالي با عرض تسليت به محضر مقدس حضرت بقيه الله الاعظم (ارواحنا لمقدمه الفدأ) به مناسبت سالگرد مرجع عاليقدر حضرت آيت الله العظمي گلپايگاني و رحلت مرجع عظيم الشأن حضرت آيت الله العظمي اراكي (قدس سرهما) از آنجا كه در روز رحلت مرحوم امام (قدس سره) بيش از هفتاد نفر از علماي بزرگ و معروف سرتاسر ايران مخصوصاً از حوزه علميه قم كه كثيري از آنان مجتهد مسلم و عادل هستند (خبرگان محترم دوره اول مجلس خبرگان)، رهبر معظم انقلاب اسلامي، حضرت آيت الله خامنه اي (مد ظله العالي) را واجد صلاحيت براي افتأ در ابواب مختلف فقه تشخيص داده و به دنيا معرفي نموده اند. لذا تقليد از ايشان جائز و موجب تقويت نظام جمهوري اسلامي و يأس دشمنان اسلام است. خداوند سبحان به همه علما توفيق خدمت به اسلام و مسلمين مرحمت فرمايد. مرتضي بني فضل، 26 جمادي الثاني 1415»

 نظر حضرت آيت الله حاج شيخ احمد جنتي،

عضو جامعه مدرسين، شوراي نگهبان و مجلس خبرگان رهبري

«بسمه تعالي تقليد از مقام معظم رهبري بلا اشكال و موجب تقويت اسلام و انقلاب و قطع اميد دشمناني است كه مي خواستند از طريق دخالت در اين امر حياتي، نظام جمهوري اسلامي را تضعيف نمايند. موفق باشيد. احمد جنتي 15/9/1373»

نظر حضرت آيت الله حاج شيخ محمدابراهيم جناتي

 از مدرسين بنام حوزه علميه قم

«بسمه تعالي شأنه با در نظر گرفتن مجموع شرايط و ويژگي هايي كه بايد امروز مرجع در نظام اسلام دارا باشد، من فقيه مجاهد حضرت آيت الله خامنه اي (دام ظله الوارف) را براي تصدي مقام مرجعيت اصلح مي دانم. محمدابراهيم جناتي، 9/9/1373»

نظر حضرت آيت الله حاج شيخ ابوالفضل خوانساري

 عضو مجلس خبرگان رهبري و مدرس حوزه علميه قم

 «بسمه تعالي نظريه اينجانب از مدتي قبل اين بوده كه حضرت آيت الله خامنه اي زمام حوزه علميه را در دست بگيرند و رساله بنويسند و اگر مصلحت بدانند در هفته سه روز قم مشرف بشوند و درس شروع بفرمايند تا طلاب، از افادات ايشان بهره مند شوند. السلام عليه و علي جميع عبادالله الصالحين ابولفضل النجفي الخوانساري، 30/ج2/1415»

نظر حضرت آيت الله شيخ علي مشكيني( ره)

 عضو جامعه مدرسين و رئيس مجلس خبرگان رهبري

«بسم الله الرحمن الرحيم بعد الحمدالله و الصلاه و السلام علي رسوله و آله توضيح اينكه حضرت مستطاب آيت الله حاج سيدعلي خامنه اي (مد ظله العالي) واجد مقام فقاهت و اجتهاد و قدرت استنباط احكام شرعيه كه تصدي مقام معظم رهبري بدان نيازمند است، مي باشند. چنانچه معظم له حائز ساير شرايط ولايت امت و رهبري جامعه مسلمين نيز بنحو اوفي مي باشند و اين امر را خبرگان محترم رهبري از روي درايت و اطلاع خود و استفاده از بيانات و تأييدات رهبر عظيم الشأن راحل امام خميني قدس الله سره در مواقع متعدده، تأييد و تصويب نموده اند و لذا براي همه مسلمين جهان اعم از سني و شيعه و بويژه روحانيت محترم و علمأ عظام، فرقين ايدهم الله تعالي، و بر همه كسانيكه علاقه به دوام انقلاب اسلامي ايران و نفوذ و گسترش اسلام در جهان دارند و طالب امتثال اقيموا الدين و لا تتفرقوا هستند و ميل به تحقق ليظهره علي الدين كله دارند واجد مؤكد شرعي و عقلي است معظم له را به فقاهت و ولايت امر مسلمين بشناسند و بپذيرند. توفيق همه پيروان قرآن مجيد و مصلين الي القبله را از حضرت حق جل و علا خواستارم. والسلام علينا و علي عبادالله الصالحين - 15/5/1369 علي مشكيني، 14/1/1411»

نظر حضرت آيت الله حاج شيخ محمدفاضل لنكراني(ره)

 

 از مراجع تقليد

 «بسمه تعالي در مورد مقام معظم رهبري آيت الله خامنه

اي دامت بركاته ا شعار مي دارد كه مقام شامخ علمي و

اجتهاد و فقاهت معظم له جاي هيچگونه ترديد نيست.

اينجانب با توجه به سابقه آشنايي ديرين با ايشان و اطلاع از

 مراتب تحصيلي، اذعان به اجتهاد بنحو اطلاق وي دارم.

 

علاوه بر اشاره و بلكه تصريح امام عظيم الشأن قدس سره الشريف در موارد متعدد

به صلاحيت و شايستگي رهبري ايشان دليل عمده بر مقام اجتهاد معظم له مي

باشد. قم، حوزه علميه، محمدفاضل 7 محرم الحرام 1411 ه- ق» نظر حضرت آيت الله

شيخ يوسف صانعي از مراجع تقليد «بسمه تعالي اجتهاد حضرت آيت الله خامنه اي

مدظله العالي ثبوتاً و اثباتاً نياز به نظر دادن نداشته و ندارد و نه تنها مجتهد مسلم مي باشد، بلكه فقيه جامع الشرايط واجب الاتباع است. اميد آنكه سايه اش بر سر مسلمين مستدام. يوسف صانعي، 4 صفر 1411»

نظر حضرت آيت الله شيخ عبدالله جوادي آملي

 عضو سابق خبرگان رهبري و از استوانه هاي حوزه علميه قم

«بسمه تعالي شانه العزيز اجتهاد و عدالت آيت الله جناب آقاي سيدعلي خامنه اي دامت بركاته مورد تأييد مي باشد. لازم است امت اسلامي ايدهم الله در تقويت رهبري معظم له در بذل نفس و نفيس، در هيچگونه نثار و ايثار دريغ نفرمايند. لتكون كلمه الله هي العلياءو السلام علي من اتبع الهدي. جوادي آملي، 30 ذيحجه الحرام 1410 ه- ق»

نظر حضرت آيت الله شيخ محمد مؤمن

 عضو مجلس خبرگان رهبري

 «بسمه تعالي هنگام رأي گيري در مجلس خبرگان براي رهبري آيت الله خامنه اي دامت بركاته اجتهاد معظم له با قيام بينه شرعيه نزد اين جانب ثابت بود ولي بعداً بواسطه حضور در جلسات مباحثه فقهي شخصاً به اجتهاد ايشان پي بردم و اكنون شهادت مي دهم كه معظم له مجتهدي عادل و جامعه الشرايط مي باشد. محمد مؤمن، 12 محرم الحرام 1411 ه- ق» .652

روزنامه جمهوري اسلامي، 27 آبان .1376

http://www.magiran.com


 

نوشته شده توسط عاشق در شنبه بیست و چهارم بهمن 1388 ساعت 10:15.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


بهتر از حضرت آيت الله خامنه‌اي در رهبري نداريم

استاد سيد مرتضي خاتمي:
بهتر از حضرت آيت الله خامنه‌اي در رهبري نداريم

 استاد سيد مرتضي خاتمي گفت: بنده 60 سال است كه غرق در طلبگي، حوزه، فقه، اجتهاد و مرجعيت هستم و به حضرت عباس شهادت مي‌دهم كه پس از حضرت امام خميني (ره) بهتر از حضرت آيت الله خامنه‌اي براي رهبري نداريم.

 استاد سيد مرتضي خاتمي در جمع عزاداران هيات محبان الزهرا (س) در خصوص آشوب هاي كف خيابان افزود: قضايا در مشكلات اجتماعي و حوادث اخير كه دشمنان براي ايران درست كرده‌اند، بسيار واضح است. كساني كه در خيابان شرارت مي‌كنند از بي‌بي‌سي و ساير دشمنان خط مي‌گيرند. اين كاملا واضح است. 
وي يادآور شد: دشمنان ما به قدري احمق هستند كه رهبري آنها دست دشمن و يهودي‌ها افتاده است. آيا اين موضوع پوشيده‌اي است؟ 
اين فقيه اهل بيت تاكيد كرد: با اين وضعيت آيا حرف پوشيده‌اي مانده كه ما ندانيم. آيا با اين فهم و درك‌ها كفايت نمي‌كند كه چه دارد مي‌گذرد؟ 
استاد خاتمي اظهار داشت: حالا آمده‌اند به حضرت آيت الله خامنه‌اي چه مي‌كنند؟! شما اين اهانت‌ها را تعجب‌برانگيز ندانيد. در دنياي آن زمان به شخص امام حسين هم پيله مي‌كردند و مي‌گفتند او گمراه است! و بعد همان ها او را شهيد كردند. البته امثال حبيب بن مظاهرها در كنار امام حسين (ع) بودند و از ايشان حمايت مي‌كردند. حمايتي كه تمام عيار و به نرخ كشته شدن بود. 
وي يادآور شد: حبيب بن مظاهر و امثال او كه با تمام وجود از امام حسين (ع) حمايت كردند، اهل قرآن بودند. كساني كه نيامدند كاري با قرآن نداشتند. 
وي تاكيد كرد: اين دشمن است كه براي خودش صغرا و كبرا درست مي‌كند. آيا از عظمت امام حسين (ع)‌مطلب پوشيده‌اي وجود دارد يا از عظمت رهبري حضرت آيت الله خامنه‌اي مطلب پوشيده‌اي وجود دارد. به حضرت عباس بعد از مرحوم حضرت امام خميني، بهتر از ايشان در رهبري داريم؟ 
استاد سيد مرتضي خاتمي تاكيد كرد: امام خميني (ره) شخصيت با عظمت و جاودانه تاريخ است. بسياري از شخصيت‌ها به دنيا مي‌آيند و از دنيا مي‌روند و در تاريخ جاودانه باقي مي‌مانند. حتي دشمنان هم به تعريف چنين شخصيت‌هايي مي‌ پردازند درباره امام علي (ع) دشمنان هم به تعريف و تمجيد مي‌نشينند. جرج زيدان مسيحي براي آن امام چندين جلد كتاب مي‌نويسند. دشمنان درباره امام حسين هم به تعريف نشسته‌اند. مرحوم امام خميني (ره) هم از اين دسته شخصيت‌ها بودند. 
وي افزود: 1400 سال است كه در تاريخ و دنيا و بشريت نظام شاهي در ايران حاكم بود. حضرت امام خميني (ره) شاه را از ايران بيرون كرد و به نظام شاهنشاهي در ايران پايان داد. 
استاد سيد مرتضي خاتمي اظهار داشت: بعد از حضرت امام خميني (ره) آيت الله خامنه‌اي بهترين شاگرد ايشان در رهبري است. حضرت عباسي و انصافا آيا ايشان نقصي دارند؟ آيا واقعا در ايران بهتر از حضرت آيت الله خامنه‌اي براي رهبري كسي را داريم؟ 
وي اظهار داشت: من متولد سال 1322 هجري شمسي هستم. 66 سال سن دارم و 60 سال است كه طلبه هستم. برخي از جلساتي كه هم اكنون دارم نزديك به 30 تا 46 سال است كه برگزار مي‌شود. غرق در آخوند، حوزه، طلبه، مرجعيت، فقه و اجتهاد هستم. 30 سال است كه رساله مي‌نويسم. آيا حضرت عباسي بهتر از ايشان براي رهبري داريم؟ 
 آيا همرديف حضرت آيت الله خامنه‌اي در علم، كمال و اجتهاد كسي را داريم؟ ايشان در دوره رهبري‌شان كشور را با اين همه مشكلات عظيم كه دشمن ايجاد كرده، اداره كرده‌اند. 
وي افزود: جملاتي كه درباره ايشان گفته شده از روي بي‌انصافي است. همين بي‌انصافي‌ها را با امام حسين (عليه السلام) هم داشتند. البته خداوند حامي است، حفظ كرده و مي‌كند. دشمان ان شاء الله نابود خواهند شد. دشمنان با اين اقدامات گور خود را مي‌كنند كه قبلا هم كنده‌اند. 
وي گفت: در حوادث اخير مطلب پوشيده‌اي هست كه كسي نداند؟ چه كسي مي‌خواهد بيايد كه واقعا و انصافا بهتر از ايشان (حضرت آيت الله خامنه‌اي) باشد؟ چرا دشمن طمع مي‌كند. بني‌اميه هم طمع كردند. ديديد كه با حسين بن علي آنجور برخورد كردند. ولي آنها كه اهل قرآن بودند به حمايت او برخاستند. 
قرآن كتاب خدا را رها نكنيم. كتاب خدا را رها كنيم، گمراهي‌ها زياد مي‌شود. پيامبر اسلام (ص) در اين كتاب خبرها را داده است. 
وي اظهار داشت: انگلستان از حدود 70 سال قبل گفته است تا قرآن در ميان مسلمانان است ما نمي‌توانيم بر‌ آنها پيروز شويم. من اين را بارها و مكرر از منابر شنيده‌ام و در جايي هم خوانده‌ام. انگلستان از 70 سال قبل براي مسلمانان و شيعيان نقشه مي‌كشيدند كه چگونه قرآن را استماع كنيم و چه كنيم. رئيس انگليسي‌ها در جلسه‌اي كتاب قرآن را برده و گفته بود تا اين كتاب در ميان مسلمانان است، ما نمي‌توانيم پيروز شويم. انگليسي‌ها در جلسات خصوصي و داخلي خود اين حرف را زده‌اند و در آنجا نمي‌خواستند خود را گول بزنند. 
استاد خاتمي گفت: هر كس قرآن را بخواند، اين كتاب او را هدايت و درست مي‌كند. انگليسي‌ها گفته بودند "قرآن را كه نمي‌توانيم از خانه‌ها جمع كنيم، درگيري درست مي‌شود، حواس مسلمانان به قرآن بيشتر جلب مي‌شود. ولي مي‌توانيم مردم را از اين كتاب دور كنيم. " 

منبع:

http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=8810060075


 

نوشته شده توسط عاشق در پنجشنبه دهم دی 1388 ساعت 18:32.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


مقام معظم رهبری از نگاه حضرت آیت الله بهاءالدینی

1391401681461201961081183617011417187144994.jpg (600×413)


ستاره درخشان معنویت و عرفان



مقام معظم رهبری، حضرت آیت اللّه خامنه ای در پیامی به مناسبت رحلت حضرت آیت اللّه بهاءالدینی،[1] این شخصیت بزرگ را چنین توصیف کردند: «این عالم بزرگ، از جمله نوادری بود که همواره در حوزه های علمیه هم چون ستاره درخشان معنویت و عرفان، راهنمای خواص و مایه دلگرمی و امید برجستگان اند. مقام رفیع اخلاقی و معنوی آن بزرگ مرد، موجب آن بود که هر کلمه و اشاره او، چون برقی در چشم ارادتمندانش بدرخشد و دریچه ای به عوالم معنا بگشاید... . این عالم کهنسال و مراد و مقبول فضلا و علما، عمر با برکت و پرفیض خود را در بهشتی از پارسایی و زندگی زاهدانه، در کنج محّقر خانه ای که ده ها سال شاهد غنای معنوی صاحبش بود، به سر آورد و بی اعتنایی حقیقی به زخارف ناپایدار دنیوی را که سیره همه صاحب دلان برجسته حوزه های علمیه است، درس ماندگار خود ساخت».

 

ذخیره الهی

یکی از نزدیکان حضرت آیت اللّه بهاءالدینی، نظر ایشان را درباره مقام معظم رهبری چنین بیان می کنند: از شخصیت آیت اللّه خامنه ای مدظلّه العالی آن هم در زمانی که رئیس جمهور بودند، خیلی تجلیل می کردند و می فرمودند: «ایشان شخص بزرگواری است». هم چنین در جای دیگر فرمودند: «با اخلاص بسیار و سوز فراوانی که حاج آقا روح اللّه [حضرت امام]، داشت برای بنده روشن بود که ائمّه علیه السلام پشتیبان او خواهند بود... . از همان زمان رهبری را در آقای خامنه ای می دیدم، چرا که ایشان ذخیره الهی بعد از امام بوده است».

درباره مقام معظم رهبری[2]

بعد از امام اگر بشود به کسی اعتماد کرد به این سید (آیة الله خامنه ای) است . . . ایشان از همه افراد به امام نزدیک تر است . . . کسی که ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است . . . ، باید به او کمک کرد که تنها نباشد .

 

این جملات بخش هایی از سخنان این اندیشمند ژرف اندیش و عالم گرانقدر است . عباراتی که از سال 1361 تا 1367 فرموده اند .

 

گاهی که صحبت از قائم مقامی برخی افراد بعد از امام می شد، ایشان لبخندی ملیح زده و با تامل اندیشمندانه ای می فرمود: «ما این طور نمی بینیم، چون خدا

 

نمی خواهد، هر چند بعضی تلاش می کنند . خیال می کنند می توانند برای شیعه از جانب خود رهبر و مرجع درست کنند .»

 

آن گاه این داستان را بیان می کردند که: «در زمان سید ابوالحسن اصفهانی برای مرجعیت بعد از ایشان، تبلیغ زیادی برای میرزا محمد حسین اصفهانی (کمپانی) کردند، ولی از آن جاکه خدا نمی خواست، میرزا محمد حسین اصفهانی پنج سال قبل از سید ابوالحسن اصفهانی رحلت کرد و سید ابوالحسن اصفهانی بر پیکرش نماز خواند .»

 

در سال 1365 که برخی از دوستان و علاقه مندان ایشان در خدمت آقا بودند، صحبت از رهبری بعد از حضرت امام - قدس سره به میان آمد فرمودند:

 

«البته هیچ کس حاج آقا روح الله نمی شود، ولی آقای خامنه ای از همه به امام نزدیک تر است . کسی که ما به او امیدواریم آقای خامنه ای است . شما از ما قبول نمی کنید و تعجب می کنید، ولی این دید ماست، نزد ما محرز است سید علی خامنه ای .»

 

زمان می گذشت و به مرور زمان سخنان گهربار و گلواژه های بینش آفرین این پیر روشن ضمیر، بیشتر و بهتر عملی می شد . تا این که رحلت حضرت امام - قدس سره و انتخاب حضرت آیة الله خامنه ای - مدظله العالی - پیش آمد . خدمت ایشان رسیدیم و به عنوان خبر جدیدی خدمتشان عرض کردیم . فرمودند:

 

«ما مدت ها پیش به این مطلب رسیده بودیم و باید به ایشان کمک کرد تا تنها نباشد .»



[1].پایگاه حوزه مجله گلبرگ شماره 52، مسافر آفاق(ارتحال عارف وارسته، آیت اللّه بهاءالدینی).

[2].پایگاه حوزه مجله پاسدار اسلام شماره 186، امام خمینی (ره)، از چشم بصیرت.


f_subat75Allam_3b20a9c.gif (500×143)



 

نوشته شده توسط عاشق در سه شنبه هشتم دی 1388 ساعت 10:50.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


اظهارات مرحوم دولابی درباره مقام معظم رهبری


 استاد علی اکبر پرورش، وزیر آموزش و پرورش در سال های ابتدایی انقلاب و از نیروهای نزدیک به امام و رهبری در جلسه ای خصوصی نکاتی جالب را درباره حضرت آیت الله خامنه ای متذکر شده است.  که بخش هایی از آن در ادامه می آید.

مرحوم حاج اسماعيل دولابي

 استاد پرورش در بخش هایی از اظهارات خود درباره شخصیت مقام معظم رهبری از قول یکی از عرفای صاحب نام معاصر یعنی مرحوم دولابی نقل می کند که: " گفت امام خمینی "رحمت الله" مظهر مهابت بود و رهبری (( آیت الله خامنه ای ))مظهر محبت. خداوند متعال به امام نعمت ها را یکجا داد و امام هم این نعمت ها را برای استقرار نظام جمهوری اسلامی مصرف کردند. ولی نعمت ها به حضرت آقا را خدا تدریجی به ایشان می دهد و در هر مرحله ای متناسب با شرایط، خدا نعمت هایی را به ایشان می دهد یعنی شرایط آن نعمت ها را خود آقا فراهم می کنند.

استاد علی اکبر پرورش درباره فضای بعد از انتخابات و جنجال های تبلیغاتی گفته است: بعد از مناظره ها شرایطی فراهم شد که خدا به رهبری لطف کرد و بحث هایی که از طریق خطبه ها مطرح کردند کاری بود که رهبری انجام دادند ولی در قسمتی که متوسل به حضرت ولی عصر (عج)شدند آن حضرت کار را حل کردند.


 

نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه ششم دی 1388 ساعت 21:31.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


استاد فاطمی نیا:هرکس با رهبر انقلاب مخالفت کند،خدا از او نمی‌گذرد

حجت الاسلام والمسلمین فاطمی نیا: اگر یقین نداشتم نمی‌گفتم، هرکس با رهبر انقلاب مخالفت کند،خدا از او نمی‌گذرد/این مرد بزرگ عزّ اسلام است

                                                                

                                       f4fr6b.jpg (213×319)                                      



احجت الاسلام و المسلمین فاطمی نیا از علما و خطبای سرشناس تهران، در پایان یکی از جلسات سخنرانی خود، مطالب مهمی را پیرامون شخصیت رهبر معظم انقلاب و تبعیت از ایشان مطرح نموده اند که نظر به اهمیت این اظهارات، متن کامل سخنان ایشان به همراه فایل صوتی آنرا در اختیار شما دوستان قرار خواهد گرفت

 

 

امشب در ختام اين مجلس برايتان مي‌گويم. بنده روي منبر امام حسين(علیه السلام) ، در خانه خدا، آن هم در مجلس حضرت زهرا(سلام الله علیها) اگر چيزي را يقين نكنم، نمي‌گويم. بدانيد و آگاه باشيد هركس كوچك‌ترين حرفی در تضعيف مقام رهبري بزند، هركس انديشه‌اي داشته باشد كه ضد مقام رهبري باشد، خدا او را نخواهد بخشيد. اين را يقين بدانيد.

قدردان رهبر باشيد؛ اگر افكار پاشيده‌اي، پوسيده‌اي به شما عرضه كردند، قبول نكنيد؛ اين مرد بزرگ عزّ اسلام است و هركس با اين مرد بزرگ، با مقام معظم رهبري مخالفت كند، خدا از او نمي‌گذرد، اگر يقين نداشتم نمي‌گفتم

خدايا تو شاهدي كه چيزي مي‌دانم و مي‌گويم، جواني باشد، پيري باشد، هركس باشد با يك مشت افكار پوسيده و پاشيده كه از صاحبان هواهاي فاسد، هواهاي نفساني گاهي عرضه مي‌شود، اگر كسي گوش به حرف كسي بدهد و خداي نكرده با اين مرد بزرگ كه امروز آبروي اسلام است، عزّ اسلام است، اين فرزند حضرت زهرا (سلام الله علیها) بخواهد مخالفت كند، عاقبت بخير نمي‌شود؛

حواستان باشد؛ يك چيزي مي‌دانم و مي‌گويم امروز از اوجب واجبات يكپارچگي و تأييد حضرت آيت‌الله خامنه‌اي است.
جوان‌ها يك وقت افكارتان را اينطرف و آنطرف نكنيد. فقط حواستان به رهبر باشد، گوشتان به رهبر باشد. فلان كسي همچنين چيزي گفت، فلان روزنامه همچنين چيزي نوشت، گوش ندهيد، گوشتان به رهبر باشد.

خدايا به حق زهراي مرضيه (سلام الله علیها) اين رهبر را حفظ كن. خدايا ما را قدردانش قرار بده.

اين را سربسته گفتم. گفت كه "العاقل یکفیه الاشاره" يك چيزي را مي‌دانم عرض مي‌كنم، مدعي علم غيب نيستم. هيچي نيستم. يك كودك نادانم، ولي بفضل‌الله و كرمه كه يك معيارهايي در دست دارم كه بر مبنای آن می‌دانم كسي مخالفت با اين مرد بكند و توبه هم نكند خدا او را نمي‌بخشد، مگر توبه كند.

يك عده با امام مخالفت كردند، امام را از دست دادند، هنوز دست بردار نيستند. مرحوم آيت‌الله العظمي آقاي اراكي، شيخ‌الفقهاست، وقتي مي‌رفت خدمت امام، دم در مي‌ايستاد مي‌گفت: "السلام عليك يابن‌ رسول‌الله بابي انت و امي" آنوقت وارد مي‌شد. يك عده با اين مرد مخالفت كردند، اين را خدا ازشان گرفت. بس نشد. حالا يادگار آن مرد اين بزرگوار است، ما ديگر چه داريم؟ امروز اين ايران پرچمدار اسلام است، امروز اين ايران مشعل دارد، مشعل ام‌القرا، رهبرش هم اين مرد بزرگ است. اگر بخواهد كسي با اين مرد مخالفت كند، با اسلام بازي كرده است و هركس با شئون اسلام، با كيان اسلام، با حيثيت مسلمين بازي كند، خدا او را نمي‌بخشد.

برای شنیدن این سخنان، کلیک کیند.


 


 

نوشته شده توسط عاشق در یکشنبه ششم دی 1388 ساعت 19:43.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت


رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد؛ او دلداری است كه دنيا شكارش نكرده

حضرت علامه حسن‌زاده آملی:
 
رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد؛ او دلداری است كه دنيا شكارش نكرده
 
 

حضرت علامه حسن زاده آملی از علمای برجسته وسرشناس حوزه علمیه قم که به جهت مراتب ویژه علمی و عرفانی از استوانه‌های حوزه‌های علمیه به شمار می روند، در انتهای یکی از جلسات سخنرانی خود، عبارات مهمی را در شأن رهبر معظم انقلاب بیان فرموده‌اند. نظر به اهمیت این سخنان، متن کامل سخنان معظم له پیرامون سجایای رهبر معظم انقلاب را به همراه فایل تصویری سخنان ایشان در اختیار کاربران خود قرار می‌دهد:

رهبر عظيم‌الشأن‌تان را دوست بداريد. عالمی، عادلی،‌ رهبری، مؤمني، ‌موحدي،‌ سيّاسي، دلداري، رهبري، انسان رباني، پاك،‌ منزه، كه دنيا شكارش نكرده من جايي [سراغ] ندارم که عرض کنم.

همان که عرض کردم:
نه شكوفه‌اي، نه برگي، نه ثمر، نه سايه دارم / همه حيرتم كه دهقان به چه كار كشت ما را

قدر اين نعمت عظمی را كه خدا به شما عطا فرمود، قدر اين رهبرِ وليّ وهمان عبارات كه سرور عزيزم جناب استاد حدادعادل، ارائه دادند؛ رهبري، وليی، الهي.

الآن اين انسجام ما، تكليف شرعي ماست. مبادا عزيزان! آقايان مبادا! (اين "مبادا" را توجه داشته باشيد)

مبادا آقايان! اول انقلاب يادتان هست چند فرقه برخاستند كه مي‌خواستند كشور را تجزيه كنند؟ حواستان جمع باشد، مبادا اين وحدت ما را! مبادا اين جمعيت ما را! مبادا اين كشور علوي را! مبادا اين نعمت ولايت را! از دست شما بگيرند.

خدايا به حق پيغمبر و آل پيغمبر سايه اين بزرگ‌مرد، اين رهبر اصيل اسلامي، حضرت آيت‌الله معظم خامنه‌اي عزيز را مستدام بدار.

و الهي آمين، الهي آمين، الهي آمين. بعدد كلماتت آمين.

+فایل تصویری

تقدیم نامه علامه حسن زاده آملی به مقام معظم رهبری که در ابتدای کتاب " انسان و عرفان "

همچنین حضرت علامه حسن زاده آملی در پی سفر رهبر معظم انقلاب به شهرستان آمل در سال 1377 کتاب "انسان و عرفان" خود را به ایشان تقدیم کرده‌اند، این متن ادبی و محبت آمیز به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

الم تلک آیات الکتاب الحکیم هدی و رحمه للمحسنین

با سلام و دعای خالصانه، و ارائه ارادات بی پیرایه جاودانه به حضور باهرالنور رهبرعظیم الشان کشور بزرگ جمهوری اسلامی ایران حضرت آیت الله معظم،جناب خامنه ای کبیر- متع الله الاسلام و المسلمین بطول بقائه الشریف- ، این اثر نمونه دوران را اعنی،رساله انسان در عرف عرفان را به پاس تجلیل و تکریم و ابراز شادمانگی از نزول اجلال آن یگانه دوران در دارالاسلام و الایمان شهر هزار سنگر آمل مازندران ، از جانب خودم و از جانب همه شهروندان بزرگوار این بلدطیب و خطه شهرستان آمل بلکه از جانب همه فرزانگان گرامی و گرانقدر استان مازندران ، به پیشگاه مبارک آن ولی به حق که مصداق بارز رساله است با کمال ابتهاج و انبساط تقدیم می دارم، و عزت و شوکت روز افزون آن قائد اسوه زمان را همواره از حقیقه الحقائق خداوند سبحان مسئلت دارم.

یارب دعای خسته دلان مستجاب کن.

20/3/1377 حسن حسن زاده آملی


 

نوشته شده توسط عاشق در دوشنبه سی ام آذر 1388 ساعت 22:33.مقام معظم رهبر در کلام بزرگان - لينک ثابت